روسیه:وکیل یا بازرس ایران؟
به گزارش آفتاب نیوز، 
در زمان جنگ سرد که در ایران رژیم سلطنتی حاکم بود، هرچند که ایران عدم پیوستن به اردوگاه رقبا را اعلام کرده بود، اما بیشتر متمایل به حمایت از غرب بود که این بی علت نیز نبود، ایران از گسترش ایده های کمونیستی بین اقشار ضعیف اجتماع واهمه داشت. پس از انقلاب اسلامی در سال 1979، تهران با انتخاب روش رویارویی با غرب، باز هم با مسکو روابط نزدیکی برقرار نکرد و تا حدی سیاست ضد روسی را نیز در پیش گرفت.
در اواخر دهه 90 میلادی تغییر در روابط دو کشور آغاز شد که در این امر دو عامل اصلی دخیل بودند: اولاً این که پس از خروج ارتش شوروی از افغانستان، انزجار جهان اسلام از سیاست خارجی شوروی رو به کاهش رفت و دوماً این که ایران خسته از جنگ هشت ساله با عراق، نیاز به مدرنیزه سازی ارتش خود داشت.
همکاری ما و جمهوری اسلامی ایران که تنها در زمینه فنی-نظامی بود، با گذر زمان، پتانسیل اعتماد متقابل را بدست آورد و در زمینه های دیگر نیز گسترش یافت، از جمله در زمینه های سوخت و صنایع انرژی، حمل و نقل، ماشین سازی و مبادله دو جانبه کالاهای مصرفی.
این همکاری ها از تمامی آزمون های سال های 90 موفق بیرون آمدند. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، رژیم اسلام سالار ایرانی، به هیچ وجه روش خدشه دار ساختن اعتبار روسیه را بواسطه حمایت از اسلام در پیش نگرفت. (که در این رابطه موضع کاملاً محتاطانه تهران در رابطه با درگیری های چچن نشان گر این امر است.) از این سو نیز روسیه با وجود ضعف های دولتی و اقتصادی در رابطه با اصلاحات حساس در نیمه اول دهه 90 با موفقیت فشار غرب را و بالاخص آمریکا را تحمل نمود و به همکاری با ایران ادامه داده و حتی آن را افزایش داد.
البته حقیقتاً و محض رعایت عدالت باید این را نیز ذکر کرد که آمریکا در هر صورت موفق شد مسکو را وادار سازد تا توافقنامه ای سری را در ماه ژوئن سال 1995 امضا کند، مبنی بر این که روسیه تنها تسلیحاتی محدود را به ایران بفروشد. اما سرنوشت این گونه شد که این توافقنامه نتوانست تا پایان اجرا شود: در سال 2000 روسیه با بر سر قدرت آمدن رئیس جمهور جدید ولادیمیر پوتین از این توافقنامه خارج شد و اثبات کرد که تنها آمریکا نیست که با در نظر گرفتن منافع ملی خود در سیاست خارجی، مجاز به امتناع از فرایض قرارداد است.
دیدگاه های روسیه و غرب در رابطه با شراکت روسیه و جمهوری اسلامی ایران پس از شروع جنگ با تروریسم بین المللی به رهبری آمریکا و نامیدن ایران به عنوان بخشی از "محور شرارت" اختلاف پیدا کردند. منافع ملی کشور ما در قالب همکاری های ایران-روسیه نه تنها در زمینه اقتصاد بلکه در زمینه امنیت ملی نیز می باشند. در هر صورت در این موارد، صحبت درباره نام روسیه در عرصه بین الملل است. از این رو بعید است که کشور ما مسیر تحول در شراکت با ایران را انتخاب کند، حتی اگر آمریکا روش به صرفه تری در همکاری بین المللی از لحاظ اقتصادی را پیشنهاد دهد. بعید است که چنین چیزی اتفاق بیفتد.
علاوه بر این فراموش نمی کنیم که ولادیمیر پوتین تا کنون موفق شده است که خود را به عنوانی فردی عملگرا نشان دهد. فرض می کنیم چنین اوضاعی برقرار می شود که تهران عملاً شروع به تولید بارهای هسته ای می کند که می توانند مواد و محمولاتی را که در اختیار این کشور قرار دارند، تجهیز کند. (طبق ارزیابی متخصصین در این صورت قلمروی کشور ما برای حملات احتمالی هسته ای از سوی ایران مورد دسترس خواهد بود، بر خلاف قلمروی آمریکا و حتی اتحادیه اروپا.)
فرض می کنیم که تمامی این ها در صورت افزایش شدید خصومت سیاست خارجی دولت ایران و یا تطبیق واقعی موضع رسمی ایران با تمایلات تروریسم بین المللی، اتفاق بیفتند. آیا در چنین شرایطی مسکو آرامش خود را حفظ می کند و نسبت به اقدامات ایران خونسرد باقی می ماند؟ جواب این سوال محرز است.
به عبارت دیگر، می توان کاملاً با اتکا به دلایل گفت که همکاری روسیه و ایران، در هر صورت، در آینده نیز ادامه خواهد یافت و حتی آن طور که دیده می شود، تقویت نیز خواهد شد. روسیه با حفظ مواضعی محکم در ایران، همیشه می تواند از یک سو وکیلی ویژه برای جمهوری اسلامی ایران در برابر مجامع بین المللی باشد و از سوی دیگر مسکو می تواند وظایف بازرس غیر رسمی را ایفا کند که هشیارانه آنچه را که در چهارچوب پروژه های هسته ای تهران می گذرد پیگیری می کند و از عهده این وظیفه بهتر از آژانس بین المللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا، سازمان سیا و پنتاگون و وزارت امور خارجه و همه این ها بر می آید.