برای سالها خودکفایی یکی از مهمترین کلیدواژههای سیاستگذاری کشاورزی ایران بوده؛ مفهومی که در ظاهر ساده و بدیهی بهنظر میرسد. کشوری که غذای خود را تولید کند دربرابر تحریم، جنگ، بحرانهای جهانی و فشار خارجی آسیبپذیری کمتری خواهد داشت، اما مساله از جایی آغاز میشود که خودکفایی با تولید ۱۰۰درصدی یکی گرفته شود. گویی هرچه سهم تولید داخلی از مصرف بیشتر باشد امنیت غذایی نیز بههمان نسبت بیشتر خواهد شد. زمان ثابت کرده که واقعیت پیچیدهتر از این است.
امنیت غذایی فقط بهاین معنا نیست که غذا در داخل مرزهای کشور تولید شود. پرسش اصلی این است که آیا غذا بهاندازه کافی وجود دارد آیا مردم میتوانند آن را بخرند، آیا کیفیت و تنوع آن مناسب است و آیا این دسترسی دربرابر شوکهای اقتصادی، اقلیمی و سیاسی پایدار میماند؟
تفاوت خودکفایی غذایی و خوداتکایی غذایی
سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز میان خودکفایی غذایی و خوداتکایی غذایی تمایز قائل میشود. در مدل دوم کشور ضمن حفظ ظرفیت تولید داخلی، از تجارت بینالمللی نیز برای تامین نیازهای خود استفاده میکند؛ رویکردی که میتواند کمبودهای داخلی را جبران و نوسانات عرضه را کاهش دهد. فرض کنیم کشوری تصمیم بگیرد تمام نیاز خود بهیک محصول را در داخل تولید کند. در نگاه نخست این تصمیم نشانه قدرت و استقلال است، اما اقتصاد کشاورزی یک محدودیت اساسی دارد: زمین، آب و اقلیم نامحدود نیستند.
کشاورز برای تولید هر محصول فقط بذر و کود مصرف نمیکند بلکه آب، انرژی، زمین، سرمایه و نیروی کار نیز مصرف میشود؛ بنابراین پرسش اقتصادی این نیست که آیا میتوانیم این محصول را تولید کنیم بلکه باید پرسید: با چه هزینهای و با مصرف چه منابعی؟
حکایت تولید در کشوری کمآب!
این مساله برای ایران اهمیت دوچندانی دارد. کشوری که همزمان با تنش آبی، افت منابع آب و فشارهای اقلیمی مواجه است نمیتواند منابع محدود خود را بدون محاسبه هزینه فرصت صرف تولید همه محصولات مورد نیاز خود کند. مطالعات مربوط بهردپای آب کشاورزی ایران نیز نشان دادند که سیاستهای متمرکز بر خودکفایی غذایی در گذشته بهافزایش مصرف آب برای آبیاری منجر شده و نقش تجارت و الگوی مصرف در سیاستگذاری آب کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در چنین شرایطی ممکن است تولید داخلی یک محصول از نظر آماری موفقیتآمیز باشد، اما از نظر اقتصادی و زیستمحیطی شکست خورده باشد. اگر برای تولید یک محصول آب بسیار بیشتری نسبتبه ارزش اقتصادی یا ارزش غذایی آن مصرف شود آیا صرفا تولید داخلیبودن آن را میتوان امنیت غذایی نامید؟ ایران نمونه روشنی از این تناقض است.
تجربه تاریخی بازار غلات ایران
واقعیت بازار غلات ایران نشان میدهد که حتی در سالهایی که سیاست خودکفایی با جدیت دنبال میشود اقتصاد کشور همچنان بهتجارت غذایی نیاز دارد. براساس آخرین گزارش سامانه پایش و تحلیل وضعیت غذایی فائو، تولید غلات ایران در سال۲۰۲۵ پایینتر از متوسط بوده و واردات غلات در سال زراعی۲۰۲۶-۲۰۲۵حدود ۲۲میلیونتن برآورد شده یعنی رقمی نزدیک به۳۰درصد بالاتر از متوسط. افزایش واردات عمدتا بهدلیل واردات گندم پس از کاهش تولید داخلی و افزایش واردات ذرت برای تامین نیاز صنعت دام و طیور بوده است. ایناعداد یک واقعیت مهم را نشان میدهند: کشاورزی ایران نمیتواند خود را از جهان جدا کند. حتی اگر گندم بیشتری در داخل تولید شود صنعت دام و طیور همچنان بهنهاده نیاز دارد. حتی اگر تولید یک محصول در یک سال افزایش یابد خشکسالی، گرما، قطعی برق، کمبود نهاده یا یک شوک اقلیمی میتواند در سال بعد معادله را تغییر دهد.
خود فائو در گزارش خود درباره ایران بهمشکلاتی مانند کمبود آب، قطعی برق موثر بر آبیاری، افزایش قیمت نهادههایی مانند بذر و کود و آسیبهای اقلیمی اشاره کرده است؛ بنابراین تکیه صرف بر تولید داخلی بهجای آنکه لزوما آسیبپذیری را حذف کند ممکن است نوع آسیبپذیری را تغییر دهد.
تمام تخممرغها در سبد خوداتکایی!
کشوری که همه تخممرغهایش را در سبد تولید داخلی گذاشته اگر با خشکسالی گسترده مواجه شده ممکن است ناگهان با کمبود شدید مواجه شود، اما کشوری که هم تولید داخلی دارد، هم ذخایر راهبردی، هم چندین تامینکننده خارجی و هم امکان دسترسی بهبازارهای بینالمللی ابزارهای بیشتری برای مقابله با بحران دراختیار دارد. امنیت غذایی یعنی دسترسی نه فقط تولید. یکی از مهمترین خطاها در بحث خودکفایی این است که وجود غذا با دسترسی مردم بهغذا یکی فرض شود.
سازمان جهانی تجارت نیز تاکید میکند که تجارت میتواند علاوه بر افزایش دسترسی فیزیکی بهغذا ازطریق ایجاد درآمد و اشتغال، دسترسی اقتصادی خانوارها بهغذا را نیز تقویت کند. یک نظام تجاری قابل پیشبینی نیز میتواند بهثبات بیشتر کمک کند. این نکته برای ایران بسیار مهم بوده، زیرا در نهایت معیار موفقیت سیاست غذایی دولت نه تعداد هکتار زیرکشت یادرصد خودکفایی یک محصول بلکه سفره خانوار است.
واردات هوشمندانه بهمثابه ضربهگیر
درمقابل واردات هوشمندانه میتواند در مقاطعی نقش یک ضربهگیر را ایفا کند: زمانی که تولید داخلی کاهش یافته واردات میتواند کمبود را جبران کند، زمانی که قیمت داخلی جهش کرده عرضه خارجی میتواند فشار را کاهش دهد و زمانی که یک محصول بهدلیل محدودیت طبیعی یا اقتصادی در داخل بهصرفه نیست تجارت میتواند منابع کشور را بهسمت فعالیتهای پربازدهتر هدایت کند. فائو نیز صراحتا اعلام کرده که تجارت بینالمللی محصولات کشاورزی میتواند کسری عرضه یک کشور را با مازاد کشور دیگر جبران کند تنوع غذایی را افزایش دهد و بهثبات قیمتها کمک کند. البته با این تاکید که تجارت باید درکنار تولید داخلی و سیاستهای حمایتی مناسب قرار گیرد و نه درمقابل آنها.
یکی از مهمترین ابعاد کمتر دیدهشده تجارت غذا مفهوم تجارت آب مجازی است. وقتی ایران محصولی را از کشوری دیگر وارد میکند درواقع بخشی از آب، زمین و منابع طبیعی مورد نیاز برای تولید آن محصول را نیز بهطور غیرمستقیم وارد میکند. در کشوری مانند ایران که با محدودیت آب مواجه است این موضوع اهمیت استراتژیک دارد.
گاهی ممکن است اقتصادیتر و منطقیتر باشد که یک محصول آببر در منطقهای با منابع آبی فراوان تولید شود و ایران آن را وارد کند درحالیکه منابع محدود داخلی برای محصولاتی اختصاص یابد که ایران در تولید آنها مزیت بیشتری دارد؛ بنابراین واردات لزوما بهمعنای هدردادن منابع کشور نیست بلکه در برخی موارد واردات میتواند ابزاری برای حفظ منابع کشور باشد.
ریسکهای غیرقابل انکار در وابستگی بهبازار جهانی
این استدلال بهمعنای آن نیست که واردات هرچه بیشتر همیشه بهتر است. وابستگی شدید بهبازار جهانی نیز خطرهای خودش را دارد. جنگ، خشکسالی در کشورهای صادرکننده، افزایش قیمت جهانی، محدودیت صادراتی و اختلال در مسیرهای حملونقل میتوانند واردات را گران یا دشوار کنند.
اتفاقا تحولات سال۲۰۲۶ نمونه روشنی از همین مساله است. فائو اعلام کرده که تشدید درگیریهای خاورمیانه، اختلال در مسیرهای تجاری و فشار بر انرژی و کود ریسکهای جدیدی برای زنجیره جهانی غذا ایجاد کرده است. در همین روزها شاخص قیمت غذای فائو در آگوست۲۰۲۶ افزایش یافت و قیمت غلات نیز بهبالاترین سطح از مه۲۰۲۴ رسید؛ عواملی مانند آبوهوای نامساعد، تنشهای ژئوپلیتیک و اختلالات تجاری در این افزایش نقش داشتند. پس نسخه مطلوب نه خودکفایی مطلق است و نه واردات مطلق.
راهحل تابآوری است و تابآوری یعنی کشوری آنقدر تولید داخلی داشته باشد که در بحران کاملا بیدفاع نباشد، آنقدر ذخیره داشته باشد که شوک کوتاهمدت را پشتسر بگذارد و آنقدر روابط تجاری متنوع داشته باشد که اگر یک مسیر بسته شد مسیر دیگری برای تامین وجود داشته باشد.
ورود بحث روابط خارجی بهمعادله امنیت غذایی
اینجاست که موضوع روابط خارجی وارد معادله امنیت غذایی میشود. غذا ممکن است در مزرعه تولید شود، اما امنیت غذایی فقط در مزرعه ساخته نمیشود. برای واردات گندم، ذرت، کنجاله، روغن یا برنج، فقط فروشنده لازم نیست. بانک، بیمه، کشتی، بندر، شرکت حملونقل، نظام پرداخت و روابط سیاسی نیز لازم است. اگر یک کشور نتواند بهشبکه بانکی و حملونقل بینالمللی دسترسی مناسبی داشته باشد حتی داشتن پول برای خرید غذا نیز لزوما بهمعنای توانایی واردات آن نیست.
بانک جهانی نیز درباره ایران تصریح کرده که تشدید تحریمها، محدودیتهای مالی و مشکلات حملونقل و بیمه، تجارت بینالمللی را محدود کرده و اختلال در واردات کالاهای اساسی میتواند فشار تورمی و ریسکهای امنیت غذایی را افزایش دهد. بهبیان سادهتر تحریم فقط صادرات نفت را هدف نمیگیرد بلکه هزینه رساندن غذا بهسفره مردم را هم بالا میبرد.
هرچه مسیر واردات پیچیدهتر شود هزینه مبادله بیشتر میشود. هرچه تعداد واسطهها و مسیرهای غیرمستقیم افزایش یابد هزینه حمل و تامین مالی بالاتر میرود و درنهایت بخشی از این هزینه بهمصرفکننده منتقل میشود.
عادیسازی روابط خارجی؛ سیاست اقتصادی یا سیاست غذایی؟
از این منظر تلاش برای کاهش تنش و عادیسازی روابط اقتصادی ایران با جهان را نمیتوان صرفا یک بحث سیاسی یا دیپلماتیک دانست. این موضوع مستقیما بهسفره مردم مربوط است. روابط اقتصادی گستردهتر یعنی امکان دسترسی بهفروشندگان بیشتر، مسیرهای حملونقل متنوعتر، هزینههای مبادله کمتر امکان استفاده از خدمات مالی و بیمهای بیشتر و درنهایت قدرت مانور بالاتر در زمان بحران.
اطلاعات برآمده از مطالعه بانک جهانی
مطالعه بانک جهانی درباره آثار رفع تحریمهای ایران نیز نشان داده که کاهش هزینههای تجاری، رفع محدودیتهای مالی و حملونقل و کاهش موانع تجارت میتواند برای اقتصاد ایران منفعت ایجاد کند. البته عادیسازی روابط بهمعنای بازگذاشتن بیقیدوشرط مرزها یا کنارگذاشتن حمایت از تولیدکننده داخلی نیست.
مساله ایجاد امکان انتخاب است. ایران باید بتواند در صورت کمبود گندم از یک مبدأ سراغ مبدأ دیگری برود. اگر قیمت نهادهای در یک بازار افزایش یافت بازار دیگری را پیدا کند، اگر یک مسیر حملونقل مختل شد مسیر جایگزین داشته باشد و اگر تولید داخلی در اثر خشکسالی کاهش یافت بازار جهانی بتواند بخشی از این شکاف را پر کند.
سفره مردم، معیار نهایی امنیت غذایی
شاید لازم باشد تعریف سیاستگذار از خودکفایی تغییر کند. کشوری که همه غذای خود را تولید میکند، اما منابع آبش را فرسوده کرده، محصولاتش را با هزینه بالا تولید میکند و بخش قابلتوجهی از مردم توان خرید آن را ندارند الزاما کشور امنتری نیست. درمقابل کشوری که بخشی از غذای خود را تولید میکند بخشی را از تجارت جهانی بهدست میآورد، ذخایر کافی داشته، منابع تامین متنوعی دارد و مردمش قدرت خرید مناسبی دارند میتواند دربرابر شوکها مقاومتر باشد. امنیت غذایی مسابقهای برای رسیدن بهعدد ۱۰۰درصد تولید داخلی نیست. امنیت غذایی یعنی اطمینان از اینکه اگر باران نیامد اگر محصول یک سال از بین رفت، اگر قیمت جهانی بالا رفت، اگر یک مسیر تجاری بسته شد یا اگر یک کشور صادرکننده دچار بحران شد، سفره مردم خالی نماند. برای ایران چنین امنیتی بدون کشاورزی قدرتمند ممکن نیست، اما بدون تجارت روابط اقتصادی متنوع و دیپلماسی فعال نیز دستیافتنی نیست.
شاید بتوان گفت که در شرایط امروز خودکفایی دیگر نباید مقصد نهایی سیاست غذایی ایران باشد. مقصد باید تابآوری باشد و تابآوری از ترکیب تولید داخلی، تجارت خارجی، ذخایر راهبردی، منابع طبیعی پایدار و قدرت خرید مردم ساخته میشود. در جهانی که بحرانهای اقلیمی، جنگها و اختلالات زنجیره تامین روزبهروز بیشتر میشوند امنترین کشور لزوما کشوری نیست که هیچ غذایی وارد نمیکند؛ کشوری است که اگر یک در بسته شد چند در دیگر برای تامین غذای مردم داشته باشد.