كليهام را فروختم تا تخت جمشيد ببافم
به گزارش آفتاب نیوز، 
او مي گويد: «دلم نمي خواست بيرون از خانه كار كنم. عاشق فرش بافي بودم. عاشق تابلو فرش هاي زيبا. اولين فرشي كه بافتم، نقاشي «آهنگ زندگي» استاد فرشچيان بود. آن را هفتصد و پنجاه هزار تومان فروختم و براي فرش بعدي نقش يكي از بناهاي تاريخي را سفارش دادم كه برايم بكشند. هزينه نقشه خيلي زياد بود. هر طور بود بايد پول را جور مي كردم از هر جايي كمك خواستم به در بسته خوردم. بالاخره تصميم گرفتم كليه ام را بفروشم و نقشه را سفارش بدهم. شوهرم گفت حالا كه مي خواهي كليه ات را بفروشي فرشي بباف كه ارزشش را داشته باشد.»
بخشي از يك ميليون تومان پول كليه را بابت اجاره خانه مي دهد و بقيه را خرج نقشه مي كند. كشيدن نقشه چهار سال طول مي كشد، او هر بار بخشي از نقشه را تحويل گرفته و مي بافته تا بخش بعدي آماده شود. او بافت را از پنج سال پيش شروع كرده و تا اگر پول داشته باشد، شش ماه ديگر آن را تمام مي كند.
زن جوان سني ندارد. حالا با يك كليه شب ها از ساعت چهار با درد بيدار مي شود، تا صبح راه مي رود كه روز ها بتواند پاي دار قالي بنشيند و دوازده ساعت شايد هم بيشتر ببافد. گره ها را بر گره ها مي نشاند و مدام فكر مي كند كه پول نخ ها و پشم هايي كه قرار است بخرد و رنگ كند از كجا بياورد: «الان باز كم آوردم. همين چند روز پيش براي خريدن كلاف ابريشم پول مي خواستم هر جا رفتم كسي كمكم نكرد. پنجاه هزار تومان از يك نفر قرض گرفتم و چهل هزار تومان ديگر هم به يك نفر ديگر بدهكارم. كلاف هايي را كه مي خرم مي فرستم تبريز تا رنگ شود. از اول كه فرش را شروع كردم همان جا نخ هايم را رنگ كردند هنوز هم نخ ها را همان جا مي فرستم.»
بافنده اي كه نمي خواهد نامش فاش شود به همه جا سر زده تا شايد بتواند براي بافت فرش كمك بگيرد. اما هر بار نا اميدتر از بار قبل، تنها توانسته يك وام خود كفايي يك ميليون و سيصد هزار توماني از كميته امداد بگيرد. آن را هم خرج به پا كردن دار و خريد مواد اوليه كرده: «تا به حال بيشتر از چهار ميليون تومان خرج كردم.بافت فرش شش ماه ديگر كار دارد. تازه وقتي بافتش تمام شود، نوبت قيچي كردن فرش است. چون قرار است فرش برجسته باشد قيچي كردنش هم يك سال طول مي كشد و كلي هزينه برايم دارد. چند نفر را براي اين كار در نظر گرفته ام و هنوز هم دارم تحقيق مي كنم. همين حالا وقتي كارشناسان كميته امداد آن را ديدند، پنجاه ميليون تومان برايش قيمت گذاشتند.»
او كمكي ندارد يك دختر بيمار دارد و شوهرش كه به تجويز پزشكان بايد در خانه بماند و استراحت كند. گاهي قالي مي بافد و گاهي پرستاري مي كند: «دو سال پيش يك دفعه دخترم بيهوش شد. از آن موقع مريض احوال است و هر چه اين دكتر و آن دكتر رفتيم جوابي نگرفتيم. وقتي دارو ها را مي خورد يك گوشه مي افتاد. اين اواخر حالش بهتر شده چون دارو هايش را قطع كردم و با داروهاي گياهي درمانش مي كنم. مدام آب هويج را با عسل مخلوط مي كنم كه بخورد شنيده ام گرم است و برايش خوب است. يك پايم پيش قالي است يك پايم پيش دخترم.»
اما اين فرش تمام مي شود؟ راستي براي بافت يك فرش چقدر بايد رنج و محنت را تحمل كرد؟
تارو پود اين قالي تمام ابريشم است و خامه آن كرك و گل ابريشم. در اين قاليچه كه 5/1 در 20/2 متر است، 150 رنگ اصلي و 75 رنگ تركيبي به كار رفته است.