پایگاه خبری آفتاب
۳۱ /مرداد /۱۴۰۵
Saturday 22 August 2026
کد خبر:۱۰۶۱۸۸۸
۱۴:۰۱
۱۴۰۵/۰۵/۳۱

تبریز آماده است؛ یا فقط امیدواریم آماده باشد؟

تبریز آماده است؛ یا فقط امیدواریم آماده باشد؟
بحران خبر نمی‌کند.نه زلزله ساعت وقوعش را اعلام می‌کند، نه سیل منتظر آماده‌شدن مسئولان می‌ماند، نه کولاک برای عبور آمبولانس‌ها اجازه می‌گیرد و نه آتش‌سوزی برای رسیدن نیروهای امدادی صبر می‌کند. تبریز شهری بزرگ، پرجمعیت و صنعتی است؛ شهری که در کنار ظرفیت‌های فراوان، با مجموعه‌ای از مخاطرات طبیعی و انسان‌ساخت نیز روبه‌روست. از زلزله و سیل گرفته تا برف سنگین، رانش زمین،آتش‌سوزی، تصادفات زنجیره‌ای، حوادث صنعتی، فرسودگی برخی بافت‌ها، قطع زیرساخت‌های حیاتی و بحران‌های ثانویه. بنابراین سؤال اصلی نباید فقط این باشد که «تبریز برای زلزله آماده است؟»سؤال بزرگ‌تر این است:
۱۴:۰۱
۱۴۰۵/۰۵/۳۱
به گزارش آفتاب نیوز،

یادداشت ـ ناصر غلامی هوجقان /اگر فردا یک بحران گسترده و چندلایه، همزمان چند نقطه تبریز را درگیر کند، آیا شهر می‌تواند خودش را اداره کند، مردم را نجات دهد و خدمات حیاتی را حفظ کند؟

این پرسشی است که باید پیش از حادثه به آن پاسخ داد.

بحران فقط زلزله نیست

وقتی صحبت از مدیریت بحران می‌شود، ذهن بسیاری از ما بلافاصله به سمت زلزله می‌رود.

اما بحران می‌تواند شکل‌های بسیار متفاوتی داشته باشد.

یک بارش شدید می‌تواند آبگرفتگی گسترده ایجاد کند.

یک سیلاب می‌تواند راه‌های ارتباطی را ببندد.

یک کولاک سنگین می‌تواند ده‌ها خودرو را در جاده گرفتار کند.

یک آتش‌سوزی گسترده می‌تواند چند ساختمان را همزمان درگیر کند.

یک حادثه صنعتی می‌تواند منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار دهد.

یک تصادف زنجیره‌ای می‌تواند در چند دقیقه تعداد زیادی مصدوم ایجاد کند.

و حتی یک حادثه کوچک، اگر در زمان نامناسب و در نقطه نامناسب رخ دهد، می‌تواند به یک بحران بزرگ تبدیل شود.

پس مدیریت بحران یعنی آمادگی برای مجموعه‌ای از احتمالات، نه یک حادثه خاص.

سیل؛ خطری که نباید دست‌کم گرفته شود

تبریز در سال‌های مختلف بارها شاهد بارش‌های شدید و آبگرفتگی بوده است.

در چنین شرایطی، مسئله فقط حجم بارندگی نیست.

باید پرسید:

اگر بارندگی شدید همزمان در چند نقطه شهر اتفاق بیفتد چه؟

آیا مسیرهای سیلابی و نقاط پرخطر دقیقاً شناسایی شده‌اند؟

آیا کانال‌ها و مسیرهای دفع آب آمادگی لازم را دارند؟

اگر معبری زیر آب برود، چه کسی مسئول مسدود کردن آن است؟

اگر خودروها گرفتار شوند، چه تعداد تیم امدادی می‌توانند همزمان وارد عملیات شوند؟

و اگر سیلاب به تأسیسات برق، گاز یا سایر زیرساخت‌ها آسیب بزند، برنامه واکنش چیست؟

سیل فقط آب نیست؛ زنجیره‌ای از بحران‌های بعدی است.

برف و کولاک؛ بحران آرام اما خطرناک

تبریز با زمستان‌های سرد و بارش برف بیگانه نیست.

اما بحران زمانی شکل می‌گیرد که برف سنگین با یخبندان، ترافیک، قطعی برق و اختلال در حمل‌ونقل همزمان شود.

در چنین شرایطی سؤال این است:

آیا ماشین‌آلات برف‌روبی به اندازه کافی آماده‌اند؟

آیا اولویت‌بندی معابر مشخص است؟

آیا مسیرهای بیمارستان‌ها و مراکز امدادی همیشه در اولویت قرار دارند؟

اگر آمبولانسی در برف گرفتار شود چه؟

اگر یک بیمار نیازمند دیالیز نتواند خود را به مرکز درمانی برساند چه؟

اگر صدها خودرو در یک محور گرفتار شوند، چه کسی مسئول مدیریت آن‌هاست؟

آمادگی واقعی زمانی مشخص می‌شود که برف فقط یک پدیده جوی نباشد و به بحران حمل‌ونقل تبدیل شود.

آتش‌سوزی؛ چند دقیقه‌ای که سرنوشت را تعیین می‌کند

در حوادث شهری، زمان ارزش حیاتی دارد.

گاهی تفاوت میان نجات و فاجعه، فقط چند دقیقه است.

بنابراین باید پرسید:

آیا دسترسی خودروهای آتش‌نشانی به همه نقاط شهر مناسب است؟

آیا معابر باریک و بافت‌های متراکم، امکان عملیات سریع را فراهم می‌کنند؟

آیا ساختمان‌های بلند، تجهیزات و مسیرهای دسترسی مناسب دارند؟

آیا مردم نحوه استفاده از تجهیزات اطفای حریق را می‌دانند؟

آیا مراکز تجاری، اداری، آموزشی و صنعتی سناریوی تخلیه اضطراری دارند؟

و مهم‌تر:

اگر چند آتش‌سوزی همزمان رخ دهد، ظرفیت عملیاتی شهر چقدر است؟

امدادگران؛ ستون فقرات مدیریت بحران

در تمام این سناریوها یک گروه در خط مقدم قرار دارد:

امدادگران.

هلال‌احمر، آتش‌نشانی، اورژانس، پلیس و سایر نیروهای عملیاتی.

اما سؤال مهم این است:

آیا خودِ نیروهای امدادی برای یک بحران چندلایه آماده‌اند؟

تعداد نیروها چقدر است؟

تجهیزات سنگین و تخصصی چه میزان است؟

تجهیزات ارتباطی جایگزین وجود دارد؟

سوخت و پشتیبانی لجستیکی چطور؟

اگر عملیات ۲۴ یا ۴۸ ساعت طول بکشد، پشتیبانی نیروها چگونه انجام می‌شود؟

اگر چند حادثه همزمان اتفاق بیفتد، اولویت‌بندی چگونه انجام می‌شود؟

اگر یک پایگاه امدادی خودش درگیر حادثه شود، پایگاه جایگزین کجاست؟

اینها پرسش‌هایی نیستند که برای ایجاد نگرانی مطرح شوند.

اینها پرسش‌هایی هستند که برای نجات جان مردم باید از قبل پاسخ داشته باشند.

امدادگر هم انسان است

گاهی در بحث مدیریت بحران فقط درباره تجهیزات صحبت می‌کنیم.

خودرو.

بالگرد.

آمبولانس.

تجهیزات نجات.

اما یک واقعیت مهم را فراموش می‌کنیم:

پشت تمام این تجهیزات، انسان ایستاده است.

امدادگری که ممکن است ساعت‌ها بدون استراحت کار کند.

آتش‌نشانی که وارد ساختمان در حال سوختن می‌شود.

پزشکی که با موج عظیم مصدومان مواجه است.

راننده آمبولانسی که باید در کمترین زمان ممکن خود را به حادثه برساند.

اگر نیروی امدادی از نظر آموزش، آمادگی جسمی، تجهیزات، استراحت، حمایت روانی و پشتیبانی عملیاتی آماده نباشد، هیچ سامانه‌ای نمی‌تواند به‌تنهایی بحران را مدیریت کند.

سرمایه اصلی مدیریت بحران، نیروی انسانی آماده است.

اورژانس؛ از حادثه تا بیمارستان

یک مصدوم فقط به آمبولانس نیاز ندارد.

یک زنجیره باید درست کار کند:

حادثه → امداد اولیه → انتقال → بیمارستان → درمان → پشتیبانی

اگر یکی از حلقه‌ها دچار مشکل شود، کل زنجیره آسیب می‌بیند.

بنابراین باید ظرفیت اورژانس و بیمارستان‌ها در سناریوی افزایش ناگهانی و گسترده مصدومان سنجیده شود.

آیا بیمارستان‌ها ظرفیت پذیرش موج بزرگ مصدومان را دارند؟

آیا برق اضطراری دارند؟

آیا ذخیره آب و دارو کافی است؟

آیا مسیرهای دسترسی آن‌ها در شرایط بحران باز می‌ماند؟

آیا بیمارستان جایگزین و مسیر انتقال بیماران از مراکز آسیب‌دیده مشخص است؟

این‌ها همان چیزهایی است که باید قبل از بحران تمرین شود.

یک بحران بزرگ، فقط یک بحران نیست

فرض کنیم بارندگی شدید اتفاق افتاده است.

سیلاب ایجاد شده.

در همان زمان برق یک منطقه قطع شده.

ترافیک سنگین شده.

یک تصادف هم رخ داده.

چند آمبولانس در ترافیک گرفتار شده‌اند.

ارتباط تلفنی هم در بخشی از شهر مختل شده است.

حالا با یک حادثه مواجه نیستیم.

با بحران مرکب مواجهیم.

و اینجاست که تفاوت میان «داشتن تجهیزات» و «داشتن سیستم مدیریت بحران» مشخص می‌شود.

ممکن است یک شهر ده‌ها خودرو و صدها نیروی امدادی داشته باشد، اما اگر فرماندهی، ارتباطات، لجستیک و تقسیم مأموریت درست کار نکند، تجهیزات به‌تنهایی کافی نیستند.

مردم؛ اولین حلقه امداد

هیچ شهری با نیروهای رسمی به تنهایی قادر به مدیریت یک بحران بزرگ نیست.

مردم باید بخشی از راه‌حل باشند.

هر خانواده باید بداند:

در زلزله چه کند؟

در سیل چه کند؟

در آتش‌سوزی چه کند؟

هنگام گرفتار شدن در برف چه کند؟

در تصادف چگونه کمک کند؟

چه زمانی با اورژانس تماس بگیرد؟

چگونه مسیر امداد را باز نگه دارد؟

و از همه مهم‌تر:

چه کاری را نباید انجام دهد؟

گاهی یک شهروند ناآگاه، ناخواسته عملیات امدادی را سخت‌تر می‌کند.

بنابراین آموزش عمومی، یک برنامه جانبی نیست.

جزء اصلی مدیریت بحران است.

مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و محله‌ها را فراموش نکنیم

آمادگی نباید فقط در ساختمان‌های دولتی خلاصه شود.

مدرسه باید سناریوی تخلیه داشته باشد.

دانشگاه باید برنامه بحران داشته باشد.

کارخانه باید طرح واکنش اضطراری داشته باشد.

مجتمع تجاری باید مسیر خروج اضطراری داشته باشد.

محله باید بداند در بحران به کجا مراجعه کند.

و خانواده باید یک برنامه ارتباطی و اضطراری داشته باشد.

شهری که فقط سازمان‌های رسمی آن آماده‌اند، هنوز شهر آماده‌ای نیست.

شهر آماده، شهری است که مردمش هم آموزش دیده‌اند.

ارتباطات؛ نبض بحران

در نخستین دقایق بحران، اطلاعات از خود حادثه کم‌اهمیت‌تر نیست.

مردم باید بدانند:

چه اتفاقی افتاده؟

کدام مناطق خطرناک هستند؟

کدام مسیرها بسته‌اند؟

به کجا مراجعه کنند؟

چه چیزی صحت دارد و چه چیزی شایعه است؟

اگر شبکه تلفن همراه یا اینترنت مختل شود، چه سامانه جایگزینی وجود دارد؟

مدیریت بحران بدون ارتباطات مؤثر، شبیه عملیات امدادی در تاریکی است.

به همین دلیل باید برای ارتباطات پشتیبان نیز همان اندازه‌ای برنامه داشت که برای تجهیزات امدادی داریم.

بحران‌های کوچک را جدی بگیریم

یکی از اشتباهات رایج این است که مدیریت بحران را فقط برای «فاجعه بزرگ» بخواهیم.

در حالی که هر حادثه کوچک می‌تواند آزمایش یک سیستم باشد.

یک تصادف.

یک آتش‌سوزی.

یک آبگرفتگی.

یک کولاک.

یک ریزش ساختمان.

یک حادثه صنعتی.

هرکدام باید یک سؤال ایجاد کنند:

چه چیزی در این عملیات خوب کار کرد و چه چیزی باید اصلاح شود؟

اگر از حادثه کوچک درس نگیریم، حادثه بزرگ همان اشتباه را با هزینه‌ای بسیار بیشتر تکرار خواهد کرد.

حالا باید یک آزمون واقعی برای تبریز طراحی کرد

شاید به جای اینکه هر سال فقط درباره «آمادگی» صحبت کنیم، باید آن را اندازه‌گیری کنیم.

برای تبریز می‌توان یک «آزمون جامع تاب‌آوری شهری» طراحی کرد.

در آن، سناریوهای مختلف بررسی شوند:

زلزله

سیل

برف و کولاک

آتش‌سوزی گسترده

حادثه صنعتی

تصادف زنجیره‌ای

قطع برق و زیرساخت‌های حیاتی

اختلال ارتباطات

و حتی سناریوی ترکیبی:

دو یا سه بحران همزمان.

بعد به جای شعار، عدد منتشر شود:

زمان رسیدن نخستین تیم امدادی چقدر بود؟

چند دقیقه طول کشید مسیر باز شود؟

چند مصدوم در ساعت اول جابه‌جا شدند؟

چند مرکز درمانی آماده پذیرش بودند؟

چند نیروی عملیاتی وارد میدان شدند؟

چه مقدار تجهیزات در دسترس بود؟

کدام سامانه ارتباطی از کار افتاد؟

کجا ضعف داشتیم؟

و مهم‌تر:

چه چیزی باید اصلاح شود؟

سؤال سخت اما ضروری

شاید وقت آن رسیده باشد که مدیران شهری و دستگاه‌های امدادی یک سؤال ساده را از خودشان بپرسند:

اگر فردا ساعت ۳ بامداد، زمانی که بسیاری از مردم خواب هستند، یک بحران گسترده در تبریز اتفاق بیفتد و همزمان چند نقطه شهر نیازمند امداد باشد، آیا می‌توانیم در یک ساعت اول به اندازه کافی واکنش نشان دهیم؟

اگر پاسخ «بله» است، باید این آمادگی با سند، عدد، مانور و آزمایش عملیاتی اثبات شود.

اگر پاسخ «خیر» است، هنوز فرصت داریم.

و این شاید مهم‌ترین خبر خوب باشد.

تبریز نباید منتظر فاجعه بماند

مدیریت بحران واقعی یعنی اینکه قبل از حادثه بدانیم چه می‌کنیم.

یعنی قبل از سیل، مسیر سیلاب را بشناسیم.

قبل از زلزله، ساختمان‌های آسیب‌پذیر را شناسایی کنیم.

قبل از برف، مسیرهای اضطراری را مشخص کنیم.

قبل از آتش‌سوزی، راه‌های دسترسی آتش‌نشانی را بررسی کنیم.

قبل از حادثه صنعتی، سناریوی تخلیه داشته باشیم.

قبل از قطع ارتباطات، سیستم جایگزین آماده کنیم.

و قبل از همه اینها، نیروی امدادی و مردم را آموزش دهیم.

حرف آخر؛ آمادگی را نباید با امید اشتباه گرفت

تبریز شهر بزرگی است؛ با میلیون‌ها شهروند، زیرساخت‌های مهم، مراکز صنعتی، درمانی، آموزشی و اقتصادی.

چنین شهری نمی‌تواند مدیریت بحران را به شانس واگذار کند.

نمی‌توانیم بگوییم «ان‌شاءالله اتفاقی نمی‌افتد».

چون بحران به امید ما کاری ندارد.

بحران فقط یک سؤال می‌پرسد: آماده‌ای؟

اگر پاسخ مثبت است، آن را نشان بدهیم.

با عدد.

با تجهیزات.

با آموزش.

با مانور.

با نیروی انسانی آماده.

با مسیرهای امدادی.

با بیمارستان‌های آماده.

با ارتباطات پشتیبان.

و با مردمی که می‌دانند در لحظه حادثه چه باید بکنند.

و اگر جایی آماده نیستیم، بهتر است امروز اعتراف کنیم و اصلاح کنیم؛ نه اینکه فردا، در میان دود، آب، آوار و اضطراب، تازه به دنبال پاسخ بگردیم.

شهر آماده، شهری نیست که هیچ حادثه‌ای در آن رخ نمی‌دهد؛

شهر آماده، شهری است که وقتی حادثه رخ می‌دهد، غافلگیر نمی‌شود.

و شاید امروز مهم‌ترین سؤال برای تبریز همین باشد:

ما واقعاً آماده‌ایم، یا فقط امیدواریم که آماده باشیم؟

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha