پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۱۰۷۶۹
۰۹:۲۷
۱۳۸۴/۰۶/۰۷

مشكل مردم عراق قانون اساسى نيست

۰۹:۲۷
۱۳۸۴/۰۶/۰۷
به گزارش آفتاب نیوز، با اين كه رئيس جمهور بوش و ساير كسانى كه در سال ۲۰۰۳ به طور غيرقانونى به اين كشور هجوم بردند، روز شروع تدوين قانون اساسى را روز C (حرف اول Constitution) ناميدند، در بغداد «واقعى»، جايى كه رئيس جمهور، نخست وزير و افراد كميته قانون اساسى هرگز پاى نمى گذارند، مردم امنيت، برق و آب مى خواهند و علاقه مندند بدانند چه وقت اشغال پايان مى گيرد، جنايت ها تمام مى شود و تجاوز و انهدام پايان مى يابد؟

 آنها به سادگى درباره شكست دولت جعفرى كه خيلى راحت در ژانويه گذشته به وسيله شيعيان و كردها انتخاب شد، صحبت مى كنند.

 «شكست» به اين دليل كه او نتوانسته است پايتخت را بازسازى كند كه هيچ، نتوانسته است خواست هاى مردم كوچه و خيابان را درك كند. در سرزمين عجايب* آقايان بوش و بلر - كه دولت منتخب عراق و نويسندگان پيش نويس قانون اساسى و چند نفرى از روزنامه نگاران در آن ساكنند - كسى با چنين مشكلاتى روبرو نيست. 

تهويه مطبوع ها مرتب كار مى كنند و ژنراتورها ۲۴ ساعته برق توليد مى كنند و تقريباً همه كارمندان ارشد، خانه هاى كاخ مانندى در اين منطقه سبز كه به شدت محافظت مى شود دارند كه روزگارى، مجتمع جمهورى صدام بود. 

هرگز برق در اين منطقه قطع نمى شود؛ هرگز كسى از اين منطقه در صف بنزين نمى ايستد و هرگز افراد اين منطقه دزديده نمى شوند و يا به قتل نمى رسند. چندى پيش، شخصى كه به عنوان يك استاد دانشگاه تازه از «پاريس» و «بروكسل» برگشته بود به من گفت: «اروپايى ها مسائل عراق را در سطح منطقه سبز مى بينند. آنها كوچكترين تصورى ندارند از اين كه در بقيه عراق - به غير از كردستان - چه هرج و مرج و كشت و كشتارى وجود دارد.» 

شخصى از من پرسيد: «آيا فكر مى كنيد فدراليسم به راستى براى سنى ها خطرناك است؟» پاسخ دادم: «آيا فكر مى كنيد ترس دائمى از مرگ خطرى براى سنى ها، كردها و شيعيان نيست؟» چشمانش خيره ماند. موضوع فدراليسم چيزى نبود كه او مى خواست درباره اش صحبت كند، بلكه چيزى است كه ما درباره اش صحبت مى كنيم. 

آن تعداد اندك عراقى كه به خودشان زحمت خواندن روزنامه هاى دولتى در بغداد را مى دهند - روزنامه هايى كه تيراژ كم شان نشان همان پديده ناباورى است كه در عراق زير حكومت صدام هم وجود داشت - انواع بحث هاى دقيق و ظريف مربوط به قانون اساسى را در آنها مشاهده مى كنند و اين موضوع را كه در مورد نام كشور يعنى «جمهورى عراق»، توافق شده است و همچنين در مورد تقسيم منابع درآمد نه براساس استانهاى فعلى، بلكه براساس مناطق سنى و شيعه و كرد و ميزان جمعيت آنها (كه خبر بدى براى كر دهاست) و در مورد قرارگرفتن اسلام به عنوان يكى از منابع قانونگذارى هم به توافق رسيده اند. يك كميته قانون اساسى تشكيل شده كه شامل ۵۵ نفر نماينده مجلس شورا است، به اضافه ۱۵ نفر از سنى ها (زيرا جمعيت سنى عمدتاً انتخابات را تحريم كردند) هر كميته به ۵ كميته فرعى تقسيم مى شود كه هركدام يك فصل از قانون اساسى را مورد مطالعه قرار مى دهند. 

نويسندگان واقعى اين سند پرحجم - كه گفته مى شود دست كم دو استاد دانشگاه درآن شركت دارند - به «دلايل امنيتى» ناشناس باقى مى مانند و همه در منطقه سبز زير مراقبت شديد قرار دارند و از اين مهم تر، در امان از مردم عادى عراق كه مجبورند خشونت و آسيب ناشى از اشغال آمريكا، نگرانى از شورشيان و تهديدهاى هر روزى جنايت هاى سازماندهى شده را تحمل كنند. 

همه از مشكلات واقعى كه در مورد قانون اساسى وجود دارد، باخبرند: آيا اين قانون اساسى به سه جامعه اصلى شيعه، سنى و كرد، امكان مى دهد حكومت فدرال خود را تشكيل دهند؟ و اگر چنين باشد، آيا اين امر به معنى تجزيه عراق است؟ سنى ها كه تنها كسانى از اين سه گروه هستند كه خانه هايشان بر روى ذخاير نفت قرار ندارد طبعاً با چنين تقسيم بندى مخالفند كه از قضاى روزگار به آمريكاييان و ساير كشورهاى غربى كه هنوز هم ادعا مى كنند عراق را به خاطر «دموكراسى» آزاد كرده اند، امكان مى دهد به جاى يك عراق بالقوه واحد، با دو موجوديت تضعيف شده به معامله براى دستيابى به نفت بپردازند. 

به همه اينها، تقاضاى كردها را هم در مورد آينده جمعيتى كردستان اضافه كنيد. يعنى تصميم در مورد جمعيتى از عرب ها كه به وسيله صدام حسين درواقع به كردستان تزريق شدند و كردهايى كه صدام آنها را از كردستان تبعيد كرد و همچنين در مورد اقليت تركمان ها در كردستان. آنها مى خواهند پيش از نوشته شدن قانون اساسى، اين مسأله جمعيتى حل شود و متوجه مى شويد كه چرا آمريكايى ها دارند كم كم حوصله خود را از دست مى دهند. كردها، كركوك داراى نفت را مى خواهند كه مركز كردستان بشود. كركوك هم اكنون خود ايالتى است و به نظر نمى رسد كه هيچ عراقى آمادگى پذيرفتن اين موضوع را داشته باشد و به اين ترتيب، اين هم يك جدايى و اختلاف نظر ديگر است بين عرب ها و كردهاى عراق. مشكل اين است كه همه مسائل نه در عراق، بلكه در «سرزمين عجايب آليس» كه پيش از اين شرحش رفت تعيين مى شود. اين محل، جاى منحصر به فردى است كه هميشه در آن پيش بينى شده است محاكمه صدام ظرف دوماه آينده انجام مى شود. و در واقع، چهاربار اين اتفاق افتاده است؛ جايى كه از نظر آن بازسازى عراق هميشه در حال انجام است و جايى كه شورشيان در آن ضعيفند. 

درواقع، شبه نظاميان عراق، روزى ۷۰ بار به آمريكاييان حمله مى برند و افسران ارشد آمريكايى از افزايش حمله هاى آنها چنان ترسيده اند كه اين امر دليل اصلى آنها براى ممانعت از انتشار ۸۷ تصوير و نوار ويديويى ديگر از شكنجه ها و بدرفتارى در ابوغريب شده است. عراق واقعى در مورد اين مسائل بى تفاوت است. براى «مردم كوچه و خيابان» صدام به تاريخ پيوسته است، بازسازى انجام نمى شود و اعمال زشت در ابوغريب شگفتى زيادى ايجاد نكرده است، زيرا بيشتر عراقى ها همه اين چيزها را از ماهها پيش از اين كه غرب چشمان وحشت زده خود را به اين تصويرها بگشايد، مى دانستند. از يك دوست قديمى عراقى ام پرسيدم در مورد قانون اساسى چه فكر مى كند. او پاسخ داد: «البته اين موضوع با اهميتى است، ولى خانواده من در وحشت از ربودن شدن زندگى مى كنند، من از اين كه به پدرم بگويم با روزنامه نگاران كار مى كنم، به شدت هراس دارم و ما تنها از هر شش ساعت، يك ساعت برق داريم و نمى توانيم غذاى خودمان را در يخچال نگاه داريم تا خراب نشود. فدراليسم؟ نمى شود فدراليسم را خورد و نمى توان آن را براى سوخت اتومبيل به كار برد و فدراليسم نمى تواند يخچال مرا به كار بيندازد.» 


* اشاره به داستان معروف «آليس در سرزمين عجايب»
گزارش خطا
برچسب‌ها:
عراق کرد شیعه سنی
ارسال پیام
captcha