جوان بغلطيد و در ميان پرده بخفت. دزد ناكام مراجعت كرد كه پرده برداشته و بيرون رود. جوان را ديد كه با هيبت شيران و هيئت دليران در ميان پرده خفته؛ با خود گفت: حال مصلحت در آن است كه ترك پرده كنم تا پرده از روي كار نيفتد. پرده را بگذاشت و از خانه بيرون شد.