جلیل سامان ـ کارگردان سریالهایی «ارمغان تاریکی»، «پروانه»، «نفس» و سریال «زیر خاکی» ـ در یادداشتی از فاجعه جایگزینی اندیشه با ماشین و فاصله مدیران فرهنگی با نسل جدید سخن گفته است.
متن کامل یادداشت این کارگردان که در اختیار ایسنا قرار داده به شرح زیر است:
«فاجعه اتفاق افتاده است و مدیر فرهنگی از گردِ تاختِ آن سرفه میکند؛ بیآنکه بداند چه بود، از کجا آمد و چگونه از کنارش گذشت. وقتی سرش را بلند میکند، دیگر نه با یک تغییر، که با جهانی تازه روبهروست؛ جهانی که قواعدش عوض شده و فرصت فهمیدنش را هم از او گرفته است.
اندیشه و اندیشهورزی، آرزوی غایب همیشگی ما بود. حالا که هوش مصنوعی هم آمده و هرکس یک نویسنده ماشینی هم کنار دستش دارد که در چند ثانیه همان چیزی را مینویسد که مدیر مربوطه دوست دارد بخواند. در چنین وضعی، نویسندهای که ماهها و سالها پژوهش کند، خودش را در اتاقی حبس کند، بارها متنش را دور بریزد و از نو بنویسد تا به یک رمان یا فیلمنامه برسد، کمکم دارد به یک خاطره تبدیل میشود.
تولستوی برای نوشتن «جنگ و صلح» سالها زندگی کرد، تحقیق کرد و دهها بار متنش را بازنویسی کرد. امروز، اما خروجیِ کمیِ و چشمپرکن مهمتر از فرآیند کیفیِ شده است. متن، بیش از آنکه حاصل زیستن و اندیشه را اندیشیدن باشد، محصول یک دستور نوشتاری است.
قبلاً هم گفتهام؛ خدا انگار دنیا را روی دور تند گذاشته است.
ما نسلی بودیم که از اول دبستان تا پایان دبیرستان، تمام اسباببازیهایمان به تعداد انگشتان دست هم نمیرسید. باقیاش را تخیل پر میکرد. یک تکه چوب، شمشیر میشد؛ یک کارتن، قلعه؛ یک کوچه، میدان نبرد. کمبود امکانات، خیال را به کار میانداخت و خلاقیت را تمرین میداد.
امروز، اما در هر اسباببازی، بیست جور سرگرمی و قابلیت آماده وجود دارد. کودک دیگر چیزی را خلق نمیکند؛ فقط امکانات از پیش طراحیشده را مصرف میکند. جایی که باید خیال وارد میدان شود، تکنولوژی از قبل همهچیز را آماده کرده است. خلاقیت، آرامآرام جای خود را به انتخاب از میان گزینههای آماده میدهد.
همین اتفاق در آموزش نیز در حال رخ دادن است. آموزش، دیگر کمتر بر پرورش ذهن استوار است و بیشتر بر یاد گرفتن کار با ماشین تکیه دارد. مهارت، بهجای آنکه توان اندیشیدن باشد، به توان کار کردن با ماشین تقلیل پیدا میکند.
مسئله این نیست که هوش مصنوعی بد است؛ اتفاقاً یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است. مسئله این است که اگر ابزار جای اندیشیدن را بگیرد، اگر سرعت جای تأمل را بنشیند، اگر پاسخ آماده جای پرسش را بگیرد، آن وقت دیگر با پیشرفت روبهرو نیستیم؛ با فاجعه تنبلی ذهنی که به نام پیشرفت عرضه میشود.
هجوم ماشین از حوزه رفاه، سرعت و دقت گذشته و به شکلی مبتذل در حال جایگزین شدن با اندیشهورزی، تصمیمگیری و خیال انسان است.
ما وارد عصر هوش مصنوعی شدهایم؛ اما بسیاری از مسئولان فرهنگی هنوز با منطق عصر ماقبل ارتباطات تصمیم میگیرند. آنها گمان میکنند با همان سازوکارهای دیروز میتوانند نسل امروز را مدیریت کنند، در حالی که این نسل با سرعتی فراتر از تصور در حال درنوردیدن و نادیده گرفتن همه آن چیزهایی است که ارزش میدانیم!
بله فاجعه رخ داده و دیگر مسئولان فرهنگی به گرد نسل جدید هم نخواهند رسید. آنها به سرعت برق و باد از کنارشان عبور خواهند کرد؛ مثل گلولهای که بر تن مینشیند و حتی فرصت پلک زدن هم باقی نمیگذارد.»
جلیل سامان این روزها در تدارک ساخت سریال «چمران» است داستان زندگی شهید دکتر مصطفی چمران را دهه به دهه به تصویر خواهد کشید.