به گزارش آفتاب نیوز، 
صياد گفت: اگر قول رهايي به من مي دهيد به شما مي گويم تا از محصول با ارزش آنها بهره مند گرديد. آنها پذيرفتند.
صياد كشت آن دانه ها را به آنها آموخت. پس از چندي محصول پياز به دست آمد و افراد قبيله از خوردن آن بسيار لذت بردند. سپس به وعده ي خويش وفا نموده كوله پشتي او را پر از طلا ساختند.
صياد به ميان قبيله خود بازگشت و جريان را با آنان در ميان گذاشت. صياد ديگري به طمع طلا، مقداري پياز زعفران با خود به ميان آن قبيله برد. مردان قبيله پس از كشت و برداشت زعفران، بسيار خوشحال شده در مقابل پياز زعفران، كوله پشتي او را پر از پياز نمودند!!