آفتابنیوز :
آفتاب: امام جمعه شمیرانات از آن دسته اصولگرایان سنتی و معتدلی است که اعتقاد دارد هیچ دولتی حق ندارد باهیچ بهانهای در برابر قانون بایستد. وی اظهارات اخیر احمدینژاد را عاملی برای افزایش نگرانی افکار عمومی در ایران میداند که موجب لکه دار شدن مدیریت عالی دولت در خلال برگزاری جنبش نم شده است. حجت الاسلام دعاگو برخلاف جمعی از افراد طیف خود در خصوص جریان اصلاحات معتقد است که افرادی که جریانهای سیاسی وفادار به نظام و قانون اساسی را مرده میپندارند از هوش سیاسی و توان خردورزی بهره چندانی ندارند.
حجت الاسلام محسن دعاگو امام جمعه شمیرانات و از فعالان سیاسی اصولگرا در پاسخ به سوالات ایلنا مواردی را بازگو کرد که مشروح آن را در ذیل میخوانید:
ارزیابی شما از اظهارات اخیر رئیس جمهور در رسانه ملی چیست؟ متأسفانه سخنان آقای احمدینژاد در رسانه ملی نه تنها با واقعیات خارجی فاصله زیادی داشت، بلکه با مقتضای قانونمداری نیز سازگار نبود. این سخنان بر نگرانی افکار عمومی افزود و توهینی آشکار به شعور سیاسی و توان خردورزی ملت تلقی شد. در واقع طرح چنین مسائلی علاوه بر اینکه تأسف اندیشمندان خردورز را برانگیخت، لکه سیاهی بر پرونده سفید مدیریت عالی و شایسته تقدیر جنبش عدم تعهد بود. متاسفانه بار دیگر برخی بهانههای توجیه ناکارآیی و قانون ستیزی تکرار شد میتوان گفت ارادهای که نمیخواهد از آبروریزی اصولگرایی فاصله بگیرد و به لحاظ هویت فکری و جناحیاش از ختم به خیر شدن جریان اجرایی موجود احساس کامیابی و پیروزی نمیکند تنشهای تلخ سیاسی - اجتماعی را در حوزه وفاداران به اسلام، نظام و قانون اساسی بسترسازی کرد.
آیا در فاصله کمتر از یک هفته از پایان اجلاس، همراه کردن برخی مسائل با مطالب مربوط به اجلاس، کار درستی بود؟ معتقدم در اجلاس جنبش عدم تعهد، توان سیاسی، مدیریت عالی، قدرت سازماندهی و مهمان نوازی ممتاز جمهوری اسلامی، برای کشور و ملت اعتبار، اقتدار، سرافرازی و پیروزی آفرید به عبارت دیگر نظام دینی، توان مدیریت اجلاس جهانی و حل و فصل منطقی و مسالمت آمیز مسائل و مشکلات بین المللی را در چارچوب اساسنامه جنبش عدم تعهد به نمایش گذاشت. بدون شک دستاوردهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مدیریت مبتنی بر خردورزی و دوراندیشی اجلاس، آثار قطعی بر اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی برای حل مسائل منطقهای در برابر استکبار و ارتجاع غرب و رژیم صهیونیستی و تقویت جایگاه جمهوری اسلامی در جامعه جهانی همراه داشت. به گونهای که هوشمندی، اقتدار، سرافرازی و فرزانگی ملت ایران در سخنان اصولی، ارزشمند، راهگشا و راهنمای رهبری معظم انقلاب اسلامی به نمایش گذاشته شد، هر سخنی که اعتبار و اقتدار کسب شده با خردورزی و شایستگی ملت ایران را با آسیب روبرو سازد الهامات شیطان صفتان خزیده در نقاب سیاستمداری است.
دولت برای بار چندمین بار اظهارتی را در مورد عرصه قانون گذاری مطرح کرد،نظر شما در خصوص این اظهارات چیست؟ قوه مجریه، مسئول اجرای قوانین و مقررات مصوب مجلس آن هم پس از طی مراحل قانونی است، مقاومت در مقابل مصوبات مجلس شورای اسلامی، خردگریزی و مردم ستیزی مبتنی بر خودمحوری و جناح مداری است چراکه هیچ دولتی هرگز نمیتواند در جایگاه قوه قضائیه و قوه مقننه تصمیم گرفته و به امر و نهی قضایی و قانونی بپردازد.
دولتها با هیچ بهانهای و در هیچ شرایطی حق ندارند در برابر قانون بایستند و از مسیرهای غیرقانونی، منافع و مصالح ملی پنداری و خیالی را پیگیری کنند. قوه مجریه در حوزه اجرای قانون در پوشش نظارت مجلس شورای اسلامی و نظارت عمومی اقشار مختلف ملی است.
نظر شما در مورد سخنان رئیس جمهور مبنی بر مشخص نبودن پایان عمر دولت چیست؟ آیا میتوان گفت که دولت به دنبال پیروزی یکی از نامزدهای مورد حمایت خود در انتخابات آتی ریاست جمهوری است؟ رئیس جمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب و پس از طی مراحل تنفیذ و تحلیف برای دولت منتخبش از مجلس رأی اعتماد میگیرد بنابراین پایان ریاست جمهوری برای هر فرد که دارای هر شأن، شخصیت و توانایی و کارآیی باشد پایان عمر دولت منتخب اومحسوب میشود. به گونهای به شکل معمول رئیس جمهور پس از مراسم تنفیذ و تحلیف، دولت منتخب خودش را برای اخذ رأی اعتماد به مجلس معرفی میکند و با این کار عملاً به حضور دولت گذشته در عرصههای اجرایی پایان میبخشد.
البته اگر وجود دولت به معنای وجود کارمندانی است که براساس شایستگی و مقررات رسمی در وزارتخانهها به انجام وظیفه مشغول هستند، نباید فراموش کرد که با تغییر هیچ دولت و رئیس جمهوری بدنه عمومی دولتها در وزارتخانهها دچار تغییر نمیشود، اگر کسی تصور کند در کشوری که با تغییر رئیس جمهور و هیئت وزیران تغییرات اساسی تقریباً در همه ردههای مدیریتی اعمال میشود و مدیران و صاحب منصبان برگزیده شده بر مبنای رفاقت و نقش آفرینی در پیروزی جریان حاکم ماندگار میشوند باید برای معالجه به محضر مشاوران و روانشناسان خبره مشرف شود.
در آستانه انتخابات اگرچه برخی سران اصولگرا همچون آقای عسگرداولادی از ضرورت حضور اصلاح طلبان سخن میگویند اما در مقابل عدهای نیز مدام اعلام میکنند که جریان اصلاحات مرده و تمام شده است، این تناقض گوییها در اظهارات اصولگرایان را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ من معتقدم که شرکت در انتخابات و پیروزی نامزد واجد شرایط در چارچوب قانون اساسی حق همه اقشار ملی است، برای كاندیداتوری جز شرایط سنی و هویت ملی، هیچ شرطی وجود ندارد. همه ملت بیهیچ محدودیتی و با هر آئین، مذهب، ایده و علقهای میتوانند در انتخابات شرکت کنند و به نامزد مورد نظرشان برای ریاست جمهوری با آزادی و آگاهی کامل رأی دهند ولی انتخاب شدن دارای شرایطی است به گونهای که واجدان آن در عرصههای رقابت حاضر میشوند و تنها در صورت انتخاب ملت در منصب ریاست جمهوری مستقر میشوند.
جریانهای سیاسی در قالب اندیشه و گرایش مردم حضور دارند و تا زمانی که افرادی هستند که آن اندیشه و جریان سیاسی را میسازند، هرگز نمیمیرند، کسانی که جریانهای سیاسی وفادار به نظام و قانون اساسی را مرده میپندارند از هوش سیاسی و توان خردورزی کم بهرهاند.
اخیراً شاهد آن هستیم که برخی جریانات اصیل اصولگرا همچون جبهه پیروان خط امام و رهبری منفعلانه عمل میکنند و در مقابل عدهای اصولگرای تندرو تنها خود را در دایره اصولگرایی میدانند. آیا فکر نمیکنید جریان اصیل اصولگرا باید به شکل فعال تری عمل کرده و تندروهای این جریان افراطی را کنترل کند؟ تندروی منطق ستیزانه و آشوب طلبانه، مشکل هر دو جریان موسوم به اصولگرایی و اصلاح طلبی است، اصولگرایان حقیقی باید حساب خود را از تندروان مخرب، آبروریز، خشونت طلب و منطق ستیز جدا کنند و چهره اصولگرایی را در چارچوب موازین شرعی و قانونی به گوهر شایستگی و الگودهی ارزشی آراسته سازند.
البته اصلاح طلبان نیز باید لیبرالهای سکولار را با برخوردی شفاف، سازنده، قاطع، هدایتگر و جداساز از جبهه حقیقی اصلاح طلبی برانند و با بازسازی و اصلاح مطلوب چهره سیاسی این جریان پیروزیهای شایستهای را برای نقش آفرینی در اداره نظام جمهوری اسلامی بدست آورند.
به طور کلی میتوان گفت اصولگرایی و اصلاح طلبی حقیقی دو جریان ارزشی برآمده از تعالیم و پیامهای دینی است که به هیچ جریان آرمدار سیاسی تعلق ندارد، جریانهای مدعی اصولگرایی و اصلاح طلبی باید با همین دو معیار دینی ارزیابی شوند، میزان آراستگی آنها به اصولگرایی و اصلاح طلبی مشخص گردد و مردم با شفافیت تمام بتوانند گرینههای مورد نظر خود را در انتخابات برگزینند.
ارزیابی شما از آرایش سیاسی اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری چیست؟ فاصله نسبتاً طولانی تا انتخابات ریاست جمهوری موجب فاصله گیری شخصیتها و جریانهای سیاسی از شتاب زدگی در تعیین مصداق و یا مصادیق در حوزه ریاست جمهوری است. مباحث کلی نوعاً پیرامون شاخصهها و خواستهها مطرح میشود و زمینه را برای مصداق یابی و اعلام موضع مشخص سیاسی فراهم میسازد، اصولگرایان هنوز از حوزه شاخصهها، ملاکها و معیارها و ایجاد وحدت، هماهنگی و همسویی در جبهه اصولگرایی نگذشتهاند و مصداق یابی را پس از طی این مرحله منطقی میدانند.
غلامرضا