مرگ, سرانجام حق السکوت گرفتن از زن شوهر دار
به گزارش آفتاب نیوز، 
سپس با تماس تلفني به پليس، خود را تسليم كردند.
حدود ساعت 12 شب سهشنبه ماموران كلانتري نارمك با خبر شدند كه مردي 32 ساله به نام علي به دست يك زن و شوهر جوان به نامهاي اعظم و مسعود و در خانه آنها به قتل رسيده است.
وقتي ماموران به محل جنايت رسيدند با جسد مردي روبرو شدند كه بر اثر ضربات متعدد قمه و چاقو كشته شده بود، جسد خونآلود اين مرد مقابل حمام منزل به روي زمين افتاده بود. زن و شوهر جواني كه در اين آپارتمان زندگي ميكردند در همين منزل حضور داشتند و به پليس گفتند: ما پس از كشتن اين مرد، خودمان با كلانتري نارمك تماس گرفتيم و موضوع قتل را خبر داديم. اين زن و شوهر به اتهام قتل دستگير شدند و بازپرس حسيني، رييس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران هر دو را بازداشت كرد. صبح ديروز اين زوج جوان از بازداشتگاه به دادسرا انتقال يافتند و بازجويي از آنان آغاز شد.
اعظم كه 28 سال سن دارد به بازپرس حسيني گفت: اوايل امسال شوهرم از يك فروشنده موبايل يك قطعه سيم كارت خريد و قرار شد مرد فروشنده بعد از پرداخت پول سند را به نام شوهرم بزند. اما اين مرد كلاهبردار از آب درآمد و حاضر به تحويل سند موبايل نشد. سر همين موضوع بارها شكايت كرديم و كار به دادگاه و كلانتري كشيد اما نتيجهيي نگرفتيم تا اينكه خواهر شوهرم گفت كه شخصي را ميشناسد به نام علي كه مرد بانفوذي است و ميتواند خيلي زود كار ما را حل كند.
من و شوهرم با او صحبت كرديم و قرار شد در مقابل دريافت صدهزار تومان پول مشكل ما را حل كند. مدتي گذشت و با وجود اينكه علي پول را از ما گرفته بود ولي هيچ كاري براي ما نكرد. شوهرم مسعود راننده كاميون است و چون بيشتر اوقات بين شهرها و جادهها در سفر است، پيگيري كارها را به من واگذار كرده بود و من دايم با علي در ارتباط بودم تا كارمان را درست كند يا پولمان را پس بدهد.
مدتي كه گذشت علي ارتباطش را با من بيشتر كرد. يك روز به من تلفن زد و گفت: ميخواهم در مورد خواهرشوهرت با تو صحبت كنم.
اعظم ادامه داد:من فكر كردم شايد ميخواهد خواهرشوهرم را از من خواستگاري كند يا اطلاعاتي در مورد او و خانوادهاش از من بگيرد. قرار گذاشت با هم در اين باره حرف بزنيم. قبول كردم و با علي بيرون رفتم. بعد از اينكه او كلي برايم خريد كرد، از من خواست تا براي ادامه صحبتهايمان به خانه ما برويم. علي ميدانست شوهرم در مسافرت است و تا چند روز برنميگردد. با هم به خانه ما رفتيم ولي او از ميان اجناسي كه خريده بود يك شيشه الكل سفيد درآورد و مقداري از آن را داخل ليوان ريخت، چند قطره آبليمو هم به آن اضافه كرد و به من داد تا بخورم. من خودداري كردم و گفتم من اهل مشروبخوري نيستم. گفت: بخور حالت را خوب ميكند. وقتي حاضر به خوردن نشدم يك اسلحه از جيبش بيرون آورد و با تهديد مرا وادار به خوردن مشروب كرد. علي به من گفت: من با خواهر شوهرت دوست هستم، از طريق چت كامپيوتري با او دوست شدهام ولي حالا كه تو را ديدهام، به تو علاقهمند شدهام و ميخواهم با تو رابطه داشته باشم.
اعظم در حالي كه گريه ميكرد بقيه ماجرا را اينگونه شرح داد: وقتي فهميدم علي به من نظر بدي دارد با فحش و ناسزا او را از خودم راندم ولي به زور تمام مشروب را به من خوراند و بعد از چند دقيقه از هوش رفتم. صبح روز بعد كه از خواب بيدار شدم فهميدم او به من تجاوز كرده است.
چند ساعت بعد علي به من تلفن كرد و گفت: «من از اتفاقي كه ديشب بين ما افتاد فيلمبرداري كردهام، حالا با اين مدرك جرم تو ديگر نميتواني ادعايي داشته باشي.»
اعظم ادامه داد: در اين چند ماه او مرتب از من سوءاستفاده و اخاذي ميكرد. ديگر خسته شده بودم. ميترسيدم به شوهرم موضوع را بگويم. از طرف ديگر هم نميخواستم با علي ارتباطم را ادامه دهم. بالاخره تصميم گرفتم موضوع را به شوهرم بگويم. دو هفته قبل كه به تبريز رفته بوديم همه ماجرا را براي شوهرم تعريف كردم. او خيلي عصباني شد. همانجا يك قمه بزرگ خريد و به قصد كشتن علي به تهران برگشتيم. شوهرم از من خواست علي را به بهانهيي به منزلمان بكشانم.
من هم شب قبل از قتل به او تلفن كردم و گفتم يك ميليون و 200 هزار تومان پول تهيه كردهام تا به تو بدهم به شرطي كه اصل سيدي و فيلمي كه از من داري برايم بياوري.
او هم قبول كرد و حدود ساعت 8 شب سهشنبه به خانه ما آمد. اما از همان موقع كه وارد خانه شد حتي كفشهايش را بيرون نياورد و به من گفت بايد اول تمام خانه را بگردم تا مطمئن شوم غير از من و تو كسي در خانه نيست. او شك كرده بود كه شوهرم در خانه باشد. شروع كرد به گشتن اتاقها و وقتي در حمام را باز كرد شوهرم را كه داخل حمام مخفي شده بود ديد.
شوهرم بلافاصله با او درگير شد و با قمه چند ضربه به او زد اما علي آنقدر قوي هيكل و قدرتمند بود كه حدود 15 دقيقه با شوهرم كلنجار ميرفت و با وجود اينكه چندين ضربه قمه خورده بود از پاي در نميآمد و من مجبور شدم با يك چاقو به كمك شوهرم بروم و چندين ضربه هم من با چاقو به بدن علي زدم كه بالاخره روي زمين افتاد و مرد.
بعد از اينكه مطمئن شديم علي مرده است، چون دستهاي خودمان هم بشدت مجروح شده بود به درمانگاه رفتيم و دستهايمان را بخيه و پانسمان كرديم و به خانه برگشتيم. بعد شوهرم فيلمي را كه همراه علي بود از جيبش برداشت و با هم فيلم را ديديم. در آن فيلم صحنههاي مستهجني از علي با يك زن ديگر هم بود كه ظاهرا همان بلايي را كه سر من آورده بود، با آن زن هم انجام داده بود. در قسمت ديگر فيلم هم صحنههايي از من و علي بود. بعد از آن به پليس تلفن كرديم و خود را معرفي كرديم.
بازپرس حسيني، رييس شعبه هفتم دادسراي جنايي تهران گفت: من هنوز فيلم را نديدهام بايد فيلم را ببينم تا مشخص شود در اين فيلم چه تصاويري وجود دارد.
بعد از اعترافات اعظم و مسعود در مورد قتل علي به دستور بازپرس حسيني اين زن و شوهر براي ادامه تحقيق تحويل اداره اول پليس آگاهي تهران شدند. همچنين دستور شناسايي خانواده مقتول و احضار آنها به دادسراي جنايي تهران صادر شده است.