پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۱۰۳۱۰
۱۹:۱۰
۱۳۸۴/۰۶/۰۲

تحلیل مهم مرتضی نبوی ازانتخابات نهم

۱۹:۱۰
۱۳۸۴/۰۶/۰۲
به گزارش آفتاب نیوز، با دقت در مبانی مشارکت سیاسی مردم به ویژه شرایط ویژه در انتخابات اخیر می توان نقش عوامل ذیل را مورد بررسی قرار داد. 

رهبری،‌ مردم، جناح ها و کاندیداها، دستگاه های دخیل در امر انتخابات اعم از ناظر و مجری،‌ محیط خارجی (به ویژه اظهارات رئیس جمهور آمریکا) و رسانه ها.
که به طور اجمال به بررسی این عوامل می پردازیم. 

نقش رهبری
رهبر معظم انقلاب از ابتدای امر مسأله انتخابات ریاست جمهوری بر روی دو مسأله، یک مشارکت بالای مردم در انتخابات و دیگری رأی بالا و قاطع رئیس جمهور تأکید فرمودند.
محیط خارجی و پرونده هسته ای ایران، عدم اقبال بالای مردم به شرکت در دو انتخابات گذشته به دلیل ناکارآمدی جریان حاکم اصلاح طلب و ناامیدی مردم از اصلاح امور و پیگیری مطالبات از اهم دلایل ضرورت حضور مردم در صحنه انتخابات بوده است. در عین اینکه در پی داشتن بحران مشروعیت مردمی برای نظام در صورت مشارکت پایین مردم در انتخابات بدیهی می نمود. که این تهدید با درایت رهبر انقلاب و تحقق خواست ایشان، مرتفع گردید. در این راستا حکم ولایی ایشان در تایید صلاحیت مصطفی معین نامزد افراطیون و مهر علیزاده دیگر چهره اصلاح طلب برای حضور تمامی سلیقه ها در انتخابات بسیار قابل توجه و حائز اهمیت است. 

نکته بسیار مهم دیگری که باید بدان توجه داشت،‌ پرچمداری گفتمان سازی توسط ایشان است. به گونه ای که معظم له طی سالیان اخیر با حرکتی دقیق و هوشمندانه با اصلاح گفتمان حاکم بر جامعه، گفتمان انقلاب را به عرصه جامعه بازگرداندند و در راس خواست های مردم قرار دادند. 

با آغاز عصر اصلاحات، جریان لیبرال در پناه اعتماد مردم وارد ساختار اجرایی کشور گردید و سپس ارکان دیگر نظام از جمله قوه مقننه و شوراهای شهر و روستا را در اختیار گرفت. قلب ارزش ها و هجمه به ارزشی های دینی،‌ ملی و انقلابی در پناه امکانات دولتی در این دوران شکل گرفت. به گونه ای که جریان نفوذی به خیال خود بستر مناسب را برای براندازی نظام فراهم نمودند. این تصور خام که در تیرماه سال 78 وجهه رادیکال گرفت با درایت مردم هوشیار ایران زمین خنثی گردید. 

با مقایسه شرایط امروز وگفتمان های حاکم در هر دو عصر می توان ظرافت حرکت رهبری را درک کرد به گونه ای که امروز گفتمان عدالت،‌خدمت صادقانه و پاسخگویی مسئولین در قبال عملکرد خود به گفتمان غالب جامعه بدل گشته است.
شایان توجه است که بی توجهی به مطالبات مردم عامل اساسی شکست جریان موسوم به اصلاح طلب بود. 

- با وجود اولویت اول حفظ امنیت در سال 80 (در پی ناآرامی های داخل کشور) و مقابله با تورم و گرانی در سال 82 جریان حاکم همواره بر طبل اولویت توسعه سیاسی کوبید.
- در پی هجمه به ارزش های دینی در این دوران، پاسداری از ارزش ها به عنوان یکی از اولویت های اساسی مردم مطرح گردید. 

آرایش جناح ها و کاندیداها
این انتخابات در عرصه آرایش احزاب و حضور کاندیداها در انتخابات ویژگی های خاصی داشت.
چنانچه علاوه بر حضور اصلاح طلبان و اصولگرایان در انتخابات، جریان کارگزاران که تا پیش از این همواره به عنوان بالانسر در رقابت های سیاسی وارد می شد، با تغییر استراتژی به صورت مستقل وارد صحنه شد. 

در این میان حضور نامزدهای متعدد در جریان اصلاح طلب و اصولگرا و عدم اجماع از دیگر پدیده های این انتخابات بود. چنانچه در جبهه اصلاح طلبان، طیف ارزشی این جریان با حمایت از نامزدی آقای کروبی، هیچ گاه با افراطیون به تفاهم نرسیدند و مهر علیزاده (معاون خاتمی و ریاست سازمان تربیت بدنی) نیز تا انتها در صحنه رقابت باقی ماند. اما در جبهه اصولگرایان نیز این تفرق تکرار شد و سه نفر از اصولگرایان به روز انتخابات رسیدند. 

همانگونه که ذکر شد ورود منفک جریان کارگزاران با حمایت از کاندیداتوری آقای هاشمی از ویژگی این انتخابات بود. اما اگر چه حضور ایشان در صحنه انتخابات عامل تشدید رقابت های انتخاباتی و حضور بیشتر مردم در روز انتخابات شد اما این نکته نیز قابل توجه است که نحوه حضور آقای هاشمی و بازی سازی اطرافیان ایشان از جمله دلایل عدم اتحاد در جبهه اصولگرایان بوده است. چنانچه شرط نیامدن آقای هاشمی به صحنه انتخابات که همانا وحدت اصولگرایان بر یک نامزد واحد بود هیچ گاه محقق نشد و اصولا این سناریو به گونه ای طراحی شده بود که این اتحاد هیچ گاه شکل نگیرد. 

در مرحله دوم انتخابات نیز طیف های مختلف از جمله جریان اصلاحات در برابر نامزد اصولگرایان به حمایت از آقای هاشمی برخاست. به گونه ای که افراطیون داخلی و اپوزیسیون خارج نشین هم در این جمع وارد شدند . اگر چه ایشان حمایت از هاشمی را نه برای پیشبرد اهداف نظام، بلکه برای بقای خود می خواستند و صراحتا به این مسأله اذعان می کردند.
نکته مهم دیگر عدم اقبال مردم به افراطی گری با وجود استفاده گسترده افراطیون از موج تبلیغات رسانه ملی بود. چنانچه عدم اقبال مردم به آنها این پیام را در پی داشت که مردم طالب اصلاحات واقعی و نه ساختار شکن بوده و از جریان برانداز اجتناب می کنند.
 
از دیگر نکات مهم و دستاوردهای این انتخابات ظهور نسل جوان پایبند به اصول و ارزش ها( و در عین حال تحول خواه) در عرصه سیاسی و تبدیل شدن اصولگرایی به جریانی فراگیر بود. این نسل که در پی اتحاد فکری حوزه و دانشگاه شکل گرفت، جوانانی تحصیل کرده، پر شور و حافظ ارزشهای دینی و ملی را به همراه خود دارد و در اقصی نقاط کشور بویژه در دانشگاهها جایگاه قابل توجهی یافته است. بی شک تشکیل طرح های اندیشه دینی از جمله طرح های ولایت و بصیرت در ساماندهی این نسل موثر بوده است. 

اما در روزهای پس از برگزیده شدن دکتر احمدی نژاد برخی از تحلیلگران این حرکت را جنبش تهیدستان و فقرا خوانده و تلاش کردند با فروکاهش خواست ها و مطالبات مردم این پیروزی ارزشمند ملت را بی اهمیت و ناشی از نا آگاهی و فقر مادی و اطلاعاتی جلوه دهند. چه اینکه برخی از این تحلیلگران آرای رئیس جمهور منتخب را مربوط به بی بهره گان از جریان توسعه در سالیان اخیر دانستند. اما حضور نسل جوان و تحول خواه در جبهه اصولگرایان و همچنین اقشار مختلف از جمله دانشگاهیان، احزاب، روشنفکران، هنرمندان، طبقه بوروکرات ناراضی از مفاسد اداری، پزشکان، مهندسین و دیگر اقشار و همچنین مطالبه عدالتخواهی و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض شکل گرفته در جامعه خط بطلانی بر این مدعاست. 

مردم
حضور پر شور مردم در انتخابات 76 و همچنین 84 از امیدواری مردم در پرداختن به مطالبات برآورده نشده شان مبنی بر تحول خواهی حکایت می کند. چنانچه همانگونه که ذکر آن رفت بی توجهی به مطالبات مردم، عامل عدم اقبال مردم به اصلاح طلبان در دور دوم شوراهای شهر و روستا و همچنین مجلس هفتم گردید. 

عمده در خواست مردم مبارزه با فقر، فساد و تبعیض و نیز تغییر در ساختار فاسد نظام اداری و مقابله با رانت خواری، ناکارآمدی ها و مافیاهای قدرت ثروت بود. این معضلات به گونه ای بودکه طبق پیمایش های ملی ارشاد ـ که ذکر آن رفت‌ـ مردم جامعه را دچار بحران ارزش های اخلاقی، مشکلات اجتماعی، عدم وجود عدالت اجتماعی و بحران بی اعتمادی می دانستند. اهم مطالبات مردم را می توان بدینگونه بیان کرد:
عدالت خواهی و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض، بیزاری از کاخ نشینی و دوری از مردم، شیفتگی به نظام مدیریت انقلابی، مردمی عدالتخواهانه، شایسته سالاری و رفع تبعیض ها، لزوم توجه به معیشت مردم و بر طرف شدن معضل بیکاری، آزادی های سیاسی و اجتماعی همراه با اعتدال، توسعه پیشرفت مادی و معنوی کشور، تحول خواهی، توجه جدی به کار آمدی، پیشرفت و نو آوری، ایمان به اهداف نظام اسلامی و مطالبات مردم، بیزاری از ساختار شکنی در چارچوب قدرت و بیزاری از درگیری های سیاسی و گرایش به گفتمان عدالت و خدمت لذا می توان گفت مردم احمدی نژاد را نماد تغییر در وضع موجود یافتند و دیگر کاندیداها را حائز شرایط برای این تغییر ندانستند. مطالبات مردم در کلام ساده احمدی نژاد تبلور یافت و جمله« دلیل مخالفت با من ورود به خط قرمزهاست» دهان به دهان نقل شد و تخریب ها علیه وی نتیجه ای معکوس داد. در کنار اینکه تجربه دو سال حضور آقای احمدی نژاد در شهردای تهران و صداقت، ساده زیستی، مردم گرایی و عملگرایی ایشان چهره ای کار آمد، مقبول و توانمند برای مردم ترسیم کرد و مطالبه رئیس جمهوری بر آمده از مردم و از جنس مردم را عینیت بخشید. 

تحلیل نظر سنجی ها در هفته های منتهی به انتخابات نیز آموزه های قابل توجهی دارد. به گونه ای که با مراجعه به نظر سنجی های این ایام می توان روند صعود و نزول اقبال مردم، به نامزدها را به روشنی رصد کرد. احمدی نژاد که تا پیش از زمان ثبت نام رسمی جزو نفرات انتهای لیست نظر سنجی ها قرار داشت با فرا رسیدن زمان ثبت نام و آغاز ایام تبلیغات انتخاباتی رشد چشمگیری یافت و با سرعت به صدر لیست نزدیک شد چنانچه کارشناسان با بررسی نمودار رشد وی در نظر سنجی ها ورود وی را به مرحله دوم انتخابات بسیار محتمل می دانستند. اما آقای هاشمی که از ابتدا با اختلاف قابل توجهی در صدر لیست قرار داشت پس از ثبت نام در چرخه کاهش مقبولیت قرار گرفت، اگر چه همچنان در صدر ماند. اما قالیباف که پس از اعلام رسمی تصمیم وی برای شرکت در انتخابات در نظر سنجی ها رشد قابل توجهی را تجربه کرده بود پس از ثبت نام رسمی از رشد باز ایستاد و درچرخه کاهش محبوبیت قرار گرفت. کارشناسان سبک تبلیغات پر هزینه قالیباف را یکی از عوامل افول وی در نظر سنجی ها می دانند. 

اما گزینه دیگر لاریجانی بود که علیرغم حضور وی در زمره نفرات بالای لیست نظر سنجی ها در ابتدای کار، پس از زمان ثبت نام در چرخه نزولی قرار گرفت. 

اما در تحلیل آرای اصولگرایان باید گفت: عدم حضور حداقل 10 میلیون از واجدان 47 میلیونی طبیعی، قابل پیش بینی و در تمام دنیا معمول است، اما غیبت 10 میلیون واجد شرایط چندان خوشایند نیست چرا که می توان ایشان را مخالفین وضع موجود و یا در موضع تحریم انتخابات قلمداد کرد. 

با این حال به نظر می رسد آرای 17 میلیونی دکتر احمد نژاد اگر چه حائز پشتوانه قوی مردمی است اما اکثریتی شکننده است. لذا دولت جدید می بایست با استفاده از تجربیات دولت های پیشین و توجه به بافت جامعه، از افراط و تفریط پرهیز و در مسیر اعتدال حرکت کند و به طیف گسترده مردم توجه کند. 

دستگاههای دخیل در انتخابات
علیرغم تلاش آقای خاتمی برا برگزاری انتخابات سالم به عنوان برگ زرین در انتقال آرام قدرت به رئیس جمهور پس از خود، بیانیه مشخص آقای خاتمی در مرحله دوم و حضور دولتیان در مرحله دوم انتخابات در برابر آقای احمدی نژاد، این تلاش ها را مورد خدشه قرار داد. که خوشبختانه با درایت شورای نگهبان و سازماندهی هیات های نظارت، این انتخابات به احسن وجه برگزار گردید. 

محیط خارجی
ایرانیان اثبات کرده اند که اگر چه گاه منتقد عملکرد حکومت خود هستند اما همواره در برابر تهدید خارجی متحد بوده و از هویت دینی و ملی خود پاسداری می کنند. چنانچه اظهارات نابخردانه رئیس جمهور ایالات متحده در تشویق مردم ایران به تحریم انتخابات، نتیجه ای معکوس داشت و عامل اتحاد هر چه بیشتر ایرانیان گردید. اگر چه برخی از سران حکومت امریکا نیز پس از اقدام نابخردانه بوش عمل وی را مستحق تخطئه دانستند. 

رسانه ملی
رسانه ملی در این دوره از انتخابات کارنامه روشنی ارائه و تجربه جدیدی را در فعالیت سیاسی تجربه نمود. چنانچه غالب نظر سنجی ها نقش رسانه ملی را در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی در خصوص برنامه های نامزدهای ریاست جمهوری و فضای سیاسی جامعه، مثبت ارزیابی می کنند. 

درس نگرفتن افراطیون
متاسفانه افراطیون جریان اصلاحات همواره در حال فرافکنی هستند و هیچگاه به طور واقعی در پی کشف دلایل ناکامی های خود نبوده اند.
چنانچه از عدم اقبال مردم به خود در انتخابات شوراهای شهر و روستا و همچنین مجلس هفتم عبرت نگرفتند و ناکامی اخیر خود را به سبب حضور حزب موهوم سیاسی‌ـ نظامی دانستند. امری که مردم و ناظران آگاه آن را یک طنز سیاسی می دانند. یک اشاره کافی است که روشن شود این ادعا چقدر بی پایه و اساس است و آن اینکه سال 76 اکثریت بدنه سپاه و بسیج به آقای خاتمی رای دادند و اصولا در این نهاد امکان هماهنگی برای رای دادن به کاندیدای خاص وجود ندارد. 

جبهه اصولگرایان
اگر چه اصلاح طلبان پس از به دست گرفتن سه نهاد مهم شوراهای شهر و روستا، مجلس ششم و دولت های هفتم و هشتم، به اختلاف و فرو پاشی رسیدند ولی تفرقه زود هنگام تشکیلات اصولگرایان( شورای هماهنگی) پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایشان را مستحق شکست ساخته بود. اما عنایت خداوند سبب گردید در شرایطی که ساختار تشکیلاتی اصولگرایان منسجم نبود یک کاندیدای اصولگرا به دلیل تکیه بر گفتمان مطلوب و ارائه کارنامه روشن اصولگرایان در شوراهای شهر و روستا و همچنین مجلس هفتم مورد توجه مردم قرار گیرد. اما باید دانست که جریان همواره، به سود اصولگرایان نیست و تحولات دوران، بهسازی مستمر ساختار رفتار اصولگرایان را ضروری می سازد.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha