دعای سفر آیت الله
یاسر هاشمی: ياد جمله معروف آقاي احمدي نژاد افتادم كه مي گفت اگر پسرم متهم باشد، او را ...
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: یاسر هاشمی / "وقتي پدرم در گوش مهدي دعاي سفر مي خواند ياد جمله معروف آقاي احمدي نژاد افتادم كه مي گفت اگر پسرم متهم باشد، او را تحويل مي دهم اما بعدا خط قرمزش خيلي وسيع تر از اين حرف ها شد در حالي كه آقاي هاشمي پسرش را با خواندن يك سوره قرآن روانه دادسرا مي كند ، نه تهديد و نه خط قرمز ! ."
فضاي خانه آيت الله در این روزها به شدت احساسي و عاطفي شد؛ پدر پس از سه سال فرزند را مي بيند، محكم بغل مي كند و مادر هم شکر الهي مي گويد. فواد و ياسين از ديدن پدرشان در ايران بغض مي كنند و همه خوشحال هستند.
مهدي سراغ فائزه را مي گيرد كه وضعيتش در زندان چگونه است و مادر و بقيه اظهار بي خبري مي كنند، مهدي جواب مي دهد: « فائزه از من زرنگ تر بود زودتر رفت زندان» و همه مي خندند .
از ساعت يك شب كه مهدي مي رسد تا پنج صبح چراغ هاي خانه آيت الله روشن بود و گفت و گوها و ذكر خاطرات قديم و جديد و جاري.
صبح مي شود و مهدي تنها دو ساعت خوابيده است. محسن، ياسر، فاطمه، مادر و پدرشان از شش صبح بيدار هستند . گويا مي دانند ممكن است حالا حالاها او را نبينند؛ حاج آقا سر شوخي را باز مي كند و ديگران هم ادامه مي دهند .
من هم خاطره ای تعریف کردم . گفتم : « دوران آقاي خاتمي بود ،رفته بودم شمال و در يك ميهمانسراي دولتي جا گرفته بودم.همين طوري اتفاقي با مسوول پذيرش هم صحبت شديم و از وضعيت ناليد و گفت آن ساختمان را مي بيني دارند مي سازند؟ گفتم آره . گفت آن مال پسر رفسنجاني است ، هر هفته با هلي كوپتر مي آيد و بر ساخت و ساز نظارت مي كند. از او پرسيدم جدي ؟ گفت آره خودم چند بار ديدم. پرسيدم چه شكلي است ؟ گفت باور نمي كني همچنين چهار شانه و گنده ،سه تاي من و تو!
خاطرات بيشتر براي روحيه دادن به مهدي است، اما گويا روحيه او از همه بهتر است و براي رفتن عجله دارد. اصرار مي كند راس ساعت هشت و نيم صبح در دادسرا حاضر باشيم.
موعد رفتن مي رسد، مهدي با همه خدا حافظي مي كند،پدر دستش را روي شانه او مي گذارد و در گوش راست پسر اين آيه را مي خواند : « إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىَ مَعَادٍ فالله خیر حافظاوهو أرحم الراحمین»
الخير في ما وقع . بايد به خدا توكل كرد و اميدواريم شاهد نتيجه يي عادلانه باشيم ، تا افكار عمومي نسبت به آنچه برايشان ساخته شده آگاه شوند. وقتي پدرم در گوش مهدي دعاي سفر مي خواند ياد جمله معروف آقاي احمدي نژاد افتادم كه مي گفت اگر پسرم متهم باشد، او را تحويل مي دهم. اما بعدا مشخص شد خط قرمزايشان خيلي و سيع تر از اين حرف هاست و شامل كابينه مي شود چه برسد به نزديكان؛ در حالي كه آقاي هاشمي پسرش را با خواندن يك سوره قرآن روانه دادسرا مي كند، نه كسي را تهديد مي كند و نه خط قرمزي مشخص مي كند.
جالب این است که آقای هاشمی تاكنون قدمي در اين زمينه برنداشته اند . حتي مي دانم براي ساير زندانيان در چند سال اخير نامه هايي نوشته اند يا شخصا رايزني كرده اند اما درباره فائزه و مهدي هيچ كاري نكرده اند. البته اگر همه ما براي پرونده مهدي تلاش مي كنيم به دو دليل است؛ اول اينكه وكيل در تمام مراحل دادرسي بتواند در كنار او باشد و دوم حضور يك قاضي عادل در راس اين پرونده است.