پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۱۰۵۶۰
۱۴:۴۶
۱۳۸۴/۰۶/۰۵
آخرین گزاش شان پن در مورد ایران

انفجار های پایانی

۱۴:۴۶
۱۳۸۴/۰۶/۰۵
به گزارش آفتاب نیوز،


در میدان امام حسین تهران بمب منفجر شده بود و گزارش ها حاکی از کشته شدن یک تا بیست نفر بود. در همان زمان در اهواز هم انفجارهایی رخ داد که به وضوع کار افراطی ها و آنطور که بیشتر افراد گمان می کردند کار مجاهدین خلق بود. با آنهایی که صحبت می کردم می گفتند این کار برای ایجاد اخلال در روند رای دادن در انتخابات است. نمی گذاشتند خبرنگاران به محل حادثه بروند و هر کس چنین قصدی داشت دستگیر می شد. ما هم دیدیم که چند ثانیه تماشای بقایای حادثه ارزش بازداشت شدن را ندارد. وقتی با همسرم تماس گرفتم، از ماجراهای بمب گذاری عصبانی بود می گفت که من آنجا چه می کنم و من هم پاسخ دادم من که بمب ها را کار نگذاشته بودم!
من پس از آن سراغ پیام های بسیاری رفتم که هر روز از زیر در اتاق وارد می شدند و یکی از آنها حاکی از جلسه هواداران دکتر معین در دانشگاه تهران بود که از من می خواست به آنجا رفته و خبرها را پوشش دهم.
ساعت نه صبح به آنجا رفتم. الهه کولایی، مشاور و سخنگوی معین با ملاقات با ما موافقت کرد.
ناگهان این فکر به ذهن من خطور کرد که گرچه هشت کاندیدا حضور داشتند ولی تنها هشت نفر بودند و با توجه به اینکه دیروز انفجارهایی رخ داده بود، عجیب بود که هیچ امنیتی برای آنها وجود نداشت، هر چند وزارت خارجه هم ارتباط بمب گذاری ها را با انتخاب تایید کرده بود.
زمان خاتمی مردم شکیبایی بالایی در برابر رفتارهای اصلاح طلبان داشتند گرچه دولت وی قادر نبود اصلاحات را کاملا محقق کند ولی با انتخاب احمدی نژاد حتی شبح های آزادی هم از بین خواهند رفت و من نگران افرادی هستم که دیده ام و چهره های امیدوار آنها.
ایران کشور عجیبی است و من نمی توانم به دانشجویانی که در دانشگاه دیدم فکر نکنم، آنهایی که احترام به اصلیت خود را پایه اصلاحات می دانند. تنها می توان امیدوار بود که انسجام مرموز این کشور با انتخاب مردم آن و نه اقتدارگرایی حفظ شود.
من به پایان سفرم نزدیک می شوم و ساعت سه صبح روز سه شنبه پرواز دارم. در راه فرودگاه بودم که فکر دخترم ذهنم را پر کرد، فردا مراسم فارغ التحصیلی او بود و به علت بمب گذاری ها، همه کشور در حالت آماده باش بودند. اگر اتفاقی می افتاد و من تاخیر داشته یا پرواز نداشتم مراسم را از دست می دادم، این فکر مرا نگران می کرد.
زمانی که هواپیما به زمین نشست، من احساس کردم که نوشته ها و عکس هایم سالم به خانه رسیده اند. صبح روز بعد در خانه به سی.ان.ان گوش می دادم که اخباری در مورد حضور من در تهران می داد و هیچ نشانی از کار روزنامه نگاری من برخود نداشت و همینطور فرضیه های نادرستی در مورد من و اینکه من ضد امریکایی هستم می داد.
اینجا تناقضی به چشم من خورد که گرچه ما آزادی مطبوعات داریم و من از کشوری برگشته ام که فاقد آن است، رسانه های کشور من هم در اطلاع رسانی این گونه عمل می کنند. آنچه ما از ایران می دانیم به طور عمده از منابع خبری ما کسب می شوند ولی وقتی آنها نمی توانند در مورد من که بازیگر و روزنامه نگار هستم آگاهی درست بدهند، دیگر چه توقعی می توان در مورد اطلاعاتی داشت که در مورد ایران وجود دارد؟
رسانه ها در مورد اتفاقات خودمان هم این گونه هستند، در حالی که سربازان جوان امریکایی در عراق و افغانستان کشته و زخمی می شوند و فعالان حقوق بشر و سازمان ملل جان خود را از دست می دهند، ملت ما گویی طلسم شده و شجاعت را در خشونت می بیند و رسانه ها هم تحت همین طلسم اخبار را منعکس می کنند. وقتی بحث هسته ای ایران پیش می آید، باید بدانیم که پرهزینه ترین رقابت تسلیحاتی در خود امریکا صورت می گیرد. این واقعیت ها به من اهمیت گزارشگری کامل و بی نقص را در سراسر دنیا نشان می دهند. هنگامی که این نوشته ها را به پایان بردم در لندن بودم و قصد داشتم به پاریس بروم ولی وقتی از هتل خارج شدم متوجه شدم که انفجاری رخ داده است!
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha