کد خبر: ۶۹۹۰۵۴
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۴
در دادگاه رسیدگی به دادخواست ۴۲ نفر از اعضای سابق گروهک تروریستی منافقین مطرح شد
در دومین جلسه دادگاه رسیدگى به دادخواست ٤٢ نفر از اعضاى سابق گروه تروریستى مجاهدین خلق، یکی از خواهان پرونده گفت: براى پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضاى فرقه رجوى ربوده شدم. آن‌ها بعد از حمله امریکا به عراق و سرنگونى دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند.
آفتاب‌‌نیوز :

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه در گزارشی نوشت: دومین جلسه دادگاه رسیدگى به دادخواست ۴۲ نفر از اعضاى سابق گروهک تروریستى منافقین به ریاست قاضى پورمریدى برگزار شد.

در ابتداى جلسه دادگاه قاضى پورمریدى ضمن اعلام رسمیت جلسه از محمدرضا شمسی یکى دیگر از خواهان این پرونده خواست جهت ارائه توضیحات در جایگاه قرار گیرد.

شمسی ضمن قرارگیرى در جایگاه گفت: براى پیدا کردن کار در سال ٨١ به ترکیه رفتم که توسط اعضاى فرقه رجوى ربوده شدم. آن‌ها بعد از حمله امریکا به عراق و سرنگونى دولت عراق در کوهستان سرگردان بودند. دو نوبت مرا زندانى کردند؛ چند بار اعتراض کردم و مرا به زندان انداختند و شکنجه کردند.  در این مدت فشارهاى روحى و جسمى بر من وارد شد و بیش از سه ماه در زندان منافقین زندانى بودم و در شرایط کنونى نیز از این آسیب‌ها رنج مى برم و از دادگاه تقاضاى محکومیت سرکردگان فرقه رجوی را دارم. من اواخر سال ٨٣ به کشور بازگشتم، زمانى که رفتم متاهل بودم و دو فرزند داشتم.

در ادامه، نادر چپچاپ یکى دیگر از خواهان پرونده در جایگاه قرار گرفت و گفت: از اینکه این فرصت به من داده شد تا از حقوق خود دفاع کنم از دادگاه سپاسگزارم. طى چهار سال که در گروهک بودم آسیب‌های فراوانى به من وارد شد.  مرا فریب دادند و از ترکیه و به طور غیرقانونى به عراق بردند. ناخن هاى پاهاى مرا بدون بی حس کردن کشیدند و مرا مجبور مى کردند در کارهاى نظامى، خدماتى و تشکیلاتى شرکت کنم و همین کار موجب عفونت پاهایم شد. مرا فریب دادند که در آلمان به من کار مى دهند و من اصلا دنبال این موضوعات نبودم. مى گفتند مرا مى کشند و در حیاط دفن مى کنند و از من به عنوان شهید خود یاد مى کنند، من گفتم براى مبارزه نیامدم. به علت اعتراض به رفتارهاى آن‌ها توسط صمد امیرى در زندان به مدت یک ماه و نیم بازداشت شدم. در نهایت پس از بازگشت به ایران و عدم مداواى پاهایم هر دو پایم از مچ قطع شد.  محمدجواد اسدى و حسین ولى‌پور دو نفر از شاهدان من هستند که البته یکى از آن‌ها به ایران نیامد.

محمدجواد اسدى، ضمن قرارگيرى در جايگاه بيان كرد: من سه سال و نيم در اسارت فرقه منافقین و چهار سال در اسارت امريكا بودم و شاهد بودم كه به دليل كار زياد ناخن هاى چپچاپ را كشيدند.  همه افراد براى كار آمده بودند و متفق القول سر همه ما كلاه گذاشتند. زمانى كه در اشرف به ما لباس نظامى دادند، ما گفتيم ما براى جنگ نيامديم. حرف اصلى آن‌ها زمانى كه مى‌گفتيم نمى‌مانيم، این بود که ورود ما به عراق غيرقانونى است و ١٥ تا ٢٠ سال زندان دارد.  بعد از حمله عراقى ها موفق شديم به سمت كمپ امريكايى ها فرار كنیم اما آن ها دستشان با منافقین در يک كاسه بود و چهار سال و نيم در كمپ امريكايى‌ها بوديم. من يک ماه بود كه ازدواج كرده بودم و در اواخر دى ماه ٨٠ وارد گروهک شدم و تابستان ٨٣ از آنجا فرار كردم و از دادگاه خواستار محكوميت فرقه رجوی هستم.

در ادامه فتح الله اسکندرى یکى دیگر از خواهان در جایگاه قرار گرفت و گفت: به عنوان سرباز وظیفه به جبهه اعزام شدم و پس از برخورد گلوله و ترکش اسیر منافقین شدم. در سه ماه اول اسارت مرا در یک قفس نگه مى داشتند و مى گفتند باید به خواسته هاى آن‌ها عمل کنیم. مدت ١٧ سال در آنجا محبوس بودیم.  از شدت فشار‌ها آقاى خدام گلمحمدى روى خود نفت ریخت و خود را آتش زد، اما زنده ماند ولى او را جایى بردند که دیگر ندیدم و حجت عزیزى و کریم پدرام با گلوله به خود شلیک کردند و فردى به نام رسول که دو چشم او نابینا بود با ریختن نفت خودش را آتش زد. سه گلوله به دست من و یک ترکش توسط فرقه رجوى به من برخورد کرد.

اکبر خباره یکى دیگر از خواهان گفت: پس از اینکه در جنگ اسیر عراقی‌ها شدم در آنجا با شتستشوى مغزى وارد گروهک شدم و ١٧ سال در فرقه بودم. در جریان حمله امریکا به کویت به مدت ٤٥ روز در بیابان‌ها پراکنده بودیم و با روزى ٥ عدد خرما سپرى کردیم. روى بازویم یک خالکوبى به اسم مادرم داشتم که گفتند باید سوزانده شود و با هویه برقى سوزاندند، چون با خانواده شدیدا مشکل داشتند. الیاس کرمى در پی شدت فشار‌ها در حمام شاهرگ خود را زد و مرد.  ١٧ سال از بهترین دوران عمرم را به بدترین شکل از دست دادم که باعث و بانى آن گروهک و این فرقه نامشروع بود. فرقه منافقین آبروى مرد، آزادى خواهى و انقلابى را در دنیا برده‌اند و از مجامع حقوق بشرى مى‌خواهم که این‌ها را پای میز محاکمه بکشند.  از دولت و قوه قضاییه تشکر دارم که چنین امکانى را خلق کردند تا بتوانیم حرف‌هاى خود را به گوش دنیا برسانیم. از دولت و وزارت خارجه خواهش مى کنم ما را در این پرونده یارى کنند تا بتوانیم به حقوق از دست رفته خود برسیم.

هادى شبانى يكى از مطلعين ضمن قرارگيرى در جايگاه گفت: نزديک به ٢٠ سال در مناسبات گروهک بودم و سال ٨٣ فرار كردم. آمده ام شهادت دهم همه مطالبى كه عنوان شد كاملا دقيق و درست است و مسئول خيلى از بچه ها در پذيرش بودم. زمانى كه در مناسبات فرقه پا گذاشتيم همه چيزهايى كه در ذهن خود بافته بوديم از بين رفت و اجازه يكبار تماس تلفنى من با خانواده‌ام را ندادند. در ترورها فقط كشتن و ريختن خون مردم ايران مهم بود. در راهپيمايى ٢٢ بهمن قرار بود عمليات انجام دهم كه خوشبختانه نشد.

قاضى پورمريدى خطاب به این مطلع گفت: آيا از كادر سرکردگان منافقين پرسيديد كه چطور مريم رجوى همسر مسعود رجوى شد مگر مخالف خانواده نبودند؟

شبانى گفت: در مناسبات فرقه‌اى افراد پايين نمى‌توانند سوال كنند و مواردى خط قرمز محسوب مى‌شد و حق سوال نداشتيم و ما صرفا اجراكننده دستورات بوديم. من در عمليات مرصاد زخمى شدم و براى اين فرقه زخمى شدم اما حاضر نشدند زمانی كه به كمپ امريكايى‌ها رفتم لباس‌هايم را به من بدهند.

ایرج صالحى یکى دیگر از مطلعین ضمن قرارگیرى در جایگاه گفت: من ٢٠ سال تا سال ٨٣ در این فرقه بودم. این فرقه ما را از عزیزانمان جدا کرد و ارتباط با خانواده را ممنوع کرد. یکى از راهکارهاى آن‌ها این است که افراد را مجبور مى‌کردند افکار درونى خود را نیز بگویند. رجوى براى اینکه شکست در عملیات مرصاد را گردن اعضا بیندازد، انقلاب طلاق راه انداخت.  خیلى از افراد در این سیستم خروج ممنوع، اقدام به خودکشی کردند. سال ٨٠ رجوى گفت هر کس مى‌خواهد برود باید چهار شرط را بپذیرد. شرط اول این بود که جلوى افراد بگوییم مشکل جنسی داریم و شرط دوم این بود که ما را تحویل دولت عراق مى دادند و دو سال هم در زندان هاى سازمان بمانیم و سپس ما را به ایران بفرستند. یکى از افراد خدام گلمحمدى بود که دست به خودسوزى زد و خود را آتش زد و زنده ماند، اما معلوم نیست چه بلایى سر او آوردند. به ما مى‌گفتند خونمان مال مسعود رجوى است یعنى تعیین مى‌کند چگونه می‌میریم و نفس‌مان مال مریم رجوى است یعنى تعیین مى‌کند در روز‌ها چه کنیم و به عنوان برده محسوب می‌شدیم.  حاضرم شهادت دهم که این فرقه چه شکنجه‌ها و بلاهایى سر اعضا و خانواده اعضا آورد.

ایرج صالحى یکى دیگر از مطلعین ضمن قرارگیرى در جایگاه گفت: من ٢٠ سال یعنی تا سال ٨٣ در این فرقه بودم. این فرقه ما را از عزیزانمان جدا کرد و ارتباط با خانواده را ممنوع کرد. یکى از راهکارهاى آن‌ها این بود که افراد را مجبور مى‌کردند افکار درونى خود را بگویند. رجوى براى اینکه شکست در عملیات مرصاد را گردن اعضا بیندازد انقلاب طلاق راه انداخت.

صالحى عنوان کرد: خیلى از افراد در این سیستم خروج ممنوع، اقدام به خودکشی کردند. سال ٨٠ رجوى گفت هر کس مى‌خواهد برود باید چهار شرط را بپذیرد. شرط اول این بود که جلوى افراد بگوییم مشکل جنسی داریم و شرط دوم این بود که ما را تحویل دولت عراق مى دادند و دو سال هم در زندان هاى گروهک بمانیم و سپس ما را به ایران بفرستند. یکى از افراد خدام گلمحمدى بود که دست به خودسوزى زد، اما زنده ماند، معلوم نیست چه بلایى سر او آوردند. به ما مى‌گفتند خونمان مال مسعود رجوى است یعنى تعیین مى‌کند چگونه می‌میریم و نفس‌مان مال مریم رجوى است یعنى تعیین مى‌کند در روز‌ها چه کنیم و به عنوان برده محسوب می‌شدیم. حاضرم شهادت دهم که این فرقه چه شکنجه‌ها و بلاهایى سر اعضا و خانواده اعضا آورد.

در ادامه جلسه دادگاه، سيروس غضنفرى يكى ديگر از خواهان در جايگاه قرار گرفت و گفت: سال ٦٧ به دست نيروهاى عراقی اسير شدم و در اسارت فرقه رجوى درآمدم. پس از ورود به اردوگاه اشرف از يک اسارت موقت به يک اسارت دائم رفتم. من از تمامى حقوق‌هاى انسانى محروم شدم. در طول ١٧ سال از اسارت از نعمت هاى خداوند محروم شدم. تمامى احساسات و غرايض طبيعى انسانی را از ما سلب كردند. انتخاب همسر براى بقاى نسل از نعمت هاى خداوند است كه با دستور مستقيم مسعود رجوى حق فكر كردن به هيچ زنى را نداشتيم.دختران زير ١٨ سال را به مردانى كه سن آن‌ها ٣٥ تا ٤٠ سال بود مى‌دادند. بايد در نشست هاى روزانه و غسل هفتگى به تفكرات خود پاسخ مى داديم. سال ٦٨ تمامى زنان با دستور مستقيم مسعود رجوى از همسران خود جدا شدند و بچه‌هاى آن ها را نيز از آن ها جدا كردند. رجوى رواج نسل كشی انجام داد از اين بابت از دادگاه هاى بين‌المللى خواهان صدور حكم هستم و از این دادگاه بابت اين فرصت تشكر مى‌كنم.

در ادامه جلسه دادگاه، كمندعلى عزيزى يكى ديگر از خواهان پرونده بيان كرد: سال ٦٦ در منطقه عملياتى به عنوان سرباز وظيفه بودم و در درگيرى شديد با منافقين اسير شديم و به اسارت درآمدم و ١٧ سال در اردوگاه اشرف بودم.  بعد از آن به من گفتند همه اعضاى خانواده من مرده‌اند اما متوجه شدم زنده‌اند. ما فرار كرديم و به ايران آمديم. به ما مى‌گفتند كه به ايران برويد اعدام مى‌شويد اما اين طور نبود.

عزيزى اظهار كرد: در سليمانيه فردى كه مى‌خواست فرار كند را به ماشين بستند و روى زمين كشيدند. در كركوک افرادى كه نمى‌خواستند جذب سازمان شوند را در آبجوش مى‌انداختند و از من نيز مى‌خواستند خواهرم را كه به آن‌ها فحش داده بود بزنم اما چون اين كار را نكردم يک هفته زندان بودم و كتک خوردم.

بخشعلى علیزاده یکى دیگر از شهود این پرونده ضمن قرارگیرى در جایگاه گفت: مدت ٢٧ سال در فرقه رجوى گرفتار بودم و در جبهه جنگ در تهاجم نیروهاى عراقى به اسارت درآمدم و مدت سه و نیم سال در اردوگاه اسرا بودم و بعد از آن به اردوگاه اشرف رفتم. از چاله اسارت در چاه فرقه رجوى گرفتار شدم و در نهایت شهریور سال ٩٥ از تشکیلات گروهک جدا شدم و به آلمان رفتم و بعد از آن تصمیم گرفتم به ایران بیایم.تمامى صحبت‌هاى مطرح شده در دادگاه درست بوده و حاضر هستم در تمامى دادگاه‌ها شهادت دهم. میانگین سنى افراد ٥٠ تا ٥٥ سال در اردوگاه آلبانى است و حدود دو هزار نفر هستند. من در سال ٩٥ وارد آلبانى شدم و شهریور ٩٥ از فرقه جدا شدم. امیدوارم این دادگاه به اینجا ختم نشود و در عرصه بین‌الملل به محکومیت فرقه رجوى کشیده شود؛ شنیده بودم بسیار از دادگاه‌هاى بین‌المللى هراس دارد.

محمدرضا گلى یکى دیگر از مطلعین ضمن قرارگیرى در جایگاه عنوان کرد: حدود ٢٤ سال در تشکیلات گروهک بودم. من به عنوان زندانبان آنجا بودم و شاهد بودم که افراد را چه شکنجه‌هایى مى‌کردند و حرف‌هاى دوستان را تایید مى‌کنم. فشار روحى بسیار سنگین‌تر از فشار جسمى بود. خاطرم هست یکى از افراد به دلیل فشار‌ها خودزنى کرد و اگر امکانش باشد حاضر هستم در هر مجمع بین‌المللى صحبت کنم و شهادت دهم.

وی خطاب به یکی از افرادی که در دادگاه جز خواهان پرونده بود، گفت: شما قبلاً زندانی و اسیر من بودید و من نیز اسیر عقاید گروهک منافقین بودم.

در ادامه جلسه دادگاه، لیلا کیوکان از خواهان دیگر این پرونده، ضمن قرارگیرى در جایگاه گفت: در شرایطى که دو سال بیشتر نداشتم پدرم ما را رها مرد و جذب فرقه شد و همانند همه اعضایى که اینجا هستند تحت تاثیر منفى کذاب این فرقه قرار گرفت.  در طول چهل سال تلاش‌هاى متعددى از سوى من براى دیدار یا صحبت تلفنى صورت گرفت، اما بی‌نتیجه ماند. من به عنوان کسی که در دوران کودکى پدرم را از دست دادم و حتى صداى او را نشنیدم، سوالم از مجامع حقوق بشرى این است چرا به وظایف قانونى خود عمل نمى‌کنند و با آن‌ها برخورد نمى‌کنند. تنها یادگار من از پدرم یک قاب عکس دردناک است و چهره بهت زده مادرم نشان از آوارى داشت که سر ما خراب مى شد. خلق من هستم که صداى پدرم را نشنیدم؛ در جلسه دیروز برخى گفتند که نتوانستند با فرزندان خود ارتباط برقرار کنند، اما من هیچ وقت پدرم را لمس نکردم.  از قوه قضاییه تشکر فراوان دارم که شرایطی را فراهم آورد در یکجا صداى خود را به گوش مجامع بین الملل برسانیم تا شاید روزى بتوانم دور از قاب عکس چهره پدر را ببینیم.

قاضى پورمریدى در این بخش از جلسه دادگاه عنوان کرد: دادخواستى که مطرح شد از نظر قوه قضاییه و دادگاه آغاز راه است. زود: این راه قطعا به این پرونده ختم نخواهد شد؛ درب دادگسترى و شعبه ٥٥ بین‌الملل قوه قضاییه باز است تا نه تنها افرادى که عضو این گروهک بودند بلکه همه افرادى که از این گروهک خسارات فراوانى به آن‌ها وارد شده دادخواست خود را مطرح کنند. ما مى دانیم که ١٧ هزار نفر از مردم ما حداقل به صورت مستقیم از قربانیان ترور هستند و کشته و شهید شدند و از زنان و کودکان تا پیر و جوان قربانى اقدامات فرقه تروریستى مریم و مسعود رجوى و گروهک منافقین شده اند. این حق براى همه و براى همه مردم کشورمان است تا دعاوى خود را مطرح کنند تا رسیدگى شود. بیش از ٣٥ سال است که از اقدامات فرقه رجوى که مستقیما علیه مردم کشورمان دست به اسلحه بردند مى گذرد و هر چقدر این فاصله بیشتر شود ممکن است نسل هاى جدید اقدامات جنایتکارانه آن‌ها را فراموش کنند.

قاضى پورمريدى تصريح كرد: گذر زمان هم ادله را تحت تاثير قرار مى دهد و هم آدم ها را فرسوده مى‌كند. در دادگاه افرادى از طيف هاى مختلف صحبت كردند كه شاهد اقدامات جنايتكارانه گروهک منافقين بودند. صحبت هاى چنين افرادى براى دادگاه ها بسيار راهگشا خواهد بود. افرادى كه اكنون در آلبانى و فرانسه هستند به نوعى اسير منافقين هستند و كماكان درب هاى اين كشور به روى همه باز است اما اگر اقدامات جنايتكارانه و كيفرى انجام داده اند موضوع على‌حده‌اى است. ما در اين دادگاه در چارچوب قوانين و مقررات رسيدگى قاطعانه اى انجام خواهيم داد و حكم در اسرع وقت صادر خواهد شد اما انتظارى كه از سازمان هاى بين المللى مدعى حقوق بشر مى شود اين است كه در پرونده فرقه رجوى، حداقل در دسته اول افرادى كه اكنون در آلبانى هستند، به داد آن ها برسند.

رييس دادگاه اظهار كرد: اين شروع كار خواهد بود و آخر آن به نابودى فرقه تروریستی منافقين مى‌انجامد و منجر به آزادى افرادى مى شود كه در بند آن ها هستند. فرقه‌هايى همچون فرقه منافقين به جز اسارت و بهره كشی هيچ دستاوردى براى بشريت ندارند. ما دعاوى كه مطرح مى شود را مورد رسيدگى قرار مى دهيم و دادگاه ادامه پيدا خواهد كرد.

رييس دادگاه در پايان ختم جلسه را اعلام كرد.

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین