پیمان کلانتر معتمدی که متولد آبان ۱۳۴۴ بود، پس از تحمل یک دوره بیماری در اصفهان درگذشت. او از جمله شاعرانی بود که سالهای عمر خود را صرف سرودن منظومههای بلند تاریخی کرد و کوشید بخشی از تاریخ ایران و بهویژه اصفهان را در قالب شعر روایت کند.
نام کلانتر معتمدی بیش از هر چیز با مجموعه سهجلدی «منظومه اصفهان» گرهخورده است؛ اثری که در آن، تاریخ این شهر از دوران پیش از اسلام تا عصر صفویه در قالب شعر بازآفرینی شده است. وی در سالهای پایانی فعالیت خود، دفتر سوم این مجموعه را که به دوره ظهور تا سقوط حکومت صفویه اختصاص داشت، به پایان رساند؛ اثری که حاصل سالها مطالعه، پژوهش و سرایش بود.
این شاعر در کنار منظومه اصفهان، آثار متعددی با محوریت تاریخ ایران، هویت ملی و حماسههای معاصر نیز خلق کرد و تلاش داشت رویدادهای مهم تاریخی را با زبانی شاعرانه و در قالب منظومههای بلند در اختیار مخاطبان قرار دهد. توجه به تاریخ ایران، معرفی شخصیتهای اثرگذار و روایت وقایع سرنوشتساز کشور، از مهمترین ویژگیهای آثار او به شمار میرفت.
کلانتر معتمدی پیشتر در گفتوگویی درباره روند تدوین مجموعه «منظومه اصفهان» گفته بود که دفترهای نخست و دوم این اثر، مقدمهای برای دفتر سوم بوده و جلد پایانی با بیش از شش هزار بیت، گستردهترین بخش این مجموعه محسوب میشود. او همچنین از همکاری پژوهشگران مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل شهرداری اصفهان در مراحل تحقیق و تدوین این مجموعه قدردانی کرده بود.
از این شاعر حماسهسرا آثار متعددی در حوزه تاریخ منظوم ایران و اصفهان منتشر شده که مهمترین آنها عبارتاند از:
منظومه کورش هخامنشی (۱۳۹۱)
چکامه شکوه ایرانیان؛ دفتر اول (هخامنشیان) (۱۳۹۸)
منظومه اصفهان؛ دفتر اول (تاریخ پیش از اسلام) (۱۳۹۶)
منظومه اصفهان؛ دفتر دوم (ورود اسلام تا پایان دوره چوپانیان) (۱۳۹۶)
منظومه اصفهان؛ دفتر سوم (ظهور تا سقوط صفویه) (۱۴۰۰)
منظومه خاک و خون؛ حماسه آزادی خرمشهر (۱۳۹۶)
علاوه بر این آثار، چندین منظومه دیگر نیز از این شاعر بهیادگارمانده که هنوز منتشر نشدهاند؛ از جمله دفترهای دوم و سوم مجموعه «چکامه شکوه ایرانیان» با موضوع دورههای اشکانی و ساسانی، «رنجنامه ایرانیان» با محور حمله اسکندر مقدونی، «چکامه ایرانیاد» درباره اسطورههای کمتر شناختهشده ایران، «منظومه دوران» با موضوع مکانهای اثرگذار انقلاب اسلامی در اصفهان و «چکامه کیامردان» که به روایت ایثار و جانفشانی چهار مرزبان ایرانی در سوم شهریور ۱۳۲۰ میپردازد.
پیمان کلانتر معتمدی از جمله شاعرانی بود که شعر را تنها ابزاری برای بیان احساسات نمیدانست، بلکه آن را وسیلهای برای روایت تاریخ، حفظ هویت فرهنگی و انتقال میراث تمدنی ایران به نسلهای آینده میدید. بخش مهمی از کارنامه ادبی او نیز در همین مسیر شکل گرفت و به سرایش منظومههایی اختصاص یافت که تاریخ و فرهنگ ایران را در قالب شعر روایت میکردند.
شاعری که تاریخ را به زبان شعر روایت کرد
مصطفی هادوی متخلص به شهیر اصفهانی در باره این شاعر فقید به ایسنا اظهار کرد: پیمان کلانتر معتمدی از آن دسته شاعرانی بود که شعر را تنها برای بیان احساسات شخصی به کار نمیگرفت. دغدغه اصلی او روایت تاریخ و هویت ایران بود. سالها وقت گذاشت، مطالعه کرد و کوشید حوادث و فراز و فرودهای تاریخ این سرزمین را در قالب منظومههایی بلند به تصویر بکشد. کمتر شاعری در روزگار ما چنین مسیر دشوار و کم رهرویی را انتخاب کرده است.
وی افزود: آنچه آثار او را متمایز میکرد، پیوند میان پژوهش و شعر بود. پیش از آنکه قلمبهدست بگیرد، ساعتها در منابع تاریخی جستوجو میکرد و میکوشید روایتش تاحدامکان بر مستندات استوار باشد. همین ویژگی باعث شد منظومههای او تنها ارزش ادبی نداشته باشند، بلکه برای علاقهمندان تاریخ و فرهنگ ایران نیز خواندنی و قابلتأمل باشند.
این شاعر پیشکسوت بیان کرد: کلانتر معتمدی عاشق اصفهان بود. این عشق در جایجای آثارش دیده میشود. او اصفهان را فقط مجموعهای از بناهای تاریخی نمیدید، بلکه آن را شهری با هویتی زنده و تمدنی ریشهدار میدانست. شاید به همین دلیل سالهای زیادی از عمرش را صرف سرودن منظومه اصفهان کرد تا بخشی از گذشته این شهر را برای نسلهای آینده به زبان شعر ماندگار کند.
هادوی درگذشت او را برای جامعه ادبی، ازدستدادن شاعری حماسی و بینظیر دانست و گفت: او با حوصله و بیهیاهو و بسیار بیریا کار میکرد. شاید نامش کمتر از برخی شاعران بر سر زبانها بود، اما آثارش نشان میدهد که چه اندازه برای ادبیات و تاریخ این سرزمین دغدغه داشت. امروز بهترین راه زنده نگهداشتن یاد او، خواندن و معرفی منظومههایی است که با عشق به ایران، اصفهان و فرهنگ این سرزمین سروده است.
وی تأکید کرد: مطمئن هستم سالها بعد، وقتی پژوهشگران به شعر حماسی و تاریخی معاصر نگاه کنند، نام پیمان کلانتر معتمدی را در میان شاعرانی خواهند دید که باپشتکار و تعهد فرهنگی، راهی متفاوت را برگزیدند. او ثابت کرد شعر میتواند حافظ تاریخ، هویت و حافظه یک ملت باشد و این، میراثی است که با گذشت زمان ارزش آن بیشتر آشکار خواهد شد.
با درگذشت این شاعر، جامعه ادبی اصفهان یکی از چهرههای فعال خود در حوزه شعر حماسی و تاریخنگاری منظوم را از دست داد؛ شاعری که سالها برای پیوند شعر با تاریخ و هویت ایرانی قلم زد و آثار متعددی را از خود به یادگار گذاشت.