پایگاه خبری آفتاب
۱۵ /شهريور /۱۴۰۵
Sunday 06 September 2026
کد خبر:۱۰۶۴۴۱۰
۰۹:۴۵
۱۴۰۵/۰۶/۱۵
روایت یک نجاتگر از سال‌های امداد؛

از نجات مصدومان جاده‌ای تا بیرون کشیدن پیکرها از سدهای آذربایجان شرقی

از نجات مصدومان جاده‌ای تا بیرون کشیدن پیکرها از سدهای آذربایجان شرقی
سال‌ها حضور در صحنه حوادث، برای یک امدادگر فقط مجموعه‌ای از مأموریت‌های ثبت‌شده در پرونده کاری نیست؛ برخی صحنه‌ها با پایان عملیات تمام نمی‌شوند و چهره مصدومان، صدای خانواده‌های داغدار و لحظات سخت نجات، سال‌ها در ذهن باقی می‌ماند. 
۰۹:۴۵
۱۴۰۵/۰۶/۱۵
به گزارش آفتاب نیوز،

ناصر غلامی هوجقان، نجاتگر سابق هلال‌احمر، بخشی از خاطرات خود را از سال‌های حضور در عملیات‌های امدادی روایت کرده است؛ سال‌هایی که از امداد جاده‌ای و هوایی تا عملیات‌های آبی، حوادث طبیعی، آتش‌سوزی و کمک‌های پیش‌بیمارستانی امتداد داشته است.

ناصر غلامی فعالیت خود در هلال‌احمر تبریز را از سال ۱۳۷۹ آغاز کرد و پس از گذراندن دوره‌های مختلف امداد و نجات جاده‌ای و هوایی، در عملیات‌های مختلف حضور یافت. امدادرسانی در زلزله بم، زلزله ورزقان و سیل آذرشهر از جمله تجربه‌هایی است که در سوابق منتشرشده از او ذکر شده است. 

او درباره این سال‌ها می‌گوید: «عکس و عملیات‌های امدادی، زندگی من است.»

جمله‌ای که شاید بتواند بخشی از زندگی امدادگری او را توصیف کند؛ زندگی‌ای که در آن گاهی دوربین و قلم کنار گذاشته می‌شد تا پیش از ثبت یک حادثه، برای نجات انسانی گرفتار در حادثه تلاش شود.

فریاد کمک از میان آهن‌های مچاله‌شده

یکی از خاطرات ماندگار غلامی  به عملیات نجات زنی بازمی‌گردد که در پی تصادف، داخل خودرویی مچاله‌شده گرفتار شده بود.

به روایت او، زمانی که امدادگران به محل حادثه رسیدند، صدای زن از داخل خودرو شنیده می‌شد که درخواست کمک می‌کرد. امدادگران بلافاصله عملیات رهاسازی را آغاز کردند و با استفاده از تجهیزات نجات، بخش‌هایی از خودرو را برش دادند تا امکان خارج کردن مصدوم فراهم شود.

سرانجام زن گرفتار از خودرو خارج و برای ادامه درمان به بیمارستان منتقل شد.

هوجقان این حادثه را یکی از خاطرات فراموش‌نشدنی دوران امدادگری خود عنوان کرده است؛ خاطره‌ای که در آن، فاصله میان مرگ و زندگی برای یک انسان به چند دقیقه تلاش امدادگران وابسته بود. 

وقتی عملیات نجات، خانواده‌ای را چشم‌انتظار می‌کند

بخش دیگری از خاطرات این نجاتگر به عملیات‌های امداد آبی بازمی‌گردد؛ مأموریت‌هایی که به گفته او، از سخت‌ترین تجربه‌های امدادی بوده‌اند.

این نجاتگر سابق  از حضور خود در عملیات‌های امداد دریایی و جست‌وجو برای یافتن افراد مفقودشده در سدهای آذربایجان‌شرقی یاد می‌کند؛ مأموریت‌هایی که در برخی موارد پایان آن نه نجات یک فرد، بلکه بیرون آوردن پیکر جان‌باختگان از آب بوده است.

به گفته او، سخت‌ترین بخش چنین مأموریت‌هایی تنها شرایط دشوار عملیات در آب نیست؛ مواجه شدن با خانواده‌ای است که در ساحل یا محل حادثه، چشم‌انتظار بازگشت عزیز خود هستند.

او می‌گوید در جریان برخی از این عملیات‌ها از نزدیک شاهد گریه و بی‌تابی خانواده‌های جان‌باختگان بوده و این صحنه‌ها از جمله خاطراتی است که حتی پس از سال‌ها از ذهن یک امدادگر پاک نمی‌شود.

برای امدادگری که وظیفه‌اش نجات جان انسان‌هاست، گاهی رسیدن به پیکر فرد حادثه‌دیده نیز بخشی از مسئولیت حرفه‌ای است؛ مسئولیتی تلخ که در نهایت به خانواده اجازه می‌دهد با عزیز از دست‌رفته خود وداع کنند.

از دل آب تا جاده؛ جایی برای تأخیر وجود ندارد

در عملیات‌های جاده‌ای نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. تصادف‌های شدید، خودروهای مچاله‌شده، مصدومان گرفتار و خانواده‌هایی که پشت درهای بیمارستان منتظر خبری از عزیزان خود هستند، بخش دیگری از خاطرات سال‌های فعالیت اوست.

ناصر در روایت‌های خود از حضور در صحنه‌های مختلف امداد جاده‌ای سخن گفته است؛ جایی که امدادگران باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن صحنه را ارزیابی، مصدوم را تثبیت و در صورت نیاز با استفاده از تجهیزات تخصصی، او را از خودرو خارج کنند.

او در یکی از این خاطرات از حادثه‌ای می‌گوید که در آن راننده خودرویی پس از تصادف در داخل خودرو گرفتار شده بود و امدادگران برای رهاسازی او وارد عمل شدند.

CPR؛ چند دقیقه‌ای که می‌تواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد

بخش دیگری از تجربه‌های این امدادگر به آموزش و فعالیت‌های پیش‌بیمارستانی بازمی‌گردد.

بر اساس منابع منتشرشده، او دوره CPR پیشرفته را گذرانده و در مقطعی در آمبولانس اورژانس نیز در ارائه خدمات پیش‌بیمارستانی به بیماران و مصدومان مشارکت داشته است؛ تجربه‌ای که اهمیت اقدامات اولیه تا رسیدن بیمار به مرکز درمانی را برای او پررنگ کرده است. 

در حوادث جاده‌ای، گاهی چند دقیقه نخست پس از حادثه تعیین‌کننده است؛ امدادگر باید بتواند وضعیت مصدوم را ارزیابی کند، اقدامات اولیه را انجام دهد و در صورت نیاز عملیات احیای قلبی ریوی را آغاز کند.

این تجربه‌ها، امدادگر را با یکی از دشوارترین واقعیت‌های این حرفه روبه‌رو می‌کند؛ اینکه گاهی باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن برای بازگرداندن علائم حیاتی یک انسان تلاش کرد.

آتش در شادآباد و دیزل‌آباد

تجربه امدادی غلامی  به حوادث جاده‌ای و آبی محدود نمانده و او دوره‌های مقدماتی، تکمیلی و ویژه آتش‌نشانی را نیز پشت سر گذاشته است.

بر اساس سوابق منتشرشده، او در چند عملیات آتش‌نشانی در تبریز، از جمله حوادث آتش‌سوزی در شادآباد و دیزل‌آباد، برای کمک به آتش‌نشانان حضور داشته است.

حضور در محیط آتش‌سوزی، تجربه متفاوتی برای یک امدادگر است؛ محیطی که دود، حرارت و احتمال گسترش حریق، شرایط عملیات را در هر لحظه تغییر می‌دهد و همزمان باید به نجات افراد گرفتار و ایمن‌سازی صحنه توجه داشت.

خاطره تلخ اسید روی لباس امدادگر

یکی دیگر از خاطرات او به حادثه‌ای جاده‌ای در محور تبریز ـ بستان‌آباد مربوط می‌شود؛ حادثه‌ای که در جریان آن خودروی حامل مواد اسیدی دچار سانحه شده بود.

امدادگران برای خارج کردن مصدوم وارد عمل شدند، اما در جریان عملیات مقداری از ماده اسیدی با لباس امدادی غلامی هوجقان تماس پیدا کرد و لباس او آسیب دید. خوشبختانه اسید به بدن وی نرسید.

این حادثه در عین حال پایان تلخی داشت و مصدوم به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد؛ اتفاقی که برای امدادگر، یکی از دشوارترین خاطرات حرفه‌ای محسوب می‌شود.

وقتی امدادگر، خودش شاهد اشک خانواده‌هاست

در میان خاطرات یک امدادگر، همه لحظه‌ها با نجات و پایان خوش همراه نیست.

گاهی امدادگر تمام تلاش خود را برای یافتن یک مفقود انجام می‌دهد، اما سرانجام با پیکری مواجه می‌شود که دیگر امکان بازگشت به زندگی ندارد. در چنین لحظاتی، امدادگر علاوه بر انجام وظیفه حرفه‌ای خود، با خانواده‌ای روبه‌روست که لحظه‌ای پیش امید به بازگشت عزیزشان داشته‌اند.

غلامی هوجقان می‌گوید دیدن گریه و بی‌تابی خانواده‌های جان‌باختگان در عملیات‌های آبی از جمله تصاویری است که از ذهن او پاک نشده است.

این بخش از کار امدادگری شاید کمتر دیده شود؛ بخش‌هایی که دوربین‌ها کمتر در آن حضور دارند اما برای امدادگران، گاه از سخت‌ترین لحظه‌های مأموریت محسوب می‌شوند.

از زلزله و سیل تا جاده و آب

مرور سوابق منتشرشده از فعالیت  او نشان می‌دهد که تجربه امدادی او طیف متنوعی از حوادث را دربرگرفته است؛ از امداد جاده‌ای و هوایی تا حضور در زلزله بم و ورزقان و سیل آذرشهر.

در کنار این تجربه‌ها، حضور در عملیات‌های آتش‌نشانی، فعالیت در حوزه خدمات پیش‌بیمارستانی و آموزش CPR نیز بخشی از مسیر او در حوزه امداد و نجات بوده است. 

این مجموعه تجربه‌ها، تصویری از حرفه‌ای ارائه می‌دهد که در آن، امدادگر گاهی با آتش روبه‌رو می‌شود، گاهی وارد آب می‌شود، گاهی برای رهاسازی مصدوم بدنه یک خودرو را برش می‌دهد و گاهی باید برای بازگرداندن علائم حیاتی یک انسان تلاش کند.

«عکس و عملیات‌های امدادی، زندگی من است»

برای ناصر غلامی هوجقان، عکس‌های ثبت‌شده از عملیات‌ها تنها تصاویر آرشیوی نیستند؛ هر عکس یادآور یک مأموریت و هر مأموریت یادآور انسان‌هایی است که در سخت‌ترین لحظات زندگی خود با امدادگران روبه‌رو شده‌اند.

او سال‌ها در کنار فعالیت رسانه‌ای، در صحنه حوادث نیز حضور داشته است؛ گاهی قلم و دوربین در دست داشته و گاهی تجهیزات امدادی را برای نجات یک انسان به کار گرفته است. در یک گفت‌وگو نیز از همین دو وجه فعالیت خود سخن گفته و توضیح داده است که گاهی دوربین و قلم را کنار گذاشته تا به نجات و امدادرسانی بپردازد. 

شاید به همین دلیل است که خاطرات او از هلال‌احمر، تنها مجموعه‌ای از مأموریت‌ها نیست؛ روایت سال‌هایی است که در آنها نجات، امدادرسانی، CPR، جست‌وجو در آب، حضور در آتش‌سوزی‌ها و مواجهه با خانواده‌های حادثه‌دیدگان بخشی از زندگی روزمره یک نجاتگر بوده است.

و در نهایت، پشت هر عکس امدادی، داستانی وجود دارد؛ داستان انسانی که شاید نجات یافته، شاید برایش آخرین تلاش‌ها انجام شده و شاید خانواده‌ای سال‌ها بعد هنوز آن لحظه را به یاد داشته باشد. برای نجاتگری که این صحنه‌ها را از نزدیک دیده است، مأموریت با خاموش شدن بی‌سیم تمام نمی‌شود؛ بخشی از آن برای همیشه در حافظه باقی می‌ماند.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha