ساپینتو مثل سوکو؛ اینجا کسی دلش برای مرد پرتغالی تنگ نمیشود!
استقلال آنقدر بد نتیجه میگرفت که بسیاری از هواداران این تیم انتظار داشتند که خیلی زودتر از اینها قید ساپینتو زده شود. حتی اگر این نیمکت بصورت موقت یا دائم بدست یک مربی ایرانی سپرده میشد. اما خونسردی و شاید هم بی محلی مدیران استقلال، این فصل همان نتیجه فصل قبل را داشت که پر بود از عزل و نصبهای متوالی و بدون فکر و صد البته بی نتیجه!
استقلال به شکل بد و افتضاحی از لیگ آسیا کنار رفت، در لیگ با اینکه فاصله اش با صدر یکی دو امتیاز بیشتر نیست، اما ثابت کرد که تیم روزها و بازیهای بزرگ و سرنوشت ساز نیست و خیلی زود با چند نتیجه عجیب میتواند حتی این جایگاه سومی که هیچ ارزشی هم ندارد را از دست داده و به اواسط جدول سقوط کند.
داستان ساپینتو هم درست مانند داستان سوکومورخوف در دهه ۷۰ شد، وقتی سوکومورخوف روسی هم یکبار در سال ۷۲ روی نیمکت استقلال نشست و برای بار دوم در سال ۷۸ که طول مربیگری و حضورش برای بار دوم، حتی به یکسال هم نرسید و پس از ۸ ماه جای خود را به منصور پورحیدری داد.
دوران ساپینتو هم به شکل تلخی در دومین دوره حضورش به پایان رسید تا ثابت شود که آزموده را آزمودن دوباره خطاست. خصوصا اگر مربی خارجی باشد. استقلال در ۹ هفته پایانی هر نتیجهای بگیرد، مطمئنا دل هوادار دیگر دلش برای ساپینتو تنگ نمیشود.