دروغگويي اروپا، گفتگو با ايران را به شكست كشاند
به گزارش آفتاب نیوز، 
اروپاييها زماني كه حق ايران براي غني سازي را به دليل حمايت محدود امريكا از تلاشهاي ديپلماتيك اتحاديه اروپا رد كردند خود را به شكست محكوم نمودند، در حالي كه حق ايران را براي غني سازي اورانيوم بر اساس NTP تضمين كرده بودند.
پيش از آن، اتحاديه اروپا طرح ايران را براي برچيدن برنامه غني سازي اش در مقياس صنعتي و حفظ تعداد محدودي از سانتريفوژها تحت نظارت آژانس نپذيرفته بود. تصميم اروپا ريشه در بي اعتقادي به كار آمدي طرح ايران يا ناتواني بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي براي تضمين اينكه ايران تعهداتش را زير پا نخواهد گذاشت، نداشت بلكه بيشتر به خاطر ترس از روياروئي ديگر با واشنگتن بود. چرا كه بوش رئيس جمهور آمريكا روشن كرده بود كه هيچ معامله اي را با ايران براي گسترش چرخه سوخت نخواهد پذيرفت. بوش گفته بود «ما نمي توانيم به ايران اعتماد كنيم وقتي كه مي دانيم غني سازي اورانيوم را ادامه مي دهد ... نبايد به آنها اجازه غني سازي داده شود.»
ناتواني در واداشتن امريكا به تغيير موضع، باعث شد كه اروپا استراتژي خود را تعلل در مذاكرات قرار دهد. استراتژي ای كه به اروپا امكان مي داد گناه را به گردن ايران بيندازد. اتحاديه اروپا احمدي نژاد را سپر بلاي خود قرار داد. گفته شد وي به شركت در بحران گروگان گيري 1979 متهم است.
در اوائل اگوست اتحاديه اروپا طرحي را به ايران ارائه داد كه يك مقام ديپلماتيك ايراني آن را «پيشنهاد توخالي» تعبير كرد. طرح اروپا حق ايران را براي غني سازي به رسميت نشناخته بود و تنها تضمينهاي امنيتي اروپا و آمريكا را براي جلب موافقت ايران ارائه داده بود. واقع اتحاديه اروپا كه از مسئوليتهاي بين المللي اش شانه خالي كرده بود، باعث شد بن بست ايران چيزي بيشتر از تكثير هسته اي شود. حالا چيزي كه وجود دارد انتقاد از اروپا است.
اين كارشناس خاورميانه در ادامه مي نويسد: درست است كه جامعه بين المللي دليل زيادي براي اعتماد به رژيم ايران ندارد و خشونتهاي حقوق بشر و فقدان دمكراسي اين عدم اطمينان را تقويت مي كند با اين حال مسئله مورد بحث هم اين نيست كه چگونه جامعه بين المللي مي تواند به ايران اعتماد كند بلكه مسئله اعتماد به آژانس بين المللي انرژي اتمي و بازرسان سازمان ملل مي باشد. وي مي افزايد: در مورد عراق، بيشتر به گزارشهاي جاسوسي تكيه شد تا به اظهارات تيم بازرسي سازمان ملل. حالا ما مي دانيم كه در عراق سلاحهاي كشتار جمعي وجود نداشته است. بازرسان سازمان ملل بر حق بودند و گزارشهاي جاسوسي اشتباه بود. با نپذيرفتن طرح پيشنهادي ايران براي اجتناب از كشمكش با واشنگتن، اتحاديه اروپا از مورد عراق درس نگرفت.
استراتژي اتحاديه اروپا شكست خورد و حالا اروپا بايد راه حلي را با آمريكا در پيش بگيرد كه حقوق تضمين شده ايران در NPT را نفي نكند. به تناسب آن نياز به برگزاري مذاكرات بر پايه ي درك اين مسئله كه تلاشهاي ايران و تشويق غرب تنها وقتي مي تواند پايدار بماند كه به شكل تركيبي عمل كنند، وجود دارد. يعني به جاي درخواست از ايران براي دست كشيدن دائمي از حق خود براي غني سازي با تضمين موقت دستيابي به سوخت توسط اتحاديه اروپا، (ضمن آنكه ايران بايد به توقف برنامه غني سازي اش فراخوانده شود) بايد به طور موازي اتحاديه اروپا و امريكا تضمينهاي امنيتي و فراهم كردن زمينه دستيابي ايران به سوخت هسته اي را افزايش دهند.