پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /شهريور /۱۴۰۵
Wednesday 09 September 2026
کد خبر:۱۰۶۴۹۸۹
۰۸:۴۵
۱۴۰۵/۰۶/۱۸
گرانی فقط سفره را کوچک نکرد؛ رویا‌ها را هم گران کرد؛

خانه‌دار شدن؛ رؤیایی که دورتر می‌شود/ خودرو؛ خریدی که مدام عقب می‌افتد!

خانه‌دار شدن؛ رؤیایی که دورتر می‌شود/ خودرو؛ خریدی که مدام عقب می‌افتد!
افزایش مداوم هزینه‌های زندگی در حالی فشار بیشتری بر خانوار‌ها وارد کرده که آثار گرانی دیگر به کوچک‌شدن سبد خرید محدود نمی‌شود و حالا تصمیم‌های بزرگ زندگی مانند ازدواج، خرید خانه و خودرو و حتی برنامه‌ریزی برای آینده را تحت تأثیر قرار داده است؛ جایی که درآمد‌ها از قیمت‌ها عقب مانده‌اند و بسیاری از آرزو‌ها به «بعداً» موکول شده‌اند.
۰۸:۴۵
۱۴۰۵/۰۶/۱۸
به گزارش آفتاب نیوز،

گرانی زمانی برای مردم معنا پیدا می‌کند که از جدول‌های اقتصادی وارد زندگی روزمره شود.

وقتی قیمت کالا‌ها و خدمات افزایش پیدا می‌کند، اما درآمد با همان سرعت رشد نمی‌کند، خانواده ناچار می‌شود از جایی بزند؛ از تفریح، سفر، پوشاک، خرید لوازم خانه یا حتی برنامه‌های بزرگ‌تری مانند

ازدواج و خرید مسکن.

به این ترتیب، تورم از یک شاخص اقتصادی به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود، گزارش‌های اقتصادی ۱۴۰۵ نیز از تداوم فشار تورمی بر خانوار‌ها حکایت دارد؛ شرایطی که در کنار افزایش هزینه مسکن و سایر هزینه‌های ضروری، قدرت برنامه‌ریزی بلندمدت خانوار‌ها را تحت فشار قرار داده است.

قرار بود امسال ازدواج کنیم

این را یک جوان ۳۰ ساله ایلامی می‌گوید؛ جوانی که چند سال برای تشکیل زندگی مشترک پس‌انداز کرده بود، اما هر بار که به هزینه‌های ازدواج نزدیک‌تر شد، عدد‌ها تغییر کردند.

اول قرار بود با پس‌انداز و وام، خانه‌ای کوچک اجاره کند. بعد هزینه رهن و اجاره افزایش پیدا کرد. قیمت لوازم ضروری خانه بالا رفت و خودرو هم از رقمی که برایش کنار گذاشته بود، فاصله گرفت.
او می‌گوید هر بار که بخشی از پولش را جمع می‌کند، متوجه می‌شود همان پول دیگر قدرت خرید چند ماه قبل را ندارد.

حالا برنامه ازدواج همچنان سر جایش است؛ اما تاریخ آن مشخص نیست.‌

می‌گوید: قبلاً فکر می‌کردم اگر بیشتر کار کنم و بیشتر پس‌انداز کنم، بالاخره می‌توانم زندگی‌ام را شروع کنم؛ اما الان احساس می‌کنم هرچقدر جلو می‌روم، هزینه‌ها سریع‌تر از من حرکت می‌کنند.
داستان او تنها یک تجربه شخصی نیست؛ تصویری از مسئله‌ای است که در شکل‌های مختلف در زندگی بسیاری از خانواده‌ها دیده می‌شود.

خانواده‌ای که خرید خانه را عقب می‌اندازد، زوجی که همچنان مستأجر می‌ماند، جوانی که ازدواجش را به سال‌های بعد موکول می‌کند و کارمندی که تعویض خودرو را از برنامه خود حذف می‌کند، همگی با یک مسئله مشترک روبه‌رو هستند: کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن برنامه‌ریزی برای آینده.

سفره‌ای که کوچک‌تر شد

اولین واکنش خانواده‌ها به افزایش قیمت‌ها معمولاً حذف خرید‌های غیرضروری است، اما وقتی افزایش هزینه‌ها به کالا‌های ضروری می‌رسد، دیگر امکان حذف چندانی باقی نمی‌ماند.

مواد غذایی، اجاره خانه، حمل‌ونقل، درمان، آموزش و قبوض، هزینه‌هایی هستند که نمی‌توان به‌سادگی آنها را کنار گذاشت.

در نتیجه خانواده به جای اینکه صرفاً «کمتر خرید کند»، سبک زندگی خود را تغییر می‌دهد.

خرید با کیفیت پایین‌تر، کاهش مصرف، خرید قسطی، استفاده طولانی‌تر از وسایل و خودرو و حذف تفریحات، بخشی از این تغییر است.

ازدواج؛ تصمیمی که به آینده موکول می‌شود

هزینه ازدواج تنها به مراسم محدود نمی‌شود، جوانی که تصمیم به ازدواج می‌گیرد، باید به هزینه مسکن، رهن یا اجاره، لوازم منزل، وسایل ضروری، حمل‌ونقل و هزینه‌های جاری زندگی فکر کند.

افزایش هم‌زمان این هزینه‌ها باعث می‌شود بسیاری از جوانان ابتدا به دنبال شغل پایدار و درآمد مطمئن باشند و بعد برای ازدواج تصمیم بگیرند.

مشکل، اما اینجاست که در اقتصاد تورمی، فاصله میان «پس‌انداز امروز» و «هزینه فردا» می‌تواند روزبه‌روز بیشتر شود.

وام ازدواج می‌تواند بخشی از هزینه آغاز زندگی را پوشش دهد، اما اگر هزینه مسکن و سایر کالا‌های ضروری هم‌زمان افزایش پیدا کند، وام به‌تنهایی نمی‌تواند شکاف قدرت خرید را پر کند.

وقتی شروع زندگی از «امسال» به «سال بعد» منتقل می‌شود

جوانان ممکن است ابتدا مراسم را کوچک‌تر کنند، سپس خرید برخی لوازم را به بعد موکول کنند و در نهایت حتی اصل تصمیم ازدواج را به آینده منتقل کنند، این همان نقطه‌ای است که مسئله اقتصادی به پیامد اجتماعی تبدیل می‌شود.

خانه‌دار شدن؛ رؤیایی که دورتر می‌شود

برای بسیاری از خانواده‌ها، خرید خانه دیگر یک برنامه کوتاه‌مدت نیست، قیمت مسکن، زمین، مصالح و هزینه ساخت در کنار درآمد محدود خانوار باعث شده مسیر خانه‌دار شدن برای بخش قابل توجهی از مردم طولانی‌تر شود.

حتی خانواده‌ای که منظم پس‌انداز می‌کند، ممکن است با افزایش قیمت مسکن متوجه شود سرعت رشد پس‌اندازش کمتر از سرعت افزایش قیمت خانه است.

در چنین شرایطی، اجاره‌نشینی طولانی‌تر می‌شود و برخی خانوار‌ها به واحد‌های کوچک‌تر، مناطق ارزان‌تر یا حاشیه شهر‌ها منتقل می‌شوند.
خانه‌ای که هر سال دورتر می‌شود

مسکن فقط چهار دیوار نیست، محل زندگی بر زمان رفت‌وآمد، دسترسی به مدرسه، درمان، خدمات شهری و کیفیت زندگی خانواده تأثیر دارد؛ بنابراین افزایش هزینه مسکن می‌تواند بسیاری از تصمیم‌های دیگر خانوار را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

خودرو؛ خریدی که مدام عقب می‌افتد

برای خانواده‌ای که توان خرید خودرو جدید را ندارد، خودرو قدیمی تبدیل به گزینه‌ای اجباری می‌شود.

تعمیرات بیشتر، افزایش هزینه قطعات و نگهداری و استهلاک بالاتر، هزینه استفاده از خودروی قدیمی را افزایش می‌دهد؛ اما خرید خودرو جدید نیز به سرمایه‌ای نیاز دارد که تأمین آن برای بسیاری از خانوار‌ها دشوار است.

در نتیجه یک تصمیم ساده شکل می‌گیرد: «فعلاً همین خودرو را نگه می‌داریم»، این «فعلاً» ممکن است یک سال، دو سال یا حتی بیشتر طول بکشد.

مسئله اصلی قدرت خرید است

یکی از مهم‌ترین آثار تورم مزمن، کاهش قدرت خرید درآمد است، ممکن است حقوق یک فرد از نظر اسمی افزایش پیدا کند، اما اگر قیمت کالا‌ها و خدمات با سرعت بیشتری رشد کند، افزایش حقوق الزاماً به معنای افزایش رفاه نیست.

در چنین شرایطی، خانوار برای حفظ سطح زندگی خود ناچار به کاهش مصرف یا حذف برخی هزینه‌ها می‌شود.

کارشناسان اقتصادی همچنین بر اهمیت ثبات تأکید دارند؛ زیرا وقتی مردم نتوانند پیش‌بینی کنند قیمت مسکن، خودرو یا هزینه‌های زندگی در چند ماه آینده چه تغییری خواهد کرد، تصمیم‌های بلندمدت نیز دشوارتر می‌شود.

ایلام؛ گرانی چگونه به زندگی روزمره رسیده است؟

در ایلام نیز افزایش هزینه‌ها را می‌توان در تصمیم‌های روزمره خانوار‌ها مشاهده کرد.

خانواده‌ای که پیش‌تر بخشی از درآمد خود را برای سفر یا تفریح کنار می‌گذاشت، ممکن است امروز همان مبلغ را صرف هزینه‌های ضروری کند.

جوانی که برای خرید خانه پس‌انداز می‌کرد، ممکن است پس‌انداز خود را صرف رهن خانه کند.

خانواده‌ای که قصد خرید خودرو داشت، ممکن است خرید را عقب بیندازد؛ و جوانی که قرار بود امسال ازدواج کند، ممکن است تصمیم بگیرد یک سال دیگر صبر کند.

این تغییرات کوچک، وقتی در مقیاس اجتماعی تکرار شوند، به تغییر سبک زندگی یک جامعه منجر می‌شوند.

وقتی مردم آینده را به تعویق می‌اندازند

شاید مهم‌ترین اثر گرانی، عددی نباشد که روی برچسب کالا نوشته می‌شود؛ بلکه تصمیم‌هایی باشد که دیگر گرفته نمی‌شوند.

ازدواج عقب می‌افتد.

خرید خانه دشوارتر می‌شود.

خودرو دیرتر تعویض می‌شود.

فرزندآوری ممکن است به آینده موکول شود.

سفر و تفریح کاهش پیدا می‌کند؛ و پس‌انداز، به جای آنکه برای ساختن آینده استفاده شود، صرف جبران هزینه‌های امروز می‌شود.

در این شرایط، جامعه با نسلی مواجه می‌شود که لزوماً آرزوهایش را از دست نداده است؛ بلکه زمان رسیدن به آنها را مدام عقب می‌اندازد.

مردم فقط ارزانی نمی‌خواهند، آینده قابل پیش‌بینی می‌خواهند

مردم شاید بتوانند خرید یک لباس را عقب بیندازند، خودروی خود را چند سال بیشتر نگه دارند یا سفرشان را لغو کنند؛ اما نمی‌توانند برای همیشه زندگی خود را به آینده موکول کنند.

مسئله گرانی تنها افزایش قیمت کالا نیست؛ مسئله اصلی، فاصله میان درآمد و هزینه و کاهش قدرت برنامه‌ریزی برای آینده است.

اگر سیاست‌های اقتصادی بتوانند تورم را کنترل کنند، قدرت خرید خانوار را تقویت کنند و بازار مسکن، اشتغال و تولید را به سمت ثبات ببرند، بخشی از این فشار کاهش خواهد یافت.

در غیر این صورت، هزینه تورم فقط در قبض و فاکتور خرید دیده نمی‌شود؛ بخشی از آن در سال‌های از دست‌رفته جوانان، خانه‌های خریداری‌نشده، ازدواج‌های به تعویق افتاده و آرزو‌هایی که مدام به فردا حواله می‌شوند خود را نشان خواهد داد.

گزارش خطا
ارسال پیام
captcha