۲۱ شهریورماه پیش از یک ربع قرن است که بهعنوان روز ملی سینما جشن گرفته میشود، تنها روزی که در تقویم رسمی کشور بهعنوان روز سینما ثبت شده و الصاق عنوان «ملی» به این روز هم بیشتر کار رسانههاست که در چنین روزی انگیزهای برای پرداختن به گذشته، هویت و داشتههای سینمای ایران مییابند؛ روزی که سالها با جشن سینمای ایران که متولیاش خانه سینما بود، پیوند خورده بود. شاید به همین دلیل بود که سال ۱۳۹۱ وقتی دولت دهم پس از تنشهای فراوان با جامعه اصناف سینمایی کشور خانه سینما را به انحلال کشاند، مناسبت ۲۱ شهریورماه را هم از متن تقویم رسمی کشور حذف کرد، بهطوری که خبرگزاریها ناچار به ذکر این موضوع شدند که ۲۱ شهریور روز ورود سینما به ایران توسط مظفرالدینشاه است و ربطی به خانه سینمای فعلی ندارد. در نهایت هم در ۴ آبان ۱۳۹۳ رسانهها خبر دادند براساس ماده واحده «تعیین مناسبتهای تقویم رسمی سال ۱۳۹۴ هجری شمسی» که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اجرا به شورای فرهنگ عمومی کشور ابلاغ شده است، روز سینما که در سالهای گذشته از متن تقویم رسمی کشور به ضمیمه منتقل شده بود، بار دیگر به متن این تقویم بازگشته است.
یک روز نمادین
۲۱ شهریورماه سالهاست که بهعنوان روز ملی سینما در اذهان عمومی جا افتاده؛ روزی که هیچ بهانه و مناسبت سینماییای ندارد. عباس بهارلو، نویسنده و پژوهشگر تاریخ سینمای ایران، در این باره به ایسنا گفته است: «۲۱ شهریور هیچ مبنای درست و دقیقی ندارد. روزی است که ظاهرا به شکل «نمادین» بهعنوان روز ملی سینما در ایران انتخاب شده، چون در این روز بخصوص در سینمای ایران هیچ اتفاق خاصی رخ نداده که مبنایی برای روز ملی سینما باشد. توضیح بیشترش این است که ظاهرا قرار بوده روزی که میرزا ابراهیمخان عکاسباشی برای بار نخست پشت دوربین فیلمبرداری قرار گرفت و مراسم «جشن عید گل» را فیلمبرداری کرد، یعنی شنبه ۲۱ربیعالثانی۱۳۱۸ قمری/ ۲۷اسد (مرداد) ۱۲۷۹شمسی/ ۱۸آگوست ۱۹۰۰ بهعنوان «روز ملی سینمای ایران» در نظر گرفته شود و مسئولانی که برای نامگذاری روزهای خاص تصمیم میگیرند ظاهرا بهدلیل خلوت بودن ۲۱شهریور این روز را بهعنوان روز ملی سینمای ما تعیین فرمودهاند. به همین سادگی و سهولت.»
جشن زودهنگام ۱۰۰ سالگی سینمای ایران
بهمن ۱۳۷۸ در روزهای برگزاری هجدهمین جشنواره فیلم فجر اعلام شد که در سال ۱۳۷۹ جشن ۱۰۰ سالگی سینمای ایران گرفته خواهد شد. در ۲۱ شهریور ۱۳۷۹ همزمان با برپایی چهارمین جشن سینمای ایران در ورزشگاه انقلاب جشن ۱۰۰ سالگی سینما هم برگزار شد، آن هم در شرایطی که با هر متر و معیاری سینمای ایران فاصله زیادی با ۱۰۰ سالگی داشت. «آبی و رابی» بهعنوان نخستین فیلم ایرانی سال ۱۳۰۹ تولید شده و با این مبنا سالی که سینمای ایران ۱۰۰ سالگیاش را جشن گرفت تازه ۷۰ ساله شده بود. فریدون جیرانی، سینماگر، روزنامهنگار و پژوهشگر قدیمی تاریخ سینمای ایران، هم در این باره گفته است: «سالها پیش که ۱۰۰ سالگی سینما را جشن گرفتند، از جمال امید پرسیدم: چطوری حساب کردید که به ۱۰۰ سالگی رسیدهاید؟ امید گفت: نخستین فیلمهایی که از مظفرالدینشاه گرفته شده و آمدن دوربین به ایران را مبنا قرار دادهاند، نه «آبی و رابی» که نخستین فیلم تولیدشده در ایران است. در واقع مبنا ورود دوربین فیلمبرداری به ایران بوده، نه آغاز تولید فیلم در کشور.»
روزی روزگاری سینمای ایران
سالها روز ملی سینما مصادف با برگزاری جشن خانه سینما بود؛ مراسمی که قرار بود اسکار به سبک ایرانی باشد. حالا مدتهاست که جشن خانه سینما به خاطرهها پیوسته، ولی سنت گرامیداشت سینمای ایران در روز ۲۱ شهریور همچنان پابرجاست. فارغ از اینکه چرا دقیقا چنین روزی به سینمای ایران اختصاص یافته، همین که در سال روزی در تقویم ثبت شده که به بهانهاش میتوان از سینمای ایران و میراثش گفت و نوشت، غنیمت است؛ بهانهای مغتنم که باعث شد امسال ۳ روز سینماها با بلیت نیمبها فیلمهای روی پرده را اکران کنند و موزه سینما نسخه ترمیمشده فیلمهای خاطرهانگیزی، چون «تنگسیر» و «هامون» را نمایش دهد. این روزی است که حتی رسانههایی هم که در طول سال خیلی توجهی به سینمای ایران ندارند یادی از این سینما میکنند.
قاجاریه به اهمیت سینما پی برده بود
فریدون جیرانی گفته: قاجار خیلی بیشتر از پهلوی پی به اهمیت سینما برده بود. زمان پهلوی اول، هیچکس فکر نمیکرد سینما دستگاه تبلیغاتی خیلی مؤثری است. دولت هم روی سینما سرمایهگذاری نمیکرد. قاجار بیشتر از پهلوی به ارزش و اهمیت سینما واقف بود. قاجار هم اهمیت دوربین عکاسی را خیلی خوب فهمید و متوجه اهمیت ثبت وقایع با آن شد و هم ارزش اختراع تازهای به نام دوربین فیلمبرداری را درک کرد. پهلوی اول اساسا دلمشغولیهای دیگری داشت و دولتش هم پی به اهمیت سینما نبرد. به همین دلیل کسانی که نخستین تجربیات فیلمسازی در ایران را رقم زدند با فلاکت و بیچارگی فیلم ساختند. اولین فیلمساز سینمای ایران، یعنی آوانس اوگانیانس مهاجر است. این را در نظر بگیرید که ایران در آن مقطع جامعهای است با ۲۰ درصد شهرنشین و ۸۰ درصد جمعیتی که در روستاها زندگی میکردند. ضمن اینکه از آن ۲۰ درصد شهرنشین هم تعداد بسیار زیادی بیسواد بودند. «حاجیآقا، آکتور سینما» محصول این فضاست. اوگانیانس فکر کرد چگونه میشود سینما را با جامعه سنتی آشتی داد که خیلی مهم و خیلی جلوتر از زمان خودش بود.