پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۱۰۷۴۶
۲۲:۲۱
۱۳۸۴/۰۶/۰۷

احمدي ‌نژاد و ديپلماسي موتورگازي

۲۲:۲۱
۱۳۸۴/۰۶/۰۷
به گزارش آفتاب نیوز، احمدي ‌نژاد كه هنوز به دهمين روز انتخابش پا نگذاشته بود، در تماس با كوفي‌عنان، با اعلام خبر طرح ابتكاري خود، دنيا را مبهوت و آقاي دبير كل را هم ذوق زده كرد. از آن زمان تاكنون رسانه‌هاي بين ‌المللي مرتب از ابتكار احمدي ‌نژاد، در جهت كسب اعتماد بين ‌المللي نسبت به برنامه‌هاي هسته ‌اي ايران و تسريع در حل و فصل پرونده‌ اتمي در آژانس، تفسير و خبر مخابره كرده‌اند. با اين حال از روز جمعه كه دكتر علي لاريجاني به وين رفت و بعدازظهر همان روز با البرادعي سخن گفت، تقريباَ همه دارند باور مي‌كنند كه طرح احمدي ‌نژاد به آن اندازه كه درباره‌اش حرف و تبليغ شده، نوآورانه و ابتكاري نيست.
22 ماه پيش كه بحران هسته ‌اي ايران شكل گرفت، سه گزينه پيش روي مسئولان بود. يك گزينه آن بود كه با آمريكاييها وارد مذاكره شويم و مسائل في‌مابين را در يك بسته، حل و فصل كنيم و در رهگذر اين حل و فصل، پرونده ‌هاي هسته‌اي را نيز به يك جايي برسانيم. گزينه‌ ديگر، اروپاييها بودند. با توجه به نفوذي كه اروپاييها در مجامع بين‌المللي داشتند و اختلافات تاكتيكي آنها با آمريكاييها، ايران با اروپا وارد مذاكره مي شد و مسائل هسته اي را قدم به قدم حل و فصل مي كرد. گزينه‌ سوم، تعامل با آژانس و تأثير گذاري بر شوراي حكام از طريق قدرتهاي كوچك تر نظير آفريقاي جنوبي، مالزي، برزيل و ... بود. البته در این ميان افرادي هم بودند كه گزينه‌ چهارمي را كه شامل چين و روسيه مي شد را مطرح مي كردند، اما از آنجا كه روسيه، به مقامات تهران پيام داد كه در پرونده هسته اي ايران، با اروپا هم جهت است و وزير خارجه چين هم صريحاً به مقامات ايراني گفت كه قصد ندارد به خاطر پرونده ايران روابطش را با غرب شكراب كند، اين گزينه، خيلي زود كنار گذاشته شد.
اما گزينه اول، براي مدتي ذهن مسئولان را به خود مشغول داشت. در واقع عده اي معتقد بودند كه مذاكره با آمريكا، مثل اتومبيل بنز مي‌ ماند كه مطمئن تر است و مي توان روي رسيدن به مقصد، حساب باز كرد. با اين حال گزينه اول مورد قبول واقع نشد و كنار گذاشته شد. در واقع شوراي عالي امنيت ملي وقت، هم به دليل مخالفت نظام با اين گزينه و هم به دليل سياستهاي براندازانه آمريكا و تندخوييهاي رسانه اي مقامات اين كشور، اين گزينه را رها كرد. گزينه سوّم نیز همان ادامه سياست خارجي ايران در دهه اول انقلاب به حساب مي آمد. آن زمان شركاي سياست خارجي ايران كشورهايي همچون بوركينا فاسو و فيجي و مجمع الجزاير سليمان بودند یعنی تنها دولتهایی كه دولتمردان سياست خارجي ایران مي توانستند با آنها روابط خوبي برقرار كنند.
اين سياست، كه بيشتر از همه از گفتمان عدالت خواهانه و مردم گرايانه انقلاب، تأثير پذيرفته بود، خيلي زود ناكارآمدي خود را نشان داد. پس از نزديك به يك دهه، مسئولان سياست خارجي كشور دريافتند كه عرصه سياست خارجي، عرصه دولتهاي مقتدر است و مردمان مستضعف كشورها، بايد در مسير و معبر ديگري مورد توجه قرار بگيرند، نه اينكه ظرفيت ديپلماسي يك كشور را دربست به خود اختصاص دهند. مسئولان سياست خارجي دريافتند كه مجامع بين المللي، عرصه تاخت و تاز قدرتها است و مناسباتي ظالمانه بر آن مستولي است. از سوی دیگر اين مناسبات ستمگرانه و غيراخلاقي است، با اين حال نمي توان از دنیا دست شست و به اسم آرمان گرايي اسلامي، به حاشيه پناه برد.
پس از پايان جنگ مخصوصاً ، امام راحل (ره) مسئولان ديپلماسي را به مبازره با حاشيه گرايي فرا خواندند و تحرك نسبي ديپلماتيك كشور پس از جنگ بسيار به آن بزرگوار، مديون است.
بنابراين از سه گزينه فوق، تنها گزينه اروپا، باقي مي ماند. برخي اروپا را به پيكان تشبيه كردند كه اگر چه سرنشينها را دمي راحت نمي گذارد ولي شايد بتواند آنان را به مقصد برساند. مقصد، هم جایی نبود جز حذف رعب و وحشت از اعراب همسايه، از اروپاييها و آمريكاييها و ديگر كشورهاي جهان و ايجاد اعتماد نسبت به صلح آميز بودن برنامه هاي هسته اي ايران. وجود روابط ظالمانه در عرصه بين المللي چيزي نيست كه قابل كتمان شدن باشد، با اين حال مسئولان به اين دليل، پشت كردن به دنيا و قهر انقلابي را در آن زمان نپسنديدند كه تحولات پس از فروپاشي، معناي تازه اي به استقلال داده بود و ديگر نمي شد به نام استقلال سياسي و اقتصادي، به دنيا پشت كرد و سر در گریبان خويش گرفت.
اين مقدمه طولاني را براي آن گفتم كه بتوانم ديپلماسي جديد احمدي نژاد را كه از آن به عنوان طرح ابتكاری ياد شده است، بهتر توضيح دهم. البته آقاي دكتر علي لاريجاني، بهتر از بنده اين كار را كرده و طرح ابتكاري را گشوده اند. آن گونه كه ايشان گفته اند: حكومت ايران ظرف يكي دو سال گذشته به خاطر انتخاب اروپا، از طرف مردم، زير سؤال بوده. لاريجاني افزوده است: «به ساختار و چارچوب مذاكرات هسته اي ايران با اروپا اشكال جدي وارد شده بود. هم از جانب محافل بين المللي و هم از جانب افكار عمومي در داخل كشور به ادامه مذاكرات با سه كشور اروپايي ايرادات عمده اي داشته اند. بايد بگويم نه تنها از جانب بسياري از كشورهاي عضو آژانس بين المللي انرژي اتمي، بلكه حتي از طرف تعدادي از كشورهاي ديگر اروپايي اين مطلب به طرف ايراني منعكس شده است كه انتخاب سه كشور اروپايي براي مذاكرات هسته اي با ايران بر اساس كدام چارچوب صورت گرفته است! حتی تعدادي از كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد نيز به ما متذكر شده‌اند كه ادامه مذاكرات هسته اي ايران با 3 كشور اروپايي به نمايندگي از كدام طرف صورت مي پذيرد. آيا به نمايندگي از شوراي حكام آژانس يا به نمايندگي از اتحاديه اروپا يا به نمايندگي از طرف سازمان ملل يا به نمايندگي از طرف خودشان؟ از طرف كه؟». لاريجاني همچنين گفته است كه حذف تدريجي اروپاييها از مدار مذاكره، در طرح ابتكاري احمدی نژاد، جای دارد.
تأملي در گفته هاي علي لاريجاني، ترديدي باقي نمي گذارد كه طرح جديد احمدي نژاد، آن قدرها هم جديد نيست. در واقع 22 ماه پيش كه بحران هسته اي پديد آمد، به عنوان گزينه سوم مطرح بود؛ اما در همان زمان به دليل تجربه يك دهه شكست، كنار گذاشته شد. همان موقع محققان سياست خارجي، اين گزينه را با عنوان «ديپلماسي موتورگازي» مي ناميدند كه دوره اش به سر آمده و بايد از آن عبور كرد. با اين حال مشخص نيست كه به رغم وجود يك تجربه ده ساله شکست و ناتواني، چرا اين ديپلماسي مورد توجه احمدي نژاد قرار گرفته است. 
البته تمايلات رئيس جمهور جديد به عدالت و مستضعفان جهان،خود مي تواند تا حدودي ريشه هاي اخلاقي و قلبي اين رويكرد را توضيح دهد، امّا اينكه تا چه اندازه علاوه بر علائق قلبي، از ادله عقلي نيز برخوردار است، جاي بحث جدي وجود دارد. 
متأسفانه ديپلماسي جديد احمدي نژاد، نه تنها به لحاظ نظري قابل دفاع نيست بلكه تجربه سه دهه جمهوري اسلامي نيز آن را تأييد نمي كند.از سوی دیگر در حالي‌ كه در كشورمان، اساتيد زيادي در حوزه بين الملل حضور دارند، معلوم نیست چرا احمدي نژاد هيچ گاه اين ديپلماسي را با مردم در ميان نگذاشت و نخواست كه در رسانه ها مورد نقد و رايزني نخبگان قرار گيرد. و اين البته زيبنده رئيس جمهوري نيست كه بسيار دغدغه نظر مردم را دارد.
اكنون احمدي نژاد، آماده نشستن بر زين موتوري مي شود كه در موردتوان پرش و امكان ركورد شكستن آن، ترديد جدي وجود دارد؛ اما ظاهراً، بعضی از ما ايرانيها آن قدر ايده آليست هستيم كه رؤيا و واقعيت را يكسان مي پنداريم و تنها زماني فرق اين دو را در مي يابيم كه ديگر دير شده است.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
ناشناس
-
۲۱:۵۵ - ۱۳۸۴/۰۶/۲۹
عنوان مطلب بسيار عالي است و البته محتواي آن ...
پاسخ
ناشناس
-
۱۲:۲۷ - ۱۳۸۴/۰۶/۱۶
جالب نبود
پاسخ
ناشناس
-
۱۹:۲۶ - ۱۳۸۴/۰۶/۱۰
معلوم نيست شما طرف ايران هستيد يا طرف دشمن؟!
احمدي نژاد مثل قبلي ها اطلاعات سري كشور را به دشمن نداده و نخواهد داد. هميشه كه نمي شود اروپايي ها ما را سر كار بگذارند! يكبار هم يكنفر پيدا شده و دشمن را سركار گذاشته شما ها دلخوريد؟!
مثل اين كه بدجوري از شكست در انتخابات سوخته ايد كه به همه چيز متوسل مي شويد تا خودتان را آرام كنيد!
پيشنهاد مي كنم استخرتان را از يخ پر كنيد
پاسخ
ناشناس
-
۱۴:۳۳ - ۱۳۸۴/۰۶/۱۰
متاسفانه عده اي كه فكر كرده اند عمده اقدامات انجام شده از سوي دولتهاي قبلي مشكوك ؛ معيوب ؛ ضعيف و ... بوده؛ زمان خواهد برد كه واقعيتهاي نظام بين الملل را درك كنند. در عرصه خارجي اتخاذ ديپلماسي موتور گازي جاي خود دارد. شما فقط در همين چند روز مسايل داخلي را دنبال كنيد.طرحهايي چون منوريل ؛ تشكيل كابينه 70 ميليوني؛ اعلام رسانه اي شماره همراه وزير ؛ تشكيل كابينه درهر 2 هفته در استانها و.... هيچكدام نه تنها عملي نشد بلكه اسباب انتقاد و بذله گويي برخي از رسانه هاي طرفدار ايشان گرديد.

به اميد روزي كه بسياري از مديران ارشد كنوني درك كنند كه تمام تلاشهاي صورت گرفته در 27 سال گذشته براي اعتلاي جمهوري اسلامي ايران بوده است.
پاسخ
ناشناس
-
۱۷:۲۲ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۹
با سلام ‏
‏ احترام به نظرات نويسنده فقط چند تذكر و سوال ‏
‏1- مباحث شما آدمي را به ياد تئوري و بالانس قدرت مي اندازد . يعني ما قدرت مقابله و يا به عبارتي اثر گذاري به نظام بين ‏الملل را نداريم. ‏
‏2- نويسنده محترم سه گزينه را عنوان كردند. 1- آمريكا 2- اروپا 3- آژانس ولي به نظر حقير هر سه گزينه در واقع يك ‏ريشه دارد و آن همان بازيگران اصلي نظام بين الملل است. ‏
‏3- قائل به تفاوت ماهوي بين اين سه بازيگر از انحرافات و آفات هايي است كه متاسفانه كارشناسان ما در طراحي خود به ‏آن قائل هستند. ‏
‏4- بنابر اين بايد بدنبال گزينه چهارم بود . ‏
‏5- گزينه چهارم جز خواست و اراده مردم و يك كشور نيست. واقعيت اين است كه پرونده هسته اي يك منشورچند وجهه ‏اي است. ازيك طرف اروپا وآمريكا به حق ملاحظات امنيتي دارند. - از سوي ديگر وارد شدن ايران به باشگاه هسته اي به ‏معني شكستن انحصار بازار هسته اي است.- ورود ايران به اين بازار عامل تشويق كننده براي ساير قدرتهاي منطقه اي ‏خواهد شد كه بدنبال اين تكنولوژي باشند. - از همه مهمتر دستيابي ايران به فن آوري هاي حساس در محاصره انواع تحريم ‏ها و فشار هاي سياسي و علمی اقتصادي نشان از اين دارد كه مي توان به دنيا گفت نه و روي پاي خود ايستاد. ‏
‏6- تشبيهات حضرتعالي مبني بر بنز بودن آمريكا < پيكان بودن اروپا و زيان و موتور گازي به يك سفسطه بيشتر مي ماند ‏تا يك ارزيابي علمي ‏
‏7- روشن است كه اروپا و آمريكا و آژانس و حتي بسياري از كشور هاي جهان سوم مايل به هسته اي شدن ايران نيستند. ‏دلايل ان هم كاملا مشخص است. ليكن در تصميم و اراده و قدرت تحميل اين خواسته آنها به ايران جاي حرف و حديث ‏است. ‏
‏8- شكي نيست كه نبايد بين اروپا و آمريكا در خواست آنها براي تحميل اراده شان به ايران براي صرفتظر كردن از دستيابي ‏به فن آوري هسته اي ذره اي تفاوت قائل شد. تنها آنچه كه در اين ميان قابل تعمل است بازي زرگري اروپا و آمريكا در ‏مذاكرات براي رسيدن به خواسته مشترك آنها بود . در واقع آنها با دو ابزار مذاكره و تهديد يك هدف مشترك را دنبال مي ‏كردند و مي كنند. ‏
‏9- بنابر اين اگر كسي از جمله نويسنده محترم تصور كند كه كه ايران مي تواند از طريق مذاكره با اروپا به نتيجه مورد نظر ‏كه به رسميت شناخته شدن فعاليت غني سازي اورانيوم و توليد سوخت هسته اي برسيم < بايد اگر سلامت قدرت تحليل ‏شک نکنیم باید بگوئیم آنها خیلی خوش باور هستند. ‏
‏10 - فرض ديگر اين است كه مذاكره كنندگان سابق ايراني در شوراي عالي امنيت ملي هدف و قصد ديگري را در محفل ‏خصوصي خود طرح كرده و بدنبال تحقق آن بودند. به قول بعضي ها كه ايران از اول هم بدنبال دستيابي به فن آوري هسته ‏اي نبود بلكه مي خواست از اين كلاه نمدي براي خود فراهم آورد . ‏
‏11- اگر اين فرض درست باشد بازهم آقايان عزيز در شوراي امنيت ملي به خطاء رفتند. زيرا ‏
الف: پرونده هسته اي را به يك پرونده ملي نبديل كردند كه در اين موقعيت هيچ راهي براي بازگشت نمانده است. ‏
ب: در ارزيابي قدرت چانه زني خود با اروپا و آمريكا دچار عقده بزرگ بيني شده اند و تصور كردند كه مي توانند اروپا و ‏آمريكا را با تهديد هايي كه خود به آن اعتقاد نداشتند وادار به امتياز دادن در صحنه هاي سياسي و اقتصادي و امنيتي ‏بكنند. ‏
ج : در ارزیابی قدرت استقلال اروپا به خطاء رفتند. ‏
‏12- از اين رو نويسنده محترم بايد توجه داشته باشند در اين موقعيت هيچ راهي براي عقب نشيني وجود ندارد . و آنچه از ‏زعم مبارك شما به عنوان ديپلماسي موتور گازي از آن ياد مي شود صرفا يك برداشت احساسي است. نه يك ارزيابي و ‏تحليل علمي از موضوع. ‏
‏13- اجازه بدهيد عنوان مقاله شما را اين گونه تصحيح كنم. ديپلماسي بولدزري . البته شايد خوشايند نباشد ولي واقعيت ‏اين است < آنهايي كه پيكان سوار و بنز سوار هستند خيلي از ديدن قيافه بولدوزر خوششان نمي آيد و از اينكه روزي پشت ‏آن بخواهند جاده اي را صاف كنند و يا مانعي را از سر راه بردارند را در مخيله خود راه نمي دهند. ‏
‏14- در پايان دوست عزيز تاريخ ثابت كرده است < استقلال يك ملت < رسيدن به قله هاي افتخار و عظمت نيازمند ‏مجاهدت و از خودگذشتگي است. مردم ايران چندين بار اين موضوع را ثابت كرده اند كه تن به ذلت نمي دهند اگرچه ‏جانشان به خطر افتاد و پيكرشان در بيابانها در زير آفتاب بسوزد و يا در دريا گرفتار امواج خروشان شود و يا در آسمان پودر ‏شوند و هم چون بذر آزادگي بر خاك اين سرزمين پاشيده شوند.‏
محمد علی ضیایی ‏
پاسخ
ناشناس
-
۱۸:۳۱ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
با سلام
باز هم مردم بايد هزينه اين پسرفت را بدهند
پاسخ
ناشناس
-
۱۵:۴۲ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
به اين فكر كنيد كه ماييم و يك دنياي كشورهاي قلدر مخالف به هر جال بايد چاره اي كرد
پاسخ
ناشناس
-
۱۵:۳۷ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
پاسخ
ناشناس
-
۱۳:۱۴ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
بايد قبول كرد كه با دنبال كردن برنامه هسته اي تنها مانده ايم. اروپا و آمريكا هدفي جز متوقف كردن برنامه هسته اي ايران ندارند و تا به اين مقصود نرسند ايران را تحت فشار نگه خواهند داشت. رضايت توام با اكراه از داشتن برنامه هسته اي منهاي چرخه سوخت تنها بهاين منظور است كه روسيه را نيز در كنار خود و هماهنگ با سياستهاي خود نگه دارند وگرنه هيچگاه به اين هم تن نميدادند. روسيه دستيابي ايران به چرخه سوخت را منافي منافع خود ميداند. ايران با داشتن نيروگاههاي اتمي ساخت روسيه و خريد سوخت از روسيه و بازگرداندن سوخت مصرف شده كه برخي آنرا ارزشمند تر از سوخت اوليه ميدانند ( البته براي كشورهاي صاحب فناوري پيشرفت اتمي ) منافع قابل توجه اي خواهد داشت كه با دستيابي ايران به چرخه سوخت بخش مهمي از آن را از دست خواهد داد. چين تاز بازار اتمي ايران سهمي ندارد ليكن با توجه به معاملات خود با ايران تنها به اندازه ارزش اين معاملات حاضر به همراهي با ايران است. كشورهاي عير متعهد عمدتا تا جايي ايران را همراهي خواهند كرد كه اطمينان حاصل كنند نسخه اي كه براي ايران پيچيده خواهد شد در آينده براي طرحهاي احتمالي آنها محدوديتي ايجاد نخواهد كرد و به آنها بسط پيدا نميكند.
اين واضح است كه هر كشور بر اساس منافع ملي خود عمل ميكند و براي تامين منافع ملي هر كشور بيشتر از حساب باز كردن بر روي كشورهاي ديگر بايد به خود اتكا نمايد.
پاسخ
ناشناس
-
۱۳:۱۰ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
به نام خدا
پيامبر اسلام در مبارزه همواره با توجه به مقدورات وامكانات عمل ميكرد وهيچگاه خود را وجامعه اسلامي را در مهلكه قرار نمي داد. درگيري با قدرتهاي جهاني چه نفعي براي كشور دارد.؟آيا فروپاشي شوروي با زرادخانه عظيم اتمي درس خوبي براي ما نيست؟
پاسخ
ناشناس
-
۱۲:۳۵ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
شما كه علم غيب داريد چرا در اين دهه اخير نطق نفرموديد البته جاي تاجب نيست چون براي بعضي ها مرغ همسايه غازه
پاسخ
ناشناس
-
۱۱:۳۶ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
خدا همه جا هست و همان خداوند به انسان نعمت عقل را عنايت كرده و رسولش ص فرمود كه پروردگار متعال دو پيامبر به شما كرامت كرده است پيامبر ظاهر و پيامبر باطن. پيامبران ظاهر ما هستيم كه مي رويم. اما پيامبر باطن كه عقل شماست هميشه با شماست. آن را بكار گيريد!. باز در روايت است كه مومن از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود. تجاربي را كه شكست انها حتمي شده است نمي توان بارديگر به نام خدا و عدالت وفقرا بر مردم باركرد. من به آقاي احمدي نژاد به عنوان رپيس جمهور منتخب مردم احترام مي گذارم اما اعتقاد دارم دين داري باطني دارد كه بايد در جامعه آن را گسترش داد. ظاهرپرستي و پرداخت كارهايي كه بوي تظاهر دارد هميشه ما را از خداي بزرگ دورتر كرده است. براي اداره اجتماع عقل لازم است و مشاوران با تدبير. اگر راهي را در گذشته رفته ايم كه نتيجه اي براي ما نداشت و يا ضرري را متوجه نظام اسلامي نمود به اعتقاد من پيمودن دوباره آن عقلا حرام و شرعا خالي از اشكال نيست.
پاسخ
ناشناس
-
۰۸:۴۰ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
پس خداكجاست ؟؟؟
پاسخ
ناشناس
-
۰۸:۰۸ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
نمي دانم چرا بعضيها نمي خواهند بپذيرند كه 16 سال تمام ؛ مملكت را به بهانه هاي مختلف چاپيده اند و به منظور حفظ منافع شخصي نامشروع خود به همه نوع خفت وخاري در برابر غربيها تن داده اند و از آن تاسف بارتر اينكه همچنان از سياستهاي ذلت بار خود دفاع مي كنند ؟؟!!
پاسخ
ناشناس
-
۰۲:۱۹ - ۱۳۸۴/۰۶/۰۷
خطر آمدن تراكتور در پيش است
پاسخ