صمد بهرنگی دوم تیر ۱۳۱۸ در تبریز متولد شد؛ جوانی که مسیر زندگیاش را با معلمی در مدارس روستایی آذربایجان آغاز کرد و خیلی زود ادبیات، آموزش و دغدغههای اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار داد. او در کنار داستاننویسی، به گردآوری و پژوهش در فرهنگ و ادبیات شفاهی آذربایجان و نگارش مطالب تربیتی نیز پرداخت.
نام بهرنگی بیش از همه با «ماهی سیاه کوچولو» گره خورده است؛ داستانی که در ظاهر برای کودکان نوشته شده، اما مضمون جستوجوی جهان تازه، پرسشگری و عبور از مرزهای آشنا، آن را به اثری فراتر از ادبیات کودک تبدیل کرده است. این اثر در سال ۱۳۴۷ منتشر شد و پس از آن به یکی از شناختهشدهترین آثار بهرنگی تبدیل شد.
اما میراث بهرنگی تنها در یک کتاب خلاصه نمیشود؛ «اولدوز و کلاغها»، «اولدوز و عروسک سخنگو»، «تلخون»، «یک هلو و هزار هلو» و «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران» بخشی از کارنامه او را شکل میدهند؛ آثاری که نشان میدهند دغدغه اصلی او تنها قصهگویی برای کودکان نبود، بلکه آموزش، فرهنگ و زندگی اجتماعی نیز در مرکز توجه او قرار داشت. (ویکیپدیا)
نهم شهریور ۱۳۴۷، صمد بهرنگی در رود ارس غرق شد و چند روز بعد پیکرش از آب گرفته شد. درباره چگونگی مرگ او در دهههای بعد روایتها و بحثهای متفاوتی شکل گرفت، اما آنچه بدون تردید باقی مانده، میراث ادبی و آموزشی نویسندهای است که در عمر کوتاه خود آثار ماندگاری برجای گذاشت.
امروز، سالها پس از آن حادثه، نام صمد بهرنگی هنوز در کتابخانهها، مدرسهها و میان خوانندگان ادبیات کودک شنیده میشود. شاید راز ماندگاری او همین باشد؛ قصههایش تمام نشدهاند، چون پرسشهایی که در آنها مطرح میکند هنوز برای نسلهای تازه حرفی برای گفتن دارند.
صمد بهرنگی رفت، اما ماهی سیاه کوچولوی او هنوز در جستوجوی دریای بزرگ است.
.