کد خبر: ۷۷۸۷۰
تعداد نظرات: ۲۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۲
آفتاب‌‌نیوز : آفتاب: خسرو شکیبایی، اسطوره بازیگری سینمای ایران، 4 بامداد دیروز جمعه، 28 تیرماه به علت نارسایی قلبی، در سن 64 سالگی در بیمارستان پارسیان چشم از جهان فرو بست و خاطره نقشهای ماندگار خود را برای ما برجای گذاشت.

به گزارش سرویس هنر آفتاب، خسرو شکیبایی در حالی صبح دیروز رخ در نقاب خاک کشید که آخرین پلان خود را در فیلم تلویزیونی «پیوند» سعید عالم‌زاده بازی کرده‌بود و آخرین نمایش فیلمش، «آشیانه‌ای برای زندگی» حمید طالقانی بود که به مناسبت روز پدر از تلویزیون پخش شد.

سعید عالم‌زاده گفت: «خسرو شکیبایی به واقع انسان شریفی بود و من شیفته‌ی اخلاق این هنرمند بودم».

این کارگردان سینما و تلویزیون که تله‌فیلم «پیوند» به کارگردانی او، آخرین ایفای نقش زنده‌یاد خسرو شکیبایی در این فیلم محسوب می‌شود، در پی درگذشت این هنرمند گفت: ««پیوند» اولین و آخرین همکاری من با خسرو شکیبایی بود و پس از همکاری در این فیلم تلویزیونی، افسوس خوردم که چرا پیش از این، با ایشان همکاری نداشتم».

وی ادامه داد: «خسرو شکیبایی علاوه بر این‌که بازیگر بسیار توانایی بود، یک انسان شریف هم بود. من شیفته‌ی اخلاق او شدم و پس از همکاری در تله‌فیلم «پیوند»، دلم می‌خواست هر چه سریع‌تر مجددا با او همکاری کنم».

عالم‌زاده همچنین گفت: «وقتی می‌خواستم از شکیبایی برای بازی در تله‌فیلم «پیوند» دعوت کنم، یک‌سری از افراد به من گفتند که به دلیل سن او، تایم کاری کمی را در اختیار خواهی داشت؛ اما پس از کار با خسرو شکیبایی متوجه شدم که به هیچ وجه این‌گونه نیست».
کارگردان تله‌فیلم «پیوند» با یادآوری خاطره‌ی همکاری با این هنرمند، ادامه داد: «هنگام تصویربرداری برخی صحنه‌های فیلم، یک روز که در بیمارستان شریعتی کار داشتیم، خسرو شکیبایی از ساعت 8 صبح در صحنه حاضر بود و اولین پلانی که موفق به گرفتن آن شدیم، ساعت 4 بعدازظهر بود. او آن روز تا 2 نصف شب پا به پای ما آمد و به تمام اعضای گروه نیز روحیه داد».

عالم‌زاده درباره‌ آخرین نقشی که خسرو شکیبایی در آن ایفای نقش کرده است، گفت: «طی صحبتی که با خسرو شکیبایی داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که شخصیت او در فیلم «پیوند» باید انسانی واله و شیفته باشد. اشعاری که او در سکانس خانه‌ی این فیلم انتخاب کرد و خواند، به هیچ وجه در فیلم‌نامه نوشته نشده بود؛ اما زنده‌یاد شکیبایی به حدی با صدای گرم و شیرینش این اشعار را زیبا خواند که این تصاویر هفت‌دقیقه‌یی را تنها پلان بندی کردیم و هیچ بخشی از آن حذف نشد. به اعتقاد من، این پلان، پلان خود خسرو شکیبایی بود».

شکیبایی متولد سال 1323 در تهران، فارغ‌التحصیل بازیگری از دانشکده‌ هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. او تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (1361، کیمیایی) آغاز کرد.

اما سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شکیبایی را باید فیلم «هامون» (1369، مهرجویی) دانست. او به خاطر بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را در هشتمین جشنواره
فیلم فجر به دست آورد و در خاطره‌ها ماندگار شد.

این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران که سال‌ها با حمید هامون در فیلم «هامون» داریوش مهرجویی باورش کردیم سال‌ها بعد به خاطره فیلم «کیمیا» احمدرضا درویش، دوباره این سیمرغ را به خانه برد.

او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم «سالاد فصل» فریدون جیرانی گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم «اتوبوس شب» کیومرث پوراحمد بود.

خسرو شکیبایی که خاطره‌ بازی‌اش را در فیلم‌های «کاغذ بی‌خط»‏، «یک‌بار برای همیشه» و مجموعه‌های تلویزیونی «مدرس»، «روزی روزگاری» و‏‏ «خانه‌ سبز» از یاد نبرده‌ایم، کم‌تر اهل گفت‌وگو و مصاحبه بود و با بیان صمیمانه‌اش از خبرنگاران می‌خواست که از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگیر هم نشوند.

شکیبایی در حدود 40 فیلم سینمایی حضور داشته است؛ فیلم‌هایی همچون: «پری»، «رابطه»، «سایه به سایه»، «درد مشترک» و «خواهران غریب» و با فیلم‌سازان شاخصی چون داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی همکاری داشت.

در زندگی‌نامه‌ او به این موارد اشاره شده است: «علاقه به کشتی کچ و شرکت در چند مسابقه‌ی آماتوری و غیرحرفه‌یی (1340)، عضو گروه نمایشی توسکا و بازی در نمایش پنجه‌ عدالت، گوینده‌ فیلم در استودیو شهاب (49-1347)، فعالیت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهای شاعران معاصر».

از نمایش‌های او هستند: «پنجه‌ عدالت»، «زیر گذر لوطی صالح»، «تراژدی کسری»، «هنگامه‌ شیرین وصال»، «بلیت تئاتر»، «پنجه به دست آوردن»، «صیادان»، «با خشم به یاد آر»، «بازرس»، «سنگ و سرنا»، «همه‌ پسران من»، «شب بیست و یکم» و «بیا تا گل برافشانیم».

از فیلم‌ها، نمایش‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی‌اش هم به این موارد می‌توان اشاره کرد:
«زیر گذر لوطی صالح»، «سنگ و سرنا»، «لحظه»،‌‌ «کتیبه»، «سمک عیار»، ،« ‌کوچک جنگلی»، «مدرس»، «تهران 53»،« روزی روزگاری»، «میثاق خون»، «خانه‌ سبز»، «میراث مشترک (گوینده گفتار متن)»، «سرزمین سبز»، «کاکتوس»، «در کنار هم»، «پهلوانان نمی‌میرند» و ... .

اما فیلم‌شناسی خسرو شکیبایی به این شرح است: «خط قرمز»، «دادشاه»، «صاعقه»، «دزد و نویسنده»، «رابطه»، «ترن»، «شکار»، «هامون»، «عبور از غبار»، «ابلیس»، «جست‌وجو در جزیره»، «بانو»، «پرواز را به خاطر بسپار»، «سارا»، «یک بار برای همیشه»،« بلوف»، «پری»، «درد مشترک»، «لژیون»، «کیمیا»، «عاشقانه»، «خواهران غریب»، «سایه به سایه»، «سرزمین خورشید»،« روانی»، «زندگی»، «‌میکس»، «کاغذ بی‌خط»، «دختری به نام تندر»، «مزاحم»، «صبحانه‌ای برای دو نفر» و «اتوبوس شب».

از مهمترین فیلم‌های این بازیگر فقید می‌توان به «بانو، سارا، پری، دختر دایی گمشده و میکس» مهرجویی، «خط قرمز، حکم و رئیس» کیمیایی، «کاغذ بی‌خط» تقوایی، «اتوبوس شب و خواهران غریب» پوراحمد، «یکبار برای همیشه و مزاحم» الوند، «سالاد فصل و ستاره بود» جیرانی، «شب» صدرعاملی، «سرزمین خورشید، ابلیس و کیمیا» درویش، «دست‌های خالی» طالبی، «عاشقانه» داودنژاد، «رابطه و عبور از غبار» درخشنده و «چه کسی امیر را کشت؟» کرمپور اشاره کرد.

«خسرو شکیبایی» اخیرا در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را روی صحنه از دستان محمدباقر قالیباف، محمد خزاعی و محمدرضا جعفری ‌جلوه گرفت و با ابراز تشکر، صحنه را ترک کرد.



{$old_album_77870}
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
انتشار یافته: ۲۱
ناشناس
|
-
|
۰۹:۵۵ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
من زياد در عرصه هنر سينما اطلاعاتي ندارم
اما از شنيدن خبر فوت ايشان گريستم فقط به خاطر اينكه احساس
ميكنم پشت وروي ايشان خودش بود وبس
تسليت به تمامي دوستداران ايشان
ناشناس
|
-
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
از دست دادن آدمهاي حرفه‌اي هميشه تاسف‌آور است. جاي شكرش باقيست كه شكيبايي ديده مي‌شد. در اين وانفساي نديدن آدمهاي خوب !
ناشناس
|
-
|
۱۳:۵۸ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
بياپيد قبل از رفتن خو بان بگريپم
ناشناس
|
-
|
۱۴:۴۱ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
خداوند ايشان را قرين رحمت قراردهد -انگار احساس ميكنم عضوي از خانواده ام از دنيا رفته است.
ناشناس
|
-
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
نه هرگز خاموشی خورشید را باور نمی کنیم.
ناشناس
|
-
|
۱۵:۵۵ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
دیگر آن صدای گرم و چهره محبوب میان ما نیست چه حیف شد حمید هامون و رضا خانه سبز و...
ناشناس
|
-
|
۲۳:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۲۹
0
0
باورش سخته كه او ديگر نيست . جايش هميشه خالي ميباشد يادش گرامي باد
ناشناس
|
-
|
۰۰:۴۵ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
هيچ وقت نقش مراد بيك از ياد نميره. فقط ميتونيم خاطرشو زنده نگه داريم خسرو عزيز يادت بخير
ناشناس
|
-
|
۰۱:۰۷ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
به نظر من آقا ي خسرو شكيبايي از چهره ها ي ما ندگار و اثرگزار و تكرار نشدني هنر ايران بودند كه خيلي زود از بين ما رفتند . مرگ حق است . ولي ايشا ن خيلي زود به سراي با قي شتا فتند . درست مثل حا مدي و پنا هي و ژيان و اسما عيل خا ني و حاتمي و پوپک گل دره و ... كه هنوز هنر ايران به آنها نيا ز داشت ..خدايش بيا مرزد .
ناشناس
|
-
|
۰۲:۴۱ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
وقتی این خبر رو خوندم بی اختیار اشکم جلو دکه روزنامه فروشی دراومد، خیلی تاسف بار بود. به همه اهل هنر تسلیت باد، سینمای ایران این بی خسرویی رو نمی تونه جبران کنه، تسلیت می گم.
ناشناس
|
-
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
خسرو شكيبايي ديگر تكرار نخواهد شد. جايش خيلي خاليست.
حيف حيف حيف
ناشناس
|
-
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
خسرو شكيبايي ديگر تكرار نخواهد شد. جايش خيلي خاليست.
حيف حيف حيف
ناشناس
|
-
|
۰۹:۴۳ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
به نام آفرينده
بنده هنرجو و گرافيست هستم
از خبر فوت اييشان همچون قيصر شعر
و رسول سينماي ايران ناراحت شده ام اما مهمتر از رفتن كه روزي به سراغ همه ما ميايد بايد خوب و با ياد نيك رفت و رو سفيد در جايگاه ابدي
از دو ستاني كه ادعاي دوست داشتن همچون خسرو شكيبايي را دارند تقاضا ميكنم كمترين كار را در حق ايشان انجام داده و نماز شب اول قبر بخوانند و بدانيم روزي خواهد رسيد كه ما نيز محتاج يك ركعت نماز در قيد حيات ها هستيم
هر كس كوتاهي كند بداند كه شعار دهنده اي بيش نيست و بس
يا علي
ناشناس
|
-
|
۱۳:۵۹ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۰
0
0
من از طرفدارانش بوده و هستم او باعث علاقه من به فيلم و سنما شد و تمام خاطات كودكي و نوجواني من با فيلمها و سريالهاي او پر شده است من از شنيدن خبر مرگ او بسيار گريستم و ميدانم كه خيلي ها مثل من بودند او براي خيلي از مردم ما اسطوره بود با نقش مراد بيگ در روزي روزگاري و رضا در خانه سبز ُ با او خنديديم و با او گريستيم با محمود سياه در يكبار براي هميشه از ايراني بودن خود گفتيم و در مزاحم دردسرهاي يك هنرپيشه را تجربه كرديم در فيلم سارا از اعمال گشتاسب حرص خورديم و در هامون يراي معصوميت حميد گريه كرديم واو حالا از كنار ما رفته و يادو خاطراتش با ماست روحش شاد و يادش تا ابد جاويدان
ناشناس
|
-
|
۰۰:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
دوستاني كه امروز بهشت زهرا بودند شاهد حضور هنر دوستان و علاقهمندان شكيبايي عزيز بودند ولي حيف كه بعضي از خانمها و اقايان مراسم تشيع را با مراسم عروسي اشتباه گرفته بودند . حتي مانع صحبت دوستان میشدند کاش کمی در مورد رفتارمون تجدید نظر کنیم
ناشناس
|
-
|
۰۳:۳۳ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
او رفت... و پشت حوصله نورها دراز كشيد و هيچ فكر نكرد كه ما ميان پريشاني تلفظ درها براي خوردن يك سيب چقدر تنها مانديم...
ناشناس
|
-
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
بدون شكيبايي سينماي ايران ديگه لطفي نداره با رفتن او قلبم سياه شده هنوز باورم نميشه كه ديگه نميتونيم بازيهاي نابش رو ببينيم ايكاش ميدونست چقدر دوستش داريم اينقدر كه بدون بغض نميتونم حتي تلويزيون تماشا كنم.
ناشناس
|
-
|
۰۹:۳۰ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
من كه خيلي گريه كردم.حيف شد.
ناشناس
|
-
|
۱۰:۵۶ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
در چشم انداز هر كجاي طبيعت تنها تو را مي بينم
در چشمه در رود در كوه در درخت .............. با اين همه هنوز
در تو حيرانم كه تمامي عشقي در يك وجود و تمامي آرزويي
در يك لباس .........................
هميشه در يادها مي ماني
روحت شاد
دوستدارت
ناشناس
|
-
|
۱۱:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
روحش در خانه ابدي اش هميشه سبز باد.روحش شاد
ناشناس
|
-
|
۱۶:۳۵ - ۱۳۸۷/۰۴/۳۱
0
0
چند نفر از ما باصطلاح دلسوختگان از شكيباپي حالي پرسيديم ؟ دوباره و چند باره داستان تكراري ملي را تكرار ميكنيم. فراموش ميكنيم بودن فني زاده ها را ياحقي هارا حاتمي ها راو.......در بودنشان و افسوس و آه اي كاش ورد زبانمان ميشود پس از هجرتشان. يادش بخير روانش شاد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین