آیین بزرگداشت شمس و مولانا با محوریت «سیری در جهان معنا» با سخنرانی حسین مهرنگ، استاد زبان و ادبیات فارسی، و باقر صدرینیا، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز، در تالار خاقانی این دانشگاه برگزار شد.
حسین مهرنگ در این آیین با اشاره به سابقه تحصیل و تدریس خود در دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز اظهار کرد: ورودی سال ۱۳۴۷ این دانشکده بوده و حدود ۵۳ سال در حوزه ادبیات فارسی تدریس کرده است.
وی با اشاره به تأثیر استادان دانشگاه تبریز در شکلگیری نگاه او به ادبیات و عرفان افزود: مولانا و شمس را در محضر استاد مرتضوی آموخته و از همین رو مولانا همواره در متن زندگی او حضور داشته است.
مهرنگ با بیان اینکه انسان همواره در جستوجوی گمشدهای در جهان است، گفت: این گمشده را میتوان «جهان معنا» دانست؛ جهانی که انسان در طول زندگی برای یافتن آن تلاش میکند و هر کس به شیوهای متفاوت در پی کشف آن است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: شمس و مولانا از جمله انسانهایی بودند که یکدیگر را یافتند و گمشده خود را در وجود دیگری پیدا کردند. پیوند میان این دو شخصیت را نمیتوان تنها رابطه استاد و شاگرد دانست، بلکه این ارتباط در سطحی عمیقتر به پیوندی فکری و معنوی تبدیل شد.
وی با اشاره به اهمیت کتاب «فیه ما فیه» در شناخت شخصیت و اندیشه مولانا گفت: سیمای واقعی مولانا را در این اثر بهتر میتوان دریافت و یکی از جلوههای برجسته آن، ارتباط عمیق و ژرف با قرآن کریم است.
مهرنگ همچنین شمس را «قلندری واقعی» توصیف کرد و گفت: شمس در بیان دیدگاههای خود صراحت داشت و از طرح اندیشههایش ابایی نداشت. شمس و مولانا چنان به یکدیگر پیوند خوردهاند که نمیتوان یکی را بدون دیگری درک کرد.
وی با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به ادبیات در زندگی فردی و اجتماعی اظهار کرد: بسیاری از پرسشها و گرفتاریهای انسان امروز، پاسخها و راهنماییهایی در آثار شمس و مولانا دارد و رجوع به این آثار میتواند بخشی از مسیر شناخت انسان و جهان معنا را روشن کند.
در ادامه این آیین، باقر صدرینیا به بررسی شخصیت و ویژگیهای فکری شمس و مولانا پرداخت و اظهار کرد: شمس درباره مولانا معتقد بود که او شخصیتی بینظیر در جهان است.
وی افزود: مولانا در زمان خود به دانش و علوم روزگار خویش آگاهی داشت و شمس نیز شیفته شخصیت و جایگاه علمی و معنوی او بود؛ از همین رو پیوند این دو شخصیت از مهمترین رخدادهای تاریخ عرفان و ادبیات فارسی به شمار میرود.
عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز با اشاره به شکلگیری چهره اسطورهای شمس در روایتهای تاریخی و ادبی گفت: سیمای شمس در طول تاریخ تا حدودی اسطورهای شده است و با بررسی دقیق منابع، کتابها و مقالات میتوان بخشی از این اسطورهپردازی را کنار زد و به شخصیت تاریخی او نزدیکتر شد.
صدرینیا شمس را شخصیتی درونگرا و نهانکار توصیف کرد و افزود: شمس به آسانی اجازه نمیداد دیگران به واقعیت وجودی او پی ببرند و در بسیاری از مواقع بخشی از شخصیت خود را از دیگران پنهان میکرد.
وی با اشاره به ویژگیهای رفتاری و فکری شمس اظهار کرد: شمس اهل طریقت و درویش بود و صراحت و بیپروایی او در بسیاری از رفتارها و سخنانش دیده میشود. او در برابر بخشی از جریانها و هنجارهای رایج زمان خود رویکردی متفاوت و انتقادی داشت.
این استاد دانشگاه، قلندر بودن را از دیگر ویژگیهای برجسته شمس دانست و گفت: شمس با جریانها و هنجارهای اجتماعی زمان خود آشنا بود، اما در برابر آنها نقادی بیملاحظه داشت و در اندیشه و رفتار او عشق و محبت عمیقی نسبت به انسانهای ناتوان، تحقیرشده و به حاشیه راندهشده دیده میشود.
صدرینیا افزود: شمس منتقد مکاتب، اندیشهها و باورهای مختلف بود و همین نگاه متفاوت و آزاداندیشانه از عواملی بود که مولانا را شیفته او کرد. این دو شخصیت در مسیر اندیشه و معنا یکدیگر را کامل کردند.
آیین بزرگداشت شمس و مولانا در دانشگاه تبریز با شعرخوانی از آثار مولانا، اجرای نوای دف و سنتور و خوشنویسی زنده ابیاتی از اشعار این شاعر و عارف نامدار همراه بود.