زمانی نگرانی خانوادهها این بود که برای ناهار و شام چه غذایی مصرف کنند، اما حالا برای بخش عمدهای از جامعه این دغدغه دیگر کارکردی ندارد و مردم فقط برای سیر کردن شکم خود غذا مصرف میکنند. گرانی و افزایش قیمت محصولات غذایی بهحدی رسیده که دیگر چیزی از سفره رنگارنگ ایرانیان باقی نمانده است. در این میان، سیاستگذار باید چارهای برای معیشت و امنیت غذایی مردم پیدا کند، اما بهجای آن، نسخههای عجیب و غریب برای سفرهها میپیچد.
چندی پیش، معاون وزیر بهداشت در اظهاراتی بیان داشت که اضافات غذا را باید بهدرستی نگهداری و دوباره مصرف کرد. اظهارات رییسی واکنشهای زیادی را در فضای مجازی بههمراه داشت. برای مثال، کاربری نوشته بود: آقای رییسی، خیلی دوست دارم بدانم به خانواده خودت هم اینگونه توصیه میکنی؟ کاربر دیگری نیز نوشته بود:ای کاش به جای این توصیههای عجیب و غریب، درد مردم را برطرف میکردید نه اینکه نمک روی زخم بپاشید.
این اظهارنظرهای جنجالی البته سابقه تاریخی هم دارد؛ از کارشناسی که در صداوسیما به مردم میگفت به جای برنج، جو بخورند تا کارشناسی که میگفت بهخاطر گرانی، مصرف میوه ضرورتی ندارد. این نسخهپیچیهای فاقد فکر بدون توجه به امنیت غذایی مردم علاوه بر به خطرانداختن سلامت آنها، شأن اجتماعی مردم را نیز هدف قرار خواهد داد. به قول همان کاربر،ای کاش به جای اینکه روی این زخم عمیق نمک بپاشید، درد را درمان میکردید یا اگر توانایی این کار را ندارید حداقل با معیشت مردم شوخی نکنید.
پسماندهخواری؛ نمک روی زخم فقر
علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس با اشاره به اظهارات اخیر یکی از معاونان وزیر بهداشت درباره مصرف پسماندههای غذایی به «جهانصنعت» گفت: اگر این اظهارات از سوی دکتر رییسی مطرح شده باشد تعجبی ندارد چراکه او را با چنین دیدگاههایی میشناسم. با این حال آنچه مسلم است اینکه کشور در شرایط بسیار حاد و خاصی قرار دارد و از نظر اقتصادی با شرایط بغرنجی مواجه است. شرایطی که بهنظر میرسد دستکم طی ۵۰سال گذشته نمونه مشابهی نداشته است.
وی افزود: از سوی دیگر، خطر ناآرامیهای اجتماعی نیز وجود دارد. هر مسوولی متناسب با دانش و تجربه خود تلاش میکند راهکارهایی برای مشکلات ارائه دهد، اما برخی از این راهکارها نهتنها عملی نیستند بلکه میتوانند خشم جامعه را افزایش دهند. جملهای که درباره مصرف پسماندههای غذایی مطرح شده، اگر به همین شکل بیان شده باشد، قابل تامل است. مردم خودشان میدانند چه غذایی قابل خوردن است و آن را مصرف میکنند. اگر چیزی پسمانده نامیده میشود، به این معناست که دیگر قابل مصرف نیست بنابراین چنین توصیهای نوعی توهین به شعور افراد و جایگاه انسانی آنهاست و نشاندهنده نگاهی سطحی به مشکلات پیچیده جامعه است.
نسخههای سطحی برای بحرانهای عمیق
این جامعهشناس ادامه داد: نکته دیگر این است که گویا قرار نیست هر کسی در جایگاه تخصصی خودش قرار بگیرد. مساله اینجاست که معاون وزیر بهداشت پزشک است و متاسفانه مدیریت وزارت بهداشت، به جای اینکه در اختیار مدیرانی باشد که تخصصشان مدیریت سلامت است، عمدتا در اختیار پزشکان قرار دارد. طبیعی است که هر فرد متناسب با دانش خودش صحبت کند، اما باید در نظر گرفت که چنین موضوعی تنها یک پیامد بهداشتی ندارد. چنین اظهارنظری پیامدهای روانشناختی، جامعهشناختی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی دارد و صرفا یک موضوع بهداشتی نیست. به نظر من مسوولان در این شرایط باید در اظهارنظرهای خود دقت بیشتری داشته باشند تا شرایط را از این بدتر نکنند.
شریفییزدی اظهار کرد: در حال حاضر کشور از نظر اقتصادی شرایط مناسبی ندارد. ارزش پول ملی روزبهروز کاهش پیدا میکند، تورم افسارگسیخته است و به نظر میرسد کسی نمیتواند آن را مدیریت کند. انگار خود مسوولان نیز پذیرفتهاند که در این زمینه کارهای نیستند.
در چنین شرایطی اظهارنظرهای اضافی که نمک روی زخم مردم میپاشد نهتنها کمکی نمیکند بلکه شرایط را بدتر میکند. پیش از این نیز شاهد چنین اظهارنظرهایی بودهایم. در مقطعی برخی مقامات از این صحبت میکردند که پنج پایتخت کشورهای عربی تحت کنترل ایران است و از گسترش امپراتوری ایران تا کنار مدیترانه سخن میگفتند. امروز نتیجه آن نگاهها را میبینیم. اظهارنظر مسوولان برای بیرون و داخل کشور پیامد دارد و نمیتوان به این سادگی درباره مسائل مختلف صحبت کرد.
فقر مطلق؛ واقعیت پشت یک اظهارنظر
این جامعهشناس گفت: در عین حال یک واقعیت در چنین اظهارنظری وجود دارد که ممکن است گوینده خودش نیز متوجه آن نباشد و آن فقر گسترده در جامعه است. بخش بزرگی از جامعه امروز دچار فقر مطلق هستند و ابتداییترین نیازهای زندگی آنها تامین نمیشود. این وضعیت از نظر بهداشتی و درمانی نیز خطرناک است چراکه وقتی پروتئین و موادغذایی مورد نیاز بدن تامین نشود، پیامدهای آن در سالهای آینده نمایان خواهد شد. از سوی دیگر، از نظر امنیتی نیز ممکن است این افراد به نیروهای معترض در خیابان تبدیل شوند و دوباره برای جامعه مشکل ایجاد شود و حتی دشمنان کشور از این وضعیت سوءاستفاده کنند.
امنیت غذایی فقط پرکردن شکم نیست
شریفییزدی اظهار کرد: امنیت غذایی فقط به این معنا نیست که مردم غذا داشته باشند بلکه کیفیت و ارزش غذایی آن نیز اهمیت دارد. در بحث امنیت غذایی دونوع تغذیه را میتوان از یکدیگر تفکیک کرد؛ یکی تغذیه معدهای و دیگری تغذیه سلولی. تغذیه معدهای یعنی اینکه معده خود را پر کنیم، اما تغذیه سلولی بهاین معناست که نیازهای واقعی بدن انسان و انواع موادغذایی مورد نیاز آن تامین شود. متاسفانه بخش قابلتوجهی از جامعه ایران امروز تنها از تغذیه معدهای برخوردار است و نیازهای اساسی بدن آنها تامین نمیشود.
سفرهای که فقط شکم را پر میکند
این جامعهشناس گفت: این وضعیت در سالهای آینده مشکلات زیادی در حوزه بهداشت و درمان ایجاد خواهد کرد و بیماریهای مختلف میتواند یکی از پیامدهای آن باشد. اینکه آیا گروهی از جامعه از پسماندههای غذایی استفاده میکنند، یک واقعیت اجتماعی است که با کمال تاسف امروز شاهد آن هستیم و کسی نیز به اندازه کافی به آن توجه نمیکند.
وی افزود: در مصاحبههای مسوولان حوزه سلامت میبینیم که دغدغههای دیگری مطرح میشود، در حالی که یکی از واقعیتهای جامعه، همین وضعیت تغذیه و امنیت غذایی مردم است.
فقر پیش از آنکه زخم باشد درد است
شریفییزدی اظهار کرد: شأن خانوادههای کمدرآمد به این اظهارنظرها وابسته نیست بلکه به واقعیت کف بازار و شرایط زندگی آنها مربوط میشود. آنچه امروز در جامعه اتفاق میافتد، طبیعتا در شأن و موقعیت این خانوادهها نیست. با این حال، این جنس اظهارنظرها زخم جدیدی ایجاد نمیکند، اما نمک روی زخم خانوادهها میپاشد یعنی زخمی که از قبل وجود داشته را عمیقتر و دردناکتر میکند و خشم عمومی را افزایش میدهد.
سفره دهکهای پایین در خط خطر
این جامعهشناس درباره گروههایی که بیش از دیگران در معرض ناامنی غذایی قرار دارند توضیح داد: براساس آخرین آماری که طی هفتههای گذشته منتشر شده، استانهای لرستان، کرمانشاه، کردستان و ایلام پایینترین سطح کیفیت زندگی را دارند و در واقع درجه فلاکت در این استانها بهشدت بیشتر از استانهای دیگر است حتی در مقایسه با سیستان وبلوچستان. اگر بخواهیم از منظر جغرافیایی نگاه کنیم، پژوهشهایی انجام شده و یک دستگاه مستقل نیز این موضوع را بررسی کرده است، اما اگر بخواهیم قشرهای اجتماعی را در نظر بگیریم، طبیعتا دهکهای پایین جامعه یعنی دهکهای یک تا چهار، بهشدت تحتتاثیر قرار میگیرند.
شریفییزدی ادامه داد: حاشیهنشینها نیز بیشتر تحتتاثیر این وضعیت هستند. اگر بخواهیم از منظر جنسیتی نگاه کنیم، زنان و همچنین کودکان بیشتر در معرض این شرایط قرار دارند.
فقر مطلق؛ میراث پایان سال
این جامعهشناس در پایان اظهار کرد: اگر این روند با همین میزان تورم و کاهش ارزش پول ملی ادامه پیدا کند، تمام پیشبینیها نشان میدهد که تا پایان سال۱۴۰۵ با بخش بسیار بزرگی از جمعیت فقیر مطلق مواجه خواهیم بود نه صرفا فقیر نسبی. این وضعیت میتواند زمینهساز مسائل و مشکلات بسیار زیادی در جامعه باشد.
با مردم شوخی نکنید
در نهایت، مساله فقط یک توصیه عجیب و غریب نیست. مردمی که روزبهروز سفرهشان کوچک و کوچکتر میشود این حرفها بیش از آنکه برایشان تلخ باشد، یادآور معیشت نیمهجانی میدانند که زیر بار این همه هزینه خرد شده است. مسوولانی که عملا بازار را رها کردهاند و قیمتها با سرعت افزایش پیدا میکند اگر کاری برای بهبود شرایط انجام نمیدهند حداقل نباید چنین حرفهایی بزنند. در این شرایط مردم بهخوبی میدانند چگونه هزینههای خود را مدیریت کنند و نیازی ندارند کسی به آنها بگوید چه بخورند و چه نخورند.
سیاستگذار در چنین شرایطی باید قیمتها را کنترل و بازار را مدیریت کند نه اینکه به جامعه دیکته کند چه چیزی بخورد و چه چیزی نخورد. جدای از آن، کارشناسان نیز هشدار دادهاند که مصرف غذای باقیمانده بهویژه در صورت نگهداری نامناسب یا طولانیمدت میتواند خطرات و مضراتی برای سلامت داشته باشد و باید تا حد امکان از مصرف آن پرهیز کرد بنابراین بیان چنین توصیهای از سوی یک مقام بهداشتی و درمانی، خود جای تامل دارد؛ مقامی که در شرایط فعلی باید بیش از هر چیز به فکر کمبود و گرانی دارو باشد نه اینکه برای سفره مردم خطابههای عجیب و غریب ارائه کند. ایرانیان سرانجام از این روزهای تیره و تار عبور میکنند و دوباره به روزهای خوش خود میرسند، اما در نهایت، رو سیاهی میماند برای کسانی که این روزها را برای مردم سختتر و آنها را غمگین کردند.