در شرایطی که جنگ، تحریم، محاصره دریایی و نااطمینانیهای سیاسی بار دیگر اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیلگر اقتصادی، سیاسی، ریشه بخش مهمی از مشکلات کنونی اقتصاد ایران را نه در تحریم، بلکه در ساختارهای داخلی اقتصاد، رشد نقدینگی، ناترازی شبکه بانکی، فساد و بوروکراسی میداند.
به گزارش همشهری، او البته اثر تحریم و جنگ را انکار نمیکند، اما معتقد است تحریم عامل اولیه و تعیینکننده مشکلات اقتصادی ایران نیست و بیش از آنکه موتور ایجاد بحران باشد، در مقاطع مختلف به تشدید مشکلات موجود کمک کرده است. لیلاز در این گفتوگو با اشاره به تجربه چند دهه تحریم علیه ایران گفت که طی حدود ۳۰ سال گذشته، همواره گروهی منتظر بودهاند اقتصاد ایران زیر فشار تحریمها فروبپاشد، اما چنین اتفاقی رخ نداده است. بهگفته او، حتی شدیدترین فشارهای اقتصادی نیز نتوانستهاند اقتصاد ایران را از حرکت بازدارند و امروز نیز نباید همه مشکلات کشور را به تحریم نسبت داد.
لیلاز تورم را بزرگترین مشکل اقتصادی ایران دانست و عامل اصلی آن را رشد نقدینگی عنوان کرد. او گفت: اگرچه تحریم و جنگ میتوانند به افزایش تورم کمک کنند، اما موتور اصلی تورم را باید در ساختار پولی و بانکی کشور جستوجو کرد. او به نقل از برخی مقامات مهم اقتصادی و بانکی اظهار کرد که از دید آنها، حدود دوسوم تورم میتواند ناشی از ناترازی شبکه بانکی باشد.
لیلاز همچنین گفت که حدود ۴۰ درصد داراییهای شبکه بانکی ایران ممکن است عملا موهوم باشد. این اقتصاددان این وضعیت را بسیار جدی توصیف کرد و از آن با تعبیر بزرگترین کلاهبرداری تاریخ ایران یاد کرد؛ تعبیری که بیانگر شدت انتقاد او از وضعیت فعلی شبکه بانکی است، نه یک گزارش رسمی حسابرسی. او ریشه بخشی از این مشکل را در گسترش بیضابطه بانکهای خصوصی در دهههای گذشته دانست و با اشاره به دوره ریاست محسن نوربخش بر بانک مرکزی گفت: «نوربخش مخالف ایجاد بانک توسط مؤسسات شبهدولتی بود و تأکید داشت که بانک باید با انضباط ایجاد شود.»
بهگفته لیلاز، پس از آن دوره، تعداد زیادی بانک و مؤسسه مالی ایجاد و ساختار بانکی بهتدریج با مشکلاتی مواجه شد که آثار آن امروز در ناترازی بانکها دیده میشود. لیلاز همچنین به رابطه نرخ سود و تورم اشاره کرد و گفت: «وقتی نرخ سود بانکی به شکل معناداری پایینتر از نرخ تورم باشد، گرفتن تسهیلات بانکی میتواند به یک رانت اقتصادی تبدیل شود». او با یک مثال گفت: «اگر فردی بتواند یک میلیارد تومان وام دریافت کند، در شرایطی که نرخهای مؤثر تسهیلات پایینتر از تورم باشد، عملا ماهانه دهها میلیون تومان منفعت بهدست میآورد؛ منفعتی که از جیب سپردهگذار و در چارچوب همین ساختار خلق میشود».
بوروکراسی، بحران پنهان اقتصاد ایران
یکی از محورهای اصلی سخنان لیلاز، بوروکراسی بود. او معتقد است که بخش مهمی از ناکارآمدی اقتصادی کشور نه ناشی از نبود دانش، بلکه نتیجه ترس از تصمیمگیری و طولانی شدن فرآیندهای اداری است. او با اشاره به برخی تصمیمها و مصوبات مربوط به دوره جنگ گفت: «اجرای برخی از آنها ۸۰ یا ۹۰ روز طول کشیده است»؛ موضوعی که از نگاه او با شرایط جنگی و بحرانهای فوری اقتصاد سازگار نیست. او با کنایه به وابستگی مدیران به سامانههای اداری گفت: «گاهی سامانه از ابزار حل مسئله به یک هدف تبدیل میشود؛ بهگونهای که مدیر به جای حل مشکل، از خود سامانه تبعیت میکند». از نگاه او، بخشی از ترس مدیران نیز ناشی از همین ساختار است؛ مدیران دولتی میدانند درصورت هر تصمیم خارج از رویههای معمول، ممکن است بعدا با نهادهای نظارتی و قضایی مواجه شوند.
اصلاحات دردناک؛ از سوخت تا ارز
لیلاز معتقد است ایران سالهاست اصلاحات دشوار را به تأخیر انداخته و به همین دلیل، اصلاحاتی که میتوانست در مقاطع مختلف با هزینه کمتری انجام شود، اکنون به تصمیمهای بسیار سخت تبدیل شده است. او درباره قیمت سوخت گفت: «مسئله اصلی فقط قیمت بنزین و گازوئیل نیست؛ بلکه ابتدا باید رشد نقدینگی کنترل شود». لیلاز در عین حال با افزایش قیمت سوخت در شرایط تورمی بدون انجام اصلاحات بنیادی مخالفت کرد و گفت: «نمیتوان هر چند سال یکبار جامعه را در معرض شوک قیمتی قرار داد و از آن انتظار ثبات داشت.» او همچنین موضوع قاچاق سوخت را مطرح کرد و گفت: «بخشی از مصرف بالای سوخت در ایران نتیجه قاچاق و اتلاف منابع است». به اعتقاد او، در شرایط فعلی روزانه دهها میلیون دلار منابع در قالب سوخت ارزان از بین میرود؛ منابعی که میتواند در جای دیگری به اقتصاد ایران کمک کند.
لیلاز در بخش دیگری از گفتوگو، تحولات دیماه ۱۴۰۴ و حمله به کشور را با موضوع «تراستیها» مرتبط دانست. او با اشاره به کاهش شدید ورود ارز حاصل از صادرات نفت گفت: در مقطعی که قرار بود درآمدهای صادراتی ماهانه در محدوده ۳ میلیارد دلار باشد، این رقم به حدود ۱۵۰ میلیون دلار کاهش پیدا کرد و در همان شرایط، اعتراضها و ناآرامیهای داخلی شکل گرفت. به روایت لیلاز، بخشی از این وضعیت به عملکرد شبکههای موسوم به «تراستی» بازمیگشت؛ شبکههایی که بهگفته او نه دولت و نه فعالان رسانهای، ایجادکننده آن نبودند.
چرا نیروهای مسلح بهتر تصمیم میگیرند؟
لیلاز عملکرد نیروهای مسلح را با دستگاه اجرایی مقایسه کرد و گفت: «در شرایط فعلی، نیروهای مسلح توانستهاند بهتر از بخشهای دیگر کشور با شرایط جنگی سازگار شوند». او ثبات فرماندهی، استمرار برنامهها و امکان تصمیمگیری سریع را از عوامل این عملکرد میداند و معتقد است در حوزههای نظامی و دفاعی، ساختارها بهگونهای شکل گرفتهاند که در شرایط بحران میتوانند سریعتر واکنش نشان دهند. از نگاه لیلاز، مسئله مهم این است که چنین سازوکاری در دستگاه اجرایی کشور وجود ندارد و اقتصاد همچنان درگیر مجموعهای از فرآیندهای کند و بوروکراتیک است.
جنگ یا مذاکره؛ مسئله اصلی چیز دیگری است
یکی از مهمترین محورهای گفتوگو، نقد دوگانه جنگ یا مذاکره بود. لیلاز معتقد است جریانهای سیاسی مختلف گاهی به شکلی درباره آمریکا و جنگ صحبت میکنند که گویی ۲ گزینه اصلی پیش روی ایران، یا مصالحه با آمریکا یا رویارویی نظامی است؛ درحالیکه این دوگانه مسئله اصلی را پنهان میکند. چه ایران با آمریکا وارد مذاکره شود و چه با آن مقابله کند، بدون اصلاح ساختار اقتصادی داخلی، بخش اصلی مشکلات پابرجا خواهد ماند. بهگفته او، کسانی که از مذاکره و توافق دفاع میکنند، در بسیاری از موارد صرفا راهحل اقتصادی خود را در بازگشت به فروش نفت میبینند در مقابل، کسانی که فقط بر تشدید رویارویی با آمریکا تأکید دارند، گاهی بحران داخلی را به بیرون منتقل میکنند.
مشکلات با مدیران ترسو حل نمیشود
لیلاز گفت: «اگر دولت بخواهد با قاچاق سوخت مقابله کند، با مقاومت گروههای ذینفع و حتی فشارهای مختلف مواجه خواهد شد؛ اما مدیری که اظهار ترس از ذینفعان میکند باید برکنار شود. البته مسئله اصلی فقط ترس یک مدیر یا یک وزارتخانه نیست، بلکه مشکل، ساختاری است که تصمیمگیری بموقع و قاطع را دشوار کرده است».
تنگه هرمز؛ تضمین تمامیت ارضی کشور
لیلاز مخالف این دیدگاه است که تنگه هرمز دیگر کارآمدی گذشته را ندارد. از نظر او، اگر ایران مهمترین ابزار ژئوپلیتیک خود را کنار بگذارد، در آینده ناچار خواهد شد بهدنبال ابزار بازدارنده دیگری مثل سلاح هستهای بگردد. او میگوید: آمریکا و اسرائیل بهدنبال تبدیل ایران به لیبی و سوریه هستند؛ در نتیجه ایران به هیچ عنوان نباید تنگه هرمز را از دست بدهد. از نگاه او، کنار گذاشتن هر یک از ابزارهای ژئوپلیتیک ایران لزوما به کاهش فشار خارجی منجر نمیشود.
ایران نفتیِ مستقل؛ در برابر نظم مورد نظر آمریکا
لیلاز ریشه اختلاف ایران و آمریکا را فراتر از موضوعاتی مانند غنیسازی، تنگه هرمز یا حتی پرونده هستهای دانست. از نگاه او، ایالات متحده با یک کشور نفتی مستقل و غیرهمسو با نظم مورد نظر آمریکا مسئله دارد و ایران در میان کشورهای نفتخیز جهان، جایگاهی متفاوت پیدا کرده است. او با اشاره به تحولات ونزوئلا گفت: «آمریکا اساسا نمیخواهد ایران به یک کشور نفتی مستقل خارج از مدار نفوذ اینکشور تبدیل شود و به همین دلیل، حتی اگر تهران در برخی موضوعات مانند غنیسازی یا تنگه هرمز عقبنشینی کند، لزوما فشارها پایان نخواهد یافت.» لیلاز تأکید کرد که دسترسی مجانی به نفت ایران برای آمریکا یک هدف مهم است، اما اهمیت ژئوپلیتیک ایران بهعنوان یک کشور نفتی مستقل و جایگاه آن در معادلات جهانی، حتی از مسئله نفت نیز فراتر رفته است.
نباید جلوتر از رهبری حرکت کرد
لیلاز در موضوع مذاکره نیز موضع خود را بر پایه اعتماد به ساختار تصمیمگیری کشور توضیح داد. او گفت: «در سالهای گذشته عملا مذاکرات متوقف نشده و بنابراین تکرار صرف عبارت مذاکره نمیتواند بهعنوان یک راهحل مستقل مطرح شود. اگر رهبری کشور تصمیم به مذاکره بگیرد، باید از آن حمایت کنیم و اگر تصمیم بر ادامه مقاومت و جنگ باشد، از آن نیز دفاع خواهیم کرد». اوگفت: «اگر کسی به رهبری اعتماد دارد، نباید در تصمیمگیریهای حساس از آن جلو بزند». لیلاز همچنین شکست برجام را یکی از نشانههایی عنوان کرد که نشان میدهد نمیتوان مسائل ایران و آمریکا را صرفا با یک توافق حلشده تلقی کرد.
آمریکا؛ فشار اقتصادی یا تشدید تقابل؟
لیلاز معتقد است آمریکا در سالهای اخیر تلاش کرده اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد، اما هنوز نتوانسته از طریق تحریم و محاصره اقتصادی به هدف نهایی خود برسد. او گفت: اگر آمریکا در تحمیل شکست اقتصادی به ایران ناکام بماند، ممکن است به گزینههای خطرناکتری روی بیاورد و حتی از احتمال شرارت نظامی سخن گفت؛ این بخش البته تحلیل و ارزیابی شخصی اوست. بهگفته لیلاز، حتی آمریکا نیز در یک جنگ طولانی هزینههای قابل توجهی متحمل میشود و فشار جنگ صرفا محدود به ایران نیست.
تابآوری؛ اقتصاد ایران چقدرتحمل دارد؟
از نگاه لیلاز، ایران مشکل ندانستن ندارد؛ مشکل اصلی، ناتوانی در اجرای تصمیمهای دشوار است. او معتقد است راهحل بسیاری از مسائل اقتصادی پیچیده نیست، اما اجرای آنها به جسارت، انسجام دستگاههای تصمیمگیر و آمادگی برای پرداخت هزینههای کوتاهمدت نیاز دارد. جمعبندی او در این گفتوگو این است که ایران برای عبور از فشار خارجی، پیش از هر چیز باید از درون توانمندتر شود. به تعبیر او، نمیتوان هم با آمریکا وارد یک رویارویی طولانی شد و همزمان انتظار داشت همه گروههای اجتماعی بدون پرداخت هزینه، کاملا رضایت داشته باشند. از این منظر، جنگ و تحریم اگرچه فشار ایجاد میکنند، اما در نگاه لیلاز، مسئله اصلی اقتصاد ایران در اصلاح ساختارهای معیوب داخلی است.