مستند جنجالی کمپانی A۲۴ درباره الیزابت هولمز، کلاهبردار شرکت ترانوس، تاکنون در گیشه آمریکای شمالی ۴۵.۱ میلیون دلار فروخته و با توجه به بودجه اندک ۷ میلیون دلاریاش، سود چشمگیری برای این استودیو به همراه خواهد داشت. استقبال پرشور تماشاگران و تبلیغات دهانبهدهان، گمانهزنیها درباره جوایز احتمالی و تماشای چندباره فیلم از سوی مخاطبانی که میکوشند آنچه را روی پرده دیدهاند درک کنند، باعث شده این اثر همچنان در فصل پاییز مخاطبان زیادی را به سالنهای سینما بکشاند.
انتظار میرود این فیلم هنگام پایان اکران، به یکی از پرفروشترین مستندهای تاریخ سینما ــ بهجز مستندهای موسیقی ــ تبدیل شود؛ دستاوردی چشمگیر برای فیلمی نزدیک به سه ساعت که تبلیغات عمومی آن تنها یک ماه پیش از اکران سینمایی آغاز شد.
در حال حاضر، «مایکل جکسون: این آخرش است» با فروش ۲۶۷ میلیون دلاری در سال ۲۰۰۹، بدون احتساب تورم، پرفروشترین مستند تاریخ سینماست. در همین حال، «فارنهایت ۱۱/۹» ساخته مایکل مور با فروش ۲۲۲ میلیون دلار در سال ۲۰۰۴، در صدر پرفروشترین مستندهای غیرموسیقایی قرار دارد. پس از آن نیز دو مستند طبیعت دیده میشوند: «رژه پنگوئنها» با ۱۲۷ میلیون دلار فروش در سال ۲۰۰۵ و «زمین» با ۱۰۷ میلیون دلار در سال ۲۰۰۷. «همهچیز را میتوانی ببینی» برای ورود به جمع پنج مستند پرفروش تاریخ، باید در بازارهای بینالمللی نیز به موفقیتی بزرگ دست پیدا کند.
پس از عملکرد قدرتمند این فیلم در دومین آخر هفته اکرانش در آمریکای شمالی، در ادامه چهار نکته درباره موفقیت غافلگیرکننده آن را بررسی میکنیم.
۱. خویشتنداری در اکران، تقاضا را افزایش داد
A۲۴ اکران «همهچیز را میتوانی ببینی» را با ۸۵۵ سالن سینما آغاز کرد؛ گسترهای بسیار وسیع برای یک مستند. برای مقایسه، کمپانی بلیکر استریت مستند چهار ساعته «ماسک» درباره ثروتمندترین مرد جهان را تنها در چهار سالن به نمایش گذاشت.
فیلم در نخستین آخر هفته اکران، ۱۵.۶ میلیون دلار فروخت؛ موفقیتی که بیش از دو هزار سانس کاملاً فروختهشده در آن نقش داشت. علاقهمندان جدی سینما برای آنکه داستان فیلم برایشان لو نرود، با شتاب راهی سالنها شدند. این داستان باورنکردنی، اما واقعی، الیزابت هولمز را در آستانه آغاز دوران محکومیت ۱۱ ساله زندانش بهدلیل کلاهبرداری از سرمایهگذاران دنبال میکند.
تصمیم استودیو برای آغاز اکران در مقیاسی متوسط ــ نه اکران محدود در چند سالن و نه نمایش سراسری در بیش از دو هزار سالن ــ تصمیمی هوشمندانه از آب درآمد؛ زیرا A۲۴ توانست هم آگاهی عمومی درباره فیلم را افزایش دهد و هم با ایجاد حس کمیابی، اشتیاق مخاطبان را بیشتر کند. در نیویورک و لسآنجلس، اگر از مدتها قبل بلیت نخریده بودید، پیدا کردن صندلی خالی برای تماشای فیلم در نخستین آخر هفته اکران تقریباً غیرممکن بود. سپس با افزایش تعداد سالنهای نمایش فیلم به ۲۶۶۶ سالن در دومین آخر هفته، فروش بلیت آن ۲۸ درصد رشد کرد؛ اتفاقی که نشان داد موفقیت تجاری فیلم صرفاً به بازارهای دو ساحل آمریکا محدود نیست و ظرفیت واقعی برای جذب مخاطب در سراسر کشور دارد.
پل درگارابدیان، مدیر بخش روندهای بازار در شرکت رنتراک، میگوید: «شروع اکران «همهچیز را میتوانی ببینی» در ۸۵۵ سالن، تصمیمی بسیار هوشمندانه بود. این کار به فیلم فرصت داد جایگاه خودش را تثبیت کند و پیش از گسترش اکران، شتاب لازم را به دست آورد. اینکه میبینیم یک مستند در دومین آخر هفته اکرانش چنین افزایش چشمگیری در فروش دارد، واقعاً شگفتانگیز است.»
۲. مخفی نگه داشتن پروژه، انتظار و اشتیاق مخاطبان را افزایش داد
تا زمان نمایش غافلگیرکننده «همهچیز را میتوانی ببینی» در جشنواره فیلم تلوراید در اوایل سپتامبر، هیچکس از وجود این پروژه خبر نداشت. این اتفاق در هالیوود چیزی شبیه معجزه است؛ جایی که حتی پیشخدمت رستوران هم از میزان هزینه تبلیغات و بازاریابی فیلمها خبر دارد.
این فیلم در شهر کوهستانی و تماشایی تلوراید، پس از دریافت نقدهایی تقریباً سرشار از شور و هیجان، به پدیدهای دهانبهدهان تبدیل شد. مخفی نگه داشتن پروژه، در نهایت به یکی از مؤثرترین شگردهای تبلیغاتی آن بدل شد. بههرحال، کمبودی در زمینه فیلمها و سریالهای تلویزیونی درباره هولمز وجود ندارد. صعود او و سقوط حیرتانگیزش از جایگاه یک چهره موفق، پیشتر در مینیسریال «ترک تحصیل» محصول هولو با بازی آماندا سایفرد و همچنین مستند «مخترع: در جستوجوی خون در سیلیکونولی» ساخته الکس گیبنی به تصویر کشیده شده بود. اما از همان ابتدا، این احساس وجود داشت که ناتان فیلدر و لنس اوپنهایم، کارگردانان مشترک «همهچیز را میتوانی ببینی»، به چیزی کاملاً متفاوت دست یافتهاند. بسیاری نیز معتقد بودند هولمز در فیلدر، حریفی همسطح خود پیدا کرده است؛ استادی در کمدی مبتنی بر موقعیتهای معذبکننده که بیش از همه با سریال «تمرین» شبکه اچبیاو شناخته میشود.
دیویدای. گراس، تحلیلگری که خبرنامه گیشه «فرنچایز ری» را منتشر میکند، میگوید: «باید در نظر داشت که این پروژه بدون هیچ نقشه راه یا فیلمنامهای برای روایت داستان آغاز شد. A۲۴ روی ایدهای جالب، اما پیچیده سرمایهگذاری کرد که نه آغاز مشخصی داشت، نه میانه و نه پایانی. نتیجه، فیلمی شد که به یکی از آثار شاخص زمانه ما درباره پول، رؤیاها، حقیقت و واقعیت تبدیل شده است.»
۳. استقبال دهانبهدهان، فروش بلیت را در دومین آخر هفته افزایش داد
«همهچیز را میتوانی ببینی» در دومین آخر هفته اکرانش با جهشی چشمگیر روبهرو شد، زیرا کیفیت فیلم با هیاهویی که پیرامونش شکل گرفته بود، تناسب داشت. بر اساس نظرسنجیهای خروجی سینماها، حدود ۹۰ درصد از خریداران اولیه بلیت گفتهاند که قطعاً تماشای فیلم را به دیگران توصیه میکنند و ۸۰ درصد نیز اعلام کردهاند که فیلم حتی بهتر از انتظاراتشان بوده است.
در شبکههای اجتماعی، تماشاگرانی که فیلم را دیده بودند، دیگران را تشویق میکردند به سالنهای شلوغ بروند تا بتوانند واکنشهای عجیبوغریب تماشاگران و پیچشهای غیرمنتظره و دیوانهوار داستان را در کنار دیگران تجربه کنند. از «مایکل» گرفته تا «وسواس» و «ادیسه»، بسیاری از فیلمهای پرفروش امسال دستکم یک ویژگی مشترک داشتهاند: تماشای آنها در کنار جمعی از تماشاگران لذتبخش است.
۴. نسل جوان استقبال گستردهای از آثار A۲۴ دارد
حدود ۷۰ درصد از خریداران بلیت در نخستین آخر هفته اکران فیلم، کمتر از ۳۵ سال داشتند؛ آماری که برای یک اثر غیرداستانی، بهطرز غیرمنتظرهای جوانانه است. بااینحال، این اتفاق برای A۲۴ چندان تعجبآور نیست. این استودیو طی سالهای گذشته با تولید آثار متفاوت و جسورانه سینمای هنری، از جمله «مارتی سوپریم» و «همهچیز همهجا به یکباره»، مخاطبان جوان و وفاداری برای خود پرورش داده است.
فهرست آثار امسال این استودیو، از جمله «درام»، «اتاقهای پشتی» و «پرایمتایم» نیز پس از آنکه برای نسل زد به رویدادهای سینمایی تبدیل شدند، عملکرد موفقی داشتند. البته این به آن معنا نیست که مخاطبان جوان برای تماشای هر فیلمی از A۲۴ به سینما میروند. کمدیدرام کریس راک با عنوان «میستی گرین» که در هالیوود میگذرد و ماجراجویی بازنگرانه هیو جکمن با نام «مرگ رابین هود»، دو فیلم اخیر این استودیو بودند که در گیشه عملکرد موفقی نداشتند.