روایتی از روزهای پرالتهاب و بیاینترنت؛ در خیابان ها و بیمارستان ها چه گذشت؟
گزارش هممیهن در روز شنبه ۲۰دیماه توصیفی از اوضاع تهران در پنجشنبه شب پرحادثه تهران و سایر شهرها است: در تمام شهرهای کشور حتی شهرهایی مانند یزد که در اعتراضات گذشته همراهی زیادی نداشتند، همراهی مردم بسیار زیاد بود. فیلمهای منتشرشده حاکی از آن بود که از شمال تا جنوب، شرق تا غرب شهروندان زیادی با این اعتراضات همراهی کرده بودند. مطابق اخبار رئیس کل دادگستری استان گیلان، اعلام کرد که علاوه بر ۵۰ باب مغازه در بازار شهر رشت، یک درمانگاه نیز در آتش سوخت که منجر به شهادت ۳ پرستار شد.
اما در تهران؛ خیابان یوسفآباد تقریباً از بالای میدان اسدآبادی تا خیابان فتحیشقاقی مملو از جمعیت بود. تمام مخازن زباله (در خیابانها و کوچهها) وسط خیابانها را واژگون کرده بودند تا موتورسواران گاردی نتوانند به راحتی به سوی آنها بیایند. شعارها یکدست نبود و صدای بوقها خیابانها را پر کرده بود. در میدان ولیعصر، انقلاب، تهرانپارس، هفت حوض، خیابان امام خمینی، میدان هفتتیر، میادین مختلف پیروزی، خیابان اصلی تهرانسر تجمعاتی با جمعیتهای چندصدنفره شکل گرفت که در برخی نقاط با درگیری ماموران و تجمعکنندگان همراه شد.
مشاهدات خبرنگار هممیهن حاکی از آن است که نور آتش از خیابان خردمند تهران (واقع در خیابان کریمخان) بیرون میزد. چهار خودرو در این خیابان به آتش کشیده شده بود. خودروهای عبوری که قصد فیلمبرداری از این حادثه را داشتند، با برخورد لباسشخصیها روبهرو میشدند و اجازه تصویربرداری نمیدادند. روی پلهای عابر پیاده کنار خیابان خردمند هم آتش شعله میکشید. خودروهایی که در ترافیک مانده بودند، به یکدیگر راه میدادند تا دور بزنند و به سمت هفتتیر برگردند. آنطور که شهرداری اعلام کرده ۴۸ دستگاه خودروی آتشنشانی، ۲ مرکز درمانی، ۲۶ بانک و ۲۵ مسجد در تهران را آتش زدهاند.
سر خیابان آبان یک خودروی پلیس آتش زده بودند که تنها اسکلت خودرو باقی مانده بود. خیابان انقلاب یکی از خیابانهای شلوغ در تهران بود. زیر پل حافظ صدای بوق و مردمی که در بین خودروها شعار میدادند و حرکت میکردند، ترافیک عجیبی ایجاد کرده بود. در خیابانهای پایین انقلاب گاز اشکآور زدند و جمعیت زیادی به خیابان انقلاب ریختند. چهارراه ولیعصر با آجر سنگربندی شده و انقلاب به سمت چهارراه ولیعصر کاملاً بسته بود. پسری با جثه کوچک، اما قدرتی عجیب به سمت فردوسی میرفت و یکی یکی، المانهای شهری (تابلوهای شهری) را یکی پس از دیگری از جا در میآورد.
از خیابان ویلا تا فردوسی پر بود از جمعیت که عبور و مرور را سخت کرده بود. ایستگاه پلیس در فردوسی نیز در آتش میسوخت. از آن طرف، تمام ورودیهای میدان ولیعصر با تابلوهای شهری پر شده بود و عبور به سختی انجام میشد. به دلیل شلیک گلولههای ساچمهای یکی دو شهروند با مشکل روبهرو شده بودند و حال یکی از آنها مساعد نبود، اما برای رفتن به بیمارستان مردد بود و نگرانی بازداشت او را از رفتن به بیمارستان بازمیداشت. خیابان کارگر شمالی نیز مملو از جمعیت بود.
«تیراندازی در خیابانها!»
هممیهن در شماره روز یکشنبه ۲۱ دیماه توصیفی از شهرهای مختلف در جمعهشب یعنی «سیزدهمین روز اعتراضات» داشت که در بخشی از آن آمده است: مشهد مانند دیگر شهرها در این شب در محلههای مختلف شاهد اعتراضات بود. رشت هم یکی از شهرهایی بود که تنش در آن بسیار بالا بوده و حتی شائبه کشته شدن چند ده شهروند هم مطرح شده بود. کرمانشاه و بروجرد هم جزو شهرهایی بودند که خبرها حاکی از کشتهشدن برخی شهروندان است.... در اصفهان و شهرهای اطراف آن نیز شرایط جنگی در خیابانها حاکم بوده و معترضان لحظات تلخی را تجربه کرده و از کشته شدن برخی از آنها خبر رسیده است.
به نوشته هممیهن، «مرکز شهر تهران (میدان انقلاب و ولیعصر، خیابان انقلاب، میدان فردوسی، خیابان کارگر، خیابان یوسفآباد، فاطمی و...) تقریباً اجازه هیچ تجمعی داده نشد و هر تجمعی در ابتدا پراکنده میشد». در مقابل، «شاید بتوان گفت که پونک و سعادتآباد جمعهشب درگیر جنگ خیابانی بود. از یک طرف نیروهای ضدشورش از سوی دیگر معترضان خشمگین از شرایط کنونی، آشوب در این منطقه را افزایش داده بود. علاوه بر آن میدان صادقیه نیز پر بود از نیروهای ضدشورش.» ... در خیابان آیتالله کاشانی مخازن زباله در خیابان افتاده بود و سنگهای کف خیابان از اتمام یک جنگ خیابانی حکایت داشت. بلوار اباذر تنها راه رسیدن به اتوبان حکیم بود که توسط معترضان بسته شده بود تا نیروهای ضدشورش نتوانند به آنها حمله کنند و ...
در بخشی از این گزارش میخوانیم: شهرری هم از آن مناطق تهران بود که بیتوجه به هشدارهای جمعیت حضور داشتند. اما تفاوت جمعیت معترض در شهرری این بود که بسیاری از آنها قشر مذهبی هستند. گاز اشکآور در این منطقه هم نتوانست جمعیت را متفرق کند و در نهایت آخر شب با شلیک گلوله و ساچمه بالاخره این جمعیت متفرق شدند.
در بیمارستانها چه خبر بود؟
روزنامه هممیهن در گزارشی به سراغ مراکز درمانی و بیمارستانها رفت و گفتوگوهایی با برخی پزشکان و پرستاران و همچنین «حسین کرمانپور» رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت و «ابوالفضل ماهرخ» سخنگوی سازمان اورژانس کل کشور درباره مصدومان و آسیبدیدگان ناآرامیهای اخیر داشت.
در گزارش روز یکشنبه این روزنامه آمده است: بررسیها از بعضی مراکز درمانی و بیمارستانها نشان میدهد که شبهای شلوغی را در پنجشنبه و جمعه سپری کردهاند. هممیهن به نقل از کرمانپور نوشت «سیستمهای آمارگیری ما قطع است و هنوز امکان ارائه آمار دقیق را نداریم.» رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت با اشاره به خدماتدهی طبق روال همیشگی اظهار داشته «بخشی از همکاران ما با دعوت و بخشی هم خودجوش به بیمارستانها آمدند و در مواقع ازدحام به کمک میآیند. این فرمول همیشه در شبکه بهداشت و درمان وجود داشته، اما قدر دانسته نمیشود.»
گزارش میافزاید: طبق اطلاعاتی که به «هممیهن» رسیده، جمعه شب، ۸ نفر زخمی را به یکی از بیمارستانهای مرکز تهران بردهاند که به پای همه آنها تیر ساچمهای شلیک شده بوده است. چهار نفر از آنها سرپایی درمان شده و چهار نفر بستری شدهاند. یک منبع آگاه هم میگوید به یکی از بیمارستانهای غرب تهران، اما تعداد بیشتری زخمی برده شدهاند که بیشترشان حالشان وخیم بوده است.... یک پزشک هم به «هممیهن» میگوید بر اساس مشاهداتش، به نظر میرسد که آمار مجروحان اعتراضات روز پنجشنبه در مراکز درمانی نسبت به روز جمعه بیشتر بوده و مجروحان مختلفی هم از نظامیها و هم غیرنظامیها به مراکز درمانی منتقل شدهاند.... پرستاران بعضی از بیمارستانهای تهران و ورامین هم به «هممیهن» خبر میدهند که تعداد مجروحان اعتراضات اخیر در روز پنجشنبه بیشتر از جمعه بوده است... «پنجشنبه بسیار شلوغ بود، نزدیک ۱۰ یا ۱۲ نفر، اما در جمعه شب تعداد مجروحان کمتر بود».
یک پزشک هم به «هممیهن» میگوید بر اساس مشاهداتش، به نظر میرسد که آمار مجروحان اعتراضات روز پنجشنبه در مراکز درمانی نسبت به روز جمعه بیشتر بوده و مجروحان مختلفی هم از نظامیها و هم غیرنظامیها به مراکز درمانی منتقل شدهاند: «به نظر میرسد که بیمارستانها و مراکز درمانی مختلف به ویژه مراکز درمانی مختلف اطراف تهران شلوغ بوده است. درمانگاههای نزدیک به مراکز نظامی مثل پادگانها احتمالاً شلوغتر بودهاند؛ چون موردی بوده است که به نظر میرسد حمله به پادگانی رخ داده و ضرب و جرحی رخ داده است. پروتکل خاصی نیز تا این لحظه مبنی اعلام اسامی افراد به دست ما نرسیده است. انتظار میرود وقتی یک نفر مجروح است طبق پروتکل درمانی علمی به مراکز درمانی مراجعه کند؛ مثلاً وقتی شرایط مجروح به شکلی است که درمانگاه نمیتواند آن را درمان کند، به جامعه پزشکی توصیه میشود که موارد مشابه را به بیمارستان ارجاع دهند و در خانه امور طبی را انجام ندهند؛ چون اولویت حفظ جان مجروح است و وقتی کسی گلوله را درمیآورد اگر بیمار در شرایط خاصی باشد، ممکن است دست زدن به او، جان بیمار را بگیرد.»
هممیهن به نقل از کادر درمان بیمارستانهای ورامین نوشته است: غیر از بیمارستان مفتح، بیمارستانهای ۱۵ خرداد و ستاری قرچک هم در این شرایط مجروحان را پذیرش میکنند، اما بیمارستان ستاری، بیشترین تعداد مجروح را داشته است؛ بهخصوص در روز پنجشنبه که حدود ۳۴ نفر فوتی در آن ثبت شده است. به گفته او آمار فوتیهای جمعه شب نیمی از این تعداد بوده است: «آنقدر خون روی زمین ریخته بود که فقط با شستوشوی سالن توانستند آن را پاک کنند.»
پرستاران بعضی از بیمارستانهای تهران و ورامین هم به «هممیهن» خبر میدهند که تعداد مجروحان اعتراضات اخیر در روز پنجشنبه بیشتر از جمعه بوده است؛ مثل یکی از پرستاران بیمارستان مفتح ورامین که میگوید روز پنجشنبه آمار مجروحان در این بیمارستان بیشتر از جمعه بوده است و بخشی از آنها نیاز به ارجاع به بیمارستانهای تهران داشتهاند: «پنجشنبه بسیار شلوغ بود، نزدیک ۱۰ یا ۱۲ نفر، اما در جمعه شب تعداد مجروحان کمتر بود. مجروحانی که به این بیمارستان منتقل میشوند باید جراحی شوند و به دلیل اینکه اینجا جراح ندارد، در این بیمارستان مراقبتهای اولیه انجام میشود تا وضعیت آنها پایدار بماند و بعد برای جراحی آنها را به تهران منتقل میکنند.»
او میگوید در شهرستان ورامین غیر از بیمارستان مفتح، بیمارستانهای ۱۵ خرداد و ستاری قرچک هم در این شرایط مجروحان را پذیرش میکنند، اما بیمارستان ستاری، بیشترین تعداد مجروح را داشته است؛ بهخصوص در روز پنجشنبه که حدود ۳۴ نفر فوتی در آن ثبت شده است. به گفته او آمار فوتیهای جمعه شب نیمی از این تعداد بوده است: «آنقدر خون روی زمین ریخته بود که فقط با شستوشوی سالن توانستند آن را پاک کنند.»
یکی از پرستاران بیمارستان فوقتخصصی ۱۵ خرداد تهران هم به «هممیهن» میگوید مجروحانی که نیاز به ترمیم پوست و جراحی پلاستیک داشته باشند از سایر مراکز درمانی به این بیمارستان منتقل میشوند: «در حال حاضر چند بیمار در بخش عمومی و دو بیمار هم در آیسییو بستری شدهاند؛ یکی از آنها موتوری رهگذر بود و یکی دیگر هم کارمند بیمارستان بوده است که در میان درگیریها ناگهان چیزی منفجر میشود و سه انگشتش را از دست میدهد. این مجروحان اگر بیمه هم داشته باشند هزینه درمانشان آزاد حساب میشود، با این حال به دلیل قطعی اینترنت، سیستمهای بیمه هم قطع است.»
تماسهای ضروری
در وقایع پنجشنبه شب هجدهم دیماه، تماس با خطهای اضطراری مانند ۱۱۰، ۱۲۵ و ۱۱۵ با اختلال مواجه و تقریباً غیرممکن بود. بررسیها و تماسهای «هممیهن» نشان میدهد در جمعهشب این اختلال رفع شده و موارد اورژانسی را میتوان به اورژانس و آتشنشانی اطلاع داد.
جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتشنشانی به «هممیهن» در این باره میگوید در شرایط فعلی حتی اگر خطوط تلفن همراه هم قطع شود، مردم میتوانند با موبایل شمارههای اصلی امدادی یعنی اورژانس و آتشنشانی و پلیس را بگیرند و همچنان امکان تماس از طریق خطوط ثابت هم وجود دارد؛ به همین دلیل آمارهای آتشنشانی کمتر از روزهای دیگر نشده است: «خطوط سازمان آتشنشانی نیز قطع نشده و در این دو روز هر تماسی که با ما برقرار شده نیروهای آتشنشانی اعزام شدهاند.» او تاکید میکند که در حال حاضر غیر از عملیاتهای عادی، سایر عملیاتها نیز انجام میشود و همچنان تعدادی مراجعه حضوری نیز وجود دارد.»
در این میان خبرهایی هم درباره خسارتها به خودروهای آتشنشانی منتشر شده است. مهدی بابایی، رئیس کمیته ایمنی شورای اسلامی شهر تهران با اشاره به خسارات واردشده به حدود ۵۰ دستگاه خودروی آتشنشانی در پنجشنبه و جمعهشب گفته است که از این تعداد هشت دستگاه به طور کامل در آتش سوختند، یک ایستگاه آتشنشانی هم مورد سرقت و تخریب قرار گرفته است. به گفته او در این دو شب، ۴۵۰ عملیات آتشنشانی صورت گرفته و اتفاقات اخیر باعث دو برابر شدن تماسها با سامانه ۱۲۵ شده و ۶ هزار تماس در هر روز به ثبت رسیده است.
ضرورت مصونیت از کودکان
در روزهای گذشته و با انتشار خبرهایی درباره بازداشت تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان در اعتراضات، فعالان حقوق کودک و روانشناسان درباره ضرورت مراقبت لازم از کودکان هشدار دادهاند. از طرف دیگر، توصیههایی هم برای جلوگیری از حضور کودکان و نوجوانان در اعتراضات و پیشگیری از خشونت توسط آنان منتشر شده است.
فرشید یزدانی، فعال حقوق کودک و مدیرعامل پیشین انجمن حمایت از حقوق کودک در این باره به «ایلنا» گفته است که کودکان باید از مصونیت خاصی در اعتراضات برخوردار باشند و نیروی انتظامی هم در جریان باشد که نباید کودکان و نوجوانان را بازداشت کنند. بلکه تنها میتوانند به آنها توصیه کنند که از تجمعات خارج شوند.
او درباره بازداشت کودکان و نوجوانان در اعتراضات از کنوانسیون جهانی حقوق کودک و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ سخن گفته است: «در هر دو این قوانین، مقرراتی برای حمایت از کودکان در شرایط مختلف وجود دارد. نخست آنکه کودکان از حق اظهارنظر و اعتراض برخوردارند. دوم هر نوع برخورد خشونتآمیز با کودکان چه از منظر قوانین داخلی و چه از منظر قوانین بینالمللی پذیرفته شده توسط ایران که حکم قوانین داخلی را دارند، تقبیح شده و ممنوع است.»
او با بیان اینکه برخورد خشونتآمیز با کودکان قابلیت پیگرد قانونی دارد، گفته مسئولیت این پیگیری بر عهده دادستانی است، زیرا این مسئله جزو حقوق عمومی محسوب میشود، اما هر فرد دیگری میتواند علیه افرادی که نسبت به کودکان مرتکب اعمال خشونتبار میشوند، اعلام شکایت کند: «به علاوه کودکانی که در این وضعیت ممکن است آسیب ببینند در واقع مورد خشونت علیه کودکان قرار گرفتهاند که این موضوع هم باید مورد پیگیری نهادهای ذیربط قرار گیرد.»
به گفته او در گذشته قرار بود شعبی خاص برای رسیدگی به جرائم کودکان آغاز به کار کنند که انجام نشد، اما مهم است که رسیدگی به پرونده کودکان حتماً با حضور وکیل باشد یعنی از زمان بازداشت در اعتراضات تا مرحله دادرسی و این موضوع بخشی ضروری از حقوق کودک است.
در جستوجوی گمشدههای اعتراضات
روزنامه شرق روز دوشنبه ۲۲دیماه گزارش میدانی داشت از وضعیت خانوادههایی که دو روز گذشته در تهران دستگیر یا مفقود شدهاند.
به نوشته این روزنامه، پیگیریهای خبرنگار شرق از کلانتریها و خانوادههای نگران نشان میدهد فرزندان و مادران و پدران و همسران زیادی از سر کار به خانه برنگشتهاند. خیلی از آنهایی که به باشگاه ورزشی رفته بودند و در میانه اعتراضات گیر افتادهاند و به خانه بازنگشتهاند و خانوادهها هیچ اطلاعی از آنها ندارند.
در بخشی از گزارش شرق میخوانیم: شلوغی از میدان انقلاب پیداست. در خیابان کارگر، کوچه شهدای ژاندارمری، روبهروی ستاد پلیس پیشگیری، جمعیت زیادی ایستادهاند. فردی روی سکوی برق نشسته و سربازی بالای یکی از خودروهای نیروی انتظامی اسامی را میخواند. با هر اسم یکی از افراد در خیابان نفسی عمیق میکشد. فهرست که تمام میشود مرد نشسته روی سکوی برق دوباره شروع به نامنویسی میکند، او مسئول رساندن اسامی به درون ستاد پلیس پیشگیری برای استعلام است. مردی جوان درحالیکه پسر خردسال خود را بغل کرده میگوید: «برادرم را پنجشنبه از سر کار بردند. دیشب تا ساعت دو ایستادیم و در نهایت گفتند هنوز به اینجا نیامده است». برادر او را روز پنجشنبه بازداشت کردهاند، زنی که پشت سر مرد ایستاده سرش را میگرداند و میگوید: «بازداشتیهای پنجشنبه را صبح فرستادند زندان آقا. بروید زندان دنبالش». زن خود منتظر شنیدن نام پسرش است: «حداقل بگویند بچهمان کجاست. من از صبح منتظر ایستادهام نامش را بشنوم. دیشب کل بیمارستانها را گشتیم و حالا آخرین امیدمان اینجاست».
دادسرای امنیت ناحیه ۳۳ که به دادسرای اوین معروف است، پس از تخریب زندان اوین در جنگ ۱۲ روزه به خیابان معلم غربی در شریعتی منتقل شده است. مردم جلوی در دادسرا هستند، افرادی جمع شدهاند، گوشی تلفن همراه را تحویل میگیرند، نگهبانان سختگیر نیستند. چند نفر پشت باجهها نشستهاند. دختری چادرش را با دندان گرفته و منتظر است مرد پشت باجه جواب استعلام را بدهد: «خب، در مرحله بازپرسی است، بازپرسی پنج». دختر جوان مضطرب سرش را کج میکند تا صدایش به پشت باجه برسد: «خب بازپرسی کجاست؟ ما چه کنیم؟». مرد مسن نیز کنار اوست: «آزاد میشود؟». مرد پشت باجه که از صبح در حال پاسخ به سؤالات است میگوید: «خودش زنگ میزند».
ناآرامیهایی که باید کودکان را از آن دور داشت
روزنامه «اعتماد» روز یکشنبه به بهانه وقایع اخیر گفتوگویی با «فاطمه قاسمزاده» روانشناس کودک داشت با موضوع آثار ناآرامیها بر زندگی و آینده کودکان؛ گزارشی که در ابتدای آن میخوانیم: در فیلمی که چند روز پیش، از اعتراضات در یکی از شهرهای کشور منتشر شده بود کودک با التماس به پدرش میگوید: «بابا بسه، بابا بسه...» تصویر البته تاریک است و مشخص نیست که کودک از پدر میخواهد چه چیزی را بس کند، تماشای حضور جمعیت در خیابان یا نه، حتی اعتراض را. اما این فیلم چند ثانیهای از اتفاقات دو هفته اخیر به شدت دردناک و تاثیرگذار بود آن هم در شرایطی که طی روزهای گذشته اخبار تایید نشدهای از بازداشت چند نفر از کودکان در وقایع اخیر وجود دارد.
نادیده گرفتن این جمعیت غیر ممکنه میلیونی بود
