پایگاه خبری آفتاب
۱۲ /خرداد /۱۴۰۵
Tuesday 02 June 2026
۰۱:۱۹
کد خبر:۱۰۴۵۷۵۸
۲۳:۱۸
۱۴۰۵/۰۱/۲۴

مهم‌ترین دارو برای آرامش کودکان پس از جنگ

مهم‌ترین دارو برای آرامش کودکان پس از جنگ
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: مغز کودکان وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن بدن در وضعیت آماده‌باش قرار داشته و علائم بالینی و واکنش‌های بیولوژیکی ناشی از استرس را نشان می‌دهد.
۲۳:۱۸
۱۴۰۵/۰۱/۲۴
به گزارش خبرگزاری آفتاب،

مریم سلمانیان عضو هیئت علمی و دانشیار مرکز تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران در رابطه با استرس برجای مانده در ذهن کودکان از جنگ سوم توضیحاتی داد و گفت: پایان جنگ و آتش‌بس به معنای پایان تلاطم روانی به خصوص برای آسیب‌پذیرترین قشر جامعه، یعنی کودکان نیست. در حالی که سکوت بر جبهه‌ها حاکم شده، مغز و روان کودکان وارد مرحله‌ای موسوم به «دوران پساآسیب» شده است؛ مرحله‌ای که در آن بدن همچنان در وضعیت آماده‌باش کامل قرار دارد و علائم بالینی و واکنش‌های بیولوژیکی ناشی از استرس حاد، بیش از پیش خود را نشان می‌دهند.

وی ادامه داد: درک فرآیند‌های بیولوژیکی و روانی کودک پس از اتمام جنگ برای خانواده‌ها حیاتی است، زیرا بسیاری از رفتار‌های تنشی کودکان، ریشه در تغییرات عملکردی مغز آنها دارد. در این راستا، چندین محور کلیدی در تحلیل وضعیت فعلی کودکان قابل تبیین است:۱

فعالیت بیش از حد مرکز پردازش ترس (آمیگدال)

سلمانیان اظهار داشت: یکی از بخش‌های کلیدی مغز انسان «آمیگدال» نام دارد که مسئولیت پردازش ترس و تهدید را بر عهده دارد. در پی مواجهه با تهدید‌های واقعی جنگ، این مرکز تا مدت‌ها پس از پایان درگیری در حالت فعالیت حداکثری باقی می‌ماند. این پدیده بیولوژیکی خود را در قالب رفتار‌هایی نظیر «گوش‌به‌زنگی دائمی»، حساسیت شدید به صدا‌های ناگهانی، ترس از تاریکی و وابستگی افراطی و چسبندگی به والدین نشان می‌دهد که در واقع واکنش طبیعی مغز برای حفظ بقا در وضعیت هشدار است.

ضعف در تنظیم هیجانات و نقش قشر پیش‌پیشانی

وی اذعان کرد: برخلاف بزرگسالان، قشر پیش‌پیشانی مغز کودکان که مسئول تفکر منطقی، تفسیر واقعیت، تصمیم‌گیری و کنترل هیجانات است، هنوز به رشد کامل نرسیده است. به دلیل همین ضعف ساختاری، کودک نمی‌تواند به درستی تشخیص دهد که خطر به پایان رسیده است. در نتیجه، این عدم تکامل باعث می‌شود کودکان هیجانات را با شدتی بسیار بیشتر از بزرگسالان تجربه کنند که پیامد مستقیم آن بروز پرخاشگری‌های شدید و ناتوانی در مهار تکانه‌های عصبی است.

تداوم سطح بالای هورمون کورتیزول

سلمانیان تصریح کرد: سطح هورمون استرس یا همان «کورتیزول» در خون کودکانی که در مناطق جنگی بوده‌اند، تا سه ماه پس از اتمام درگیری‌ها همچنان بالا باقی می‌ماند. این افزایش طولانی‌مدت هورمونی منجر به بروز اختلالات فیزیولوژیک متعددی می‌شود که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به بی‌خوابی‌های مزمن، مشکلات گوارشی، تحریک‌پذیری عصبی، افت شدید تمرکز و تغییرات خلقی ناگهانی اشاره کرد. *

دسته بندی علائم شایع در دوران آتش‌بس

وی افزود: والدین باید آگاه باشند که علائم پساآسیب در کودکان به چهار دسته کلی تقسیم می‌شوند که شناخت آنها برای واکنش صحیح الزامی است. علائم هیجانی، این حوزه شامل ترس مداوم از جدایی، اضطراب فراگیر، احساس گناه (به‌ویژه در کودکان بالای ده سال که به دلیل آگاهی از اخبار و از دست دادن دوستانشان، دچار حس گناهِ بازمانده می‌شوند)، غمگینی دوره‌ای و نوسانات شدید خلقی است.

سلمانیان بیان کرد: علائم رفتاری یعنی رفتار‌هایی نظیر پس‌رفت رشدی (مانند شب‌ادراری یا مکیدن انگشت در سنین بالاتر)، ترس از تنها خوابیدن، افت عملکرد تحصیلی و انجام بازی‌های تکراری با مضامین جنگ و مرگ در این دسته قرار می‌گیرند.

وی توضیح داد: علائم شناختی یعنی اختلالاتی همچون حواس‌پرتی شدید، اشتغال ذهنی مفرط با صحنه‌های نبرد، ارزیابی نادرست از امنیت محیط و داشتن نگاهی فاجعه‌انگاشته به حوادث آینده از نشانه‌های درگیری ذهنی کودک است

سلمانیان در ادامه گفت: علائم جسمی یعنی واکنش‌های فیزیکی بدن به استرس که شامل سردرد‌های مزمن، دل‌درد، خستگی مفرط، کابوس‌های شبانه و ترس از به خواب رفتن می‌شود و باید توجه داشت که این علائم به تنهایی نشان‌دهنده یک اختلال روانی پایدار نیستند، بلکه واکنش‌های طبیعی بدن به یک استرس غیرطبیعی و شدید محسوب می‌شوند. تشدید این وضعیت در کودکان به این دلیل است که والدین خود تحت استرس شدیدی بوده‌اند و محدودیت‌هایی در ارائه حمایت عاطفی پایدار داشته‌اند. مشاهده اضطراب و ناتوانی بزرگسالان توسط کودکان، حس ناامنی آنها را دوچندان کرده است.

وی متذکر شد: در این میان، گروه‌هایی از کودکان شامل کسانی که از والدین خود جدا شده‌اند، شاهدان مستقیم مرگ و جراحت، کودکان دارای سابقه اضطراب و آنهایی که پیش از جنگ روتین مشخصی در زندگی نداشته‌اند، در برابر این آسیب‌های روان‌شناختی بسیار آسیب‌پذیرتر هستند و نیازمند توجه ویژه و مداخلات حمایتی بیشتری می‌باشند.

از سکوت معنادار تا بازگشت به روتین

سلمانیان توصیه کرد: تأثیر جنگ بر تمامی کودکان یکسان نیست؛ در این میان، کودکانی که خانواده‌هایشان به دلیل فشار‌های محیطی، منابع حمایتی محدودی دارند یا از حمایت‌های عاطفی لازم برخوردار نیستند، با چالش‌های بسیار جدی‌تری رو‌به‌رو خواهند بود. این تفاوت در میزان تأثیرپذیری، لزوم توجه ویژه به کودکان آسیب‌پذیرتر را دوچندان می‌کند.

مرز میان واکنش طبیعی و ضرورت مداخله تخصصی

وی اضافه کرد: تشخیص زمان دقیق برای مراجعه به متخصص، یکی از دغدغه‌های اصلی خانواده‌هاست. روان‌شناسان علائم هشداری را تعریف کرده‌اند که در صورت مشاهده آنها، دریافت کمک تخصصی الزامی است. تداوم علائم پساآسیب بیش از چهار تا شش هفته است؛ اگر واکنش‌های تنشی پس از گذشت این زمان کاهش نیابد، نشان‌دهنده تثبیت تروما است.

سلمانیان تاکید کرد: بروز اختلالات شدید در الگوی خواب یا از دست دادن کامل توانایی خوابیدن است. سوم، مشاهده رفتار‌های آسیب‌زننده به خود یا دیگران و همچنین افت شدید و محسوس در عملکرد تحصیلی و تعاملات اجتماعی کودک است. علاوه بر این، بروز وضعیت «بی‌هیجانی» یا بی‌تفاوتی مطلق نسبت به محیط، دیدن کابوس‌های تکراری با محتوای مستقیم جنگ و انجام بازی‌های خشونت‌آمیز و تکرار شونده، همگی نشانه‌هایی هستند که ارجاع کودک به درمان‌های تخصصی را ضروری می‌سازند.

راهبرد‌های حمایتی و مداخلات خانگی

وی اظهار داشت: برای کودکانی که در طیف واکنش‌های طبیعی هستند، مجموعه‌ای از مداخلات می‌تواند فرآیند بهبودی را تسریع کند که در صدر آنها، «بازگرداندن روتین زندگی روزمره» قرار دارد. تنظیم دقیق ساعت وعده‌های غذایی، برقراری الگوی منظم خواب و بیداری و داشتن یک برنامه روزانه قابل پیش‌بینی، قوی‌ترین عوامل محافظت‌کننده بیولوژیکی هستند که به مغز کودک پیام امنیت و ثبات محیط را مخابره می‌کنند.

سلمانیان توصیه کرد: در حوزه اطلاع‌رسانی، اصل بر ارائه «اطلاعات محدود، درست و ساده» است. والدین باید از قرار دادن کودکان در معرض جریان مداوم اخبار، شایعات و تصاویر عریان جنگ خودداری کرده و تنها به توضیحات کوتاه، واقعی و بدون ایجاد هراس بسنده کنند. همچنین، ایجاد فضایی برای بیان آزادانه هیجانات از طریق ابزار‌های غیرکلامی بسیار راهگشاست؛ نقاشی با تمرکز بر خطوط و رنگ‌ها، بازی با اسباب‌بازی‌ها برای بازنمایی نمادین ترس‌ها، و قصه‌گویی (چه شنیدن داستان و چه روایت داستان توسط خود کودک) ابزار‌هایی هستند که کودک به وسیله آنها آنچه را که نمی‌تواند به زبان بیاورد، تخلیه و درمان می‌کند.

نقش محوری والدین و تعاملات اجتماعی

سلمانیان اضافه کرد: آرامش والدین، به عنوان اصلی‌ترین مداخله درمانی شناخته می‌شود. حضور آرام و پیوسته، کنترل طن صدای والدین و برقراری هماهنگی کامل بین پدر و مادر در اتخاذ تصمیمات (برای جلوگیری از تناقض و ایجاد استرس مضاعف) محیطی امن را فراهم می‌سازد. در کنار این حضور، بازگشت به فعالیت‌های اجتماعی نظیر حضور در مدرسه، بازی با هم‌سالان و برنامه‌ریزی برای خروج از منزل و پیاده‌روی، نقشی کلیدی در بازسازی هویت اجتماعی کودک ایفا می‌کند.

وی افزود: پایان جنگ نظامی، پایان جنگ روانی نیست. کودکان به دلیل کنترل کمتری که بر محیط پیرامون خود نسبت به بزرگسالان دارند، آسیب‌پذیرترین گروه در برابر بحران‌ها هستند. باید نسبت به این حقیقت آگاه بود که «سکوت کودک» همیشه نشانه‌ی سلامت نیست، بلکه گاهی می‌تواند نشان‌دهنده عمیق‌ترین و پنهانی‌ترین ترس‌ها باشد.

سلمانیان خاطر نشان کرد: توجه زودرس و رسیدگی به موقع، بهترین راهکار برای پیشگیری از اختلالات روانی پایدار است. خبر نویدبخش این است که آسیب‌های روانی کودکان، در صورت مداخله صحیح و مراجعه به موقع به متخصص، کاملاً قابل درمان و حل شدن هستند. امید است با استمرار آرامش در منطقه، فرصت کافی برای بازسازی روان رنجور کودکان و بازگرداندن لبخند به چهره آنها فراهم گردد.

منبع: وبدا

گزارش خطا
برچسب‌ها:
دارو جنگ
ارسال پیام
captcha