پيش نماز مسجد اجازه داد ، رهبر اركستر برلين شدم
به گزارش آفتاب نیوز،
تا مي نشينم خودش مي پرسد از كجا بگويم ؟ و تا آمدم مقدمه چيني ام را شروع كنم، خودش گفتگو را آغاز كرده بود: بر حسب اتفاق من يكي از كساني هستم كه در ابتدا از موسيقي دستگاهي ايراني آغاز كردم و بعد به سراغ موسيقي كلاسيك اروپايي رفتم و به عقيده من آينده دور ايران به همين سمت پيش ميرود و وضعيتي كه حالا در موسيقي هست و همه خودشان را يا متصل به اين موسيقي يا آن ميدانند از بين خواهد رفت. 32 سال پيش زماني كه رييس هنرستان موسيقي ملي شدم ميخواستم اين فاصلهها را از بين ببرم. آن زمان در 24 سالگي هم رييس هنرستان ملي بودم و هم رييس هنرستان عالي. در همان سن كم دستيار آهنگسازي اركستر وين بودم. حدود سه سال در ايران مديريت اين دو هنرستان را بر عهده داشتم.
سال 1968 با بورسيه به اتريش رفتم و بعد از سه سال دوره آهنگسازي و رهبري اركستر را تمام كردم و بعد دستيار يك آهنگساز بزرگ در آكادمي وين شدم.
سال 1972 از من دعوت كردند كه به ايران برگردم و مديريت هنرستانهاي موسيقي را بر عهده بگيرم. من روش تدريس موجود را نميپسنديدم، از طرفي اركستر سمفونيك و اركستر اپرا اكثرا نوازندگان خارجي بهره ميبردند، و من به شدت مخالف بودم ميخواستم همه نوازندگان ايراني باشند حتي اگر در آن سطح نباشند. تلاشم اين بود كه پايهاي بريزيم تا روزي ايرانيها خوب و عالي بنوازند. اما به هر حال وقتي ديدم كه حمايتهاي لازم از سوي دوستان هنرمندم انجام نميشود در سال 1975 ايران را ترك كردم. چون احساس ميكردم تمام آرزوهايي كه از كودكي داشتم دست يافتني نيست.
اما خوشبختانه شرايط امروز به آن چيزي كه ميخواستم نزديكتر شده است. همه نوازندگان ايرانياند و تلاش خود را ميكنند. من هم ميدانم كه تمام آن كارهايي كه در طول اين يك هفته انجام ميدهم ماندگار خواهند بود.
زمان زيادي طول نكشيد كه در اروپا به موفقيت رسيديد دليلش را چه ميدانيد؟ سال 76 يعني درست يك سال بعد از اين كه ايران را ترك كردم مدال طلاي مسابقات جهاني رهبري اركستر در فرانسه را بردم. فكر ميكردم خيلي خوش شانس بودم يا به قول مادرم به خاطر اين بود كه او هميشه مرا دعا ميكرد. فكر كنيد كسي از تهران برود فرانسه و مدال طلا بگيرد، آن هم بين آن همه نوازنده از كشورهاي اروپايي، قضيه همان كلوخي است كه بيهدف پرتاب ميكني و يك هو به يك پرنده ميخورد.
بعد از اين كه مدال طلا را گرفتم قراردادهاي زيادي براي رهبري اركسترهاي مختلف بستم. سال بعد در مسابقهاي در ژنو شركت كردم. مسابقه مثل مسابقه گلادياتورها بود. يعني همه برندگان با هم مسابقه ميدادند تا بالاخره چند نفر بالا بروند.
من ميترسيدم و به خودم ميگفتم خوب حالا يك بار شانس آوردي ولي دليل نميشود دوباره تكرار شود. اما آن جا هم به فينال رسيدم و مدال نقره جهاني بردم. البته كسي مدال طلا نگرفت و دو نفر نقره گرفتند. اين اتفاقات درست دو سال بعد از رفتنم از ايران بود. حالا ديگر همه جا رهبري ميكردم و نانم در روغم افتاد. آن زمان بزرگترين رهبر دنيا فن كارايان علاقهمند شده بود كه رهبري مرا ببيند وقتي كه اين اتفاق افتاد از من دعوت كرد به برلين بروم و در سي سالگي بزرگترين اركستر دنيا را رهبري كردم.
76 در تهران، 79 در برلين، در خواب هم نميديدم. حالا ديگر حق انتخاب داشتم و هر جا كه ميخواستم ميتوانستم بروم در شهرها و اركسترهاي مختلفي كار كردم از اروپا تا آمريكا. تا به حال در بيش از 180 شهر و 128 اركستر رهبري كردم. باز هم از خودم تعريف كنم!
چه طور وارد موسيقي شديد ؟ مادرم مذهبي بود. همان اوايل كه ميخواستم موسيقي ياد بگيرم نزد پيشنماز مسجد محل رفت و گفت پسرم خيلي دوست دارد كه موسيقي ياد بگيرد نظر شما چيست؟ هنوز اسمش يادم است حاج آقا ظهيري، به مادرم گفت: «چه اشكالي دارد كار خوبي است بگذار بزند.» مادرم از آن به بعد يكي از مشوقان من بود. بعد از من هم خواهرم موسيقي را شروع كرد. چند سال بعد كه موسيقي كلاسيك را ميخواستم ياد بگيرم مادرم باز هم پيش همان پيشنماز رفت و گفت: «بچههايم ميخواهند كارهاي موتزارت را بزنند شما اين آقا را ميشناسي؟ و آقاي ظهيري ميگويد: «خانم من هم درباره اين آقا چيزهايي شنيدم فكر كنم اشكالي ندارد و آخر و عاقبت كار بچههاتان خوب باشد.» به هر حال از اين طريق من و خواهرم موسيقي كلاسيك را دنبال كرديم.
حتي كار به جايي رسيده بود كه وقتي ما ميخواستيم از زير تمرين در برويم مادرم دعوايمان ميكرد و ميگفت: «بايد بزنيد تا من گوش بدهم.
خواهرتان هم هنوز موسيقي را دنبال ميكند ؟ بله. من دو خواهر دارم كه يكي از آنها نوازنده فلوت در اركستر آكادمي وين است. و آن يكي پروفسور در رشته موسيقي است. خانمم هم كه كروات است و نوازنده اركستر فيلارمونيك هميشه ميگويد ما 150 سال سابقه موسيقي كلاسيك داريم اما رهبر اركسترمان يك ايراني است و ايران كه فوتبال اين قدر در آن طرفدار و سابقه دارد مربي تيم مليشان را از كرواسي آورده است. به نظر شما اين تبادل جالب نيست يك رهبر اركستر از ايران در كرواسي و يك مربي فوتبال كروات در ايران ببينيد دنيا چقدر به هم نزديك شده است. حدود 15 سال است كه در كرواسي اركستر فيلارمونيك را رهبري ميكنم.
هيچ وقت در اين سالها به فكر نيفتاديد كه به ايران برگرديد؟ آن طور كه من از ايران رفتم. هيچ كس فكر نميكرد حالا هم برگردم چون انتظار داشتم دوستانم همكاري كنند تا موسيقي را در ايران بالا بكشيم. البته شايد آرزوهايي كه در سر ميپروراندم به زمان نياز داشت اما من عجله كردم. من ميگفتم چرا متكي به خارجيها هستم اگر روزي آنها از ايران بروند چيزي از موسيقي نميماند و وقتي انقلاب شد و خارجيها رفتند شيرازه موسيقي كلاسيك از هم پاشيد.
البته حالا كه به ايران بازگشتم متوجه شدم كه آنهايي كه در ايران ماندند زحمات بسيار زيادي كشيدهاند. تبليغات منفي در خارج بسيار زياد بود.
اوايل شايد اين صحبتها درست بود چون با وجود جنگ و شرايط اول انقلاب جايي به موسيقي توجه نميشد. اما امروز شرايط كاملا فرق كرده است. من فكر ميكردم در ايران جايي براي شغل من نباشد و احتياجي به كاري كه بلد بودم نيست، اما حالا فهميدم كه اشتباه بزرگي ميكردم. همان زمان كه من فكر ميكردم نميشود در ايران كاري كرد، كساني بودند كه جان و دلشان را براي موسيقي گذاشتند و موسيقي را به اين جا رساندند. حالا هم دير نشده اركستر سمفونيك تهران الان به من احتياج دارد و من اينجا هستم. نوازندهها سر تمرينها كيف ميكنند بايد كسي باشد كه بگويد چه كار كنند و چه كار نكنند. ممكن است چند سال طول بكشد تا به سطح جهاني برسد ولي ميرسد. بايد به نوازندهها هم مثل بازيكنان فوتبال بگوييم چه كار بكن و چه كار نكن تا بفهمند بالاخره چه اتفاقي بايد بيفتد.
بعد از اين همه سال ايران در روابط تغيير كرده است؟ اگر نظر من را بخواهي هيچ چيز در ايران عجيب و غريب نيست، امروز فرهنگها و ديدگاههاي مختلف در كنار هم قرار گرفتهاند. آن زمان هم در خانوادهها آدمهاي مذهبي و غيرمذهبي كنار هم مثل امروز زندگي ميكردند. شرايط اجتماعي براي پيشرفت و صعود به قلههاي جهاني اصلا غيرقابل دسترس نيست.
اين كشور هم رسم و رسوم خاص خودش را دارد و من نكات مثبت زيادي گرفتم در روز ارتحال امام خميني (ره)، وقتي تلويزيون داشت درباره ايشان برنامهاي نشان ميداد، از موسيقي مناسب آن هم استفاده كرده بود. در چنين كشوري نميتوان گفت موسيقي وجود ندارد و يا در تنگناست. بالاخره هر شرايطي راههايي دارد كه ميتوان در آن دست به كارهايي زد. مطمئن باشيد اگر اين برنامه بدون موسيقي پخش ميشد آن تاثيري كه بايد را نميگذاشت. اميدوارم آن دسته محدود و كمشماري كه هنوز هم به تاثير اين هنر و لزوم وجودش در زندگي پي نبردهاند، روزي متوجه اهميت آن بشوند.
شما دو قطعه براي اركستر انتخاب كرديد. قطعاتي كه آسان نيستند و در اركستر تا به حال اجرا نشدهاند. قبل از اين كه اركستر را ببينيد آنها را انتخاب كرديد يا بعد از آن؟ چايكوفسکي را از قبل انتخاب كرده بودم. قبل از اين كه بيايم. با آقاي ناصري كه صحبت كردم گفت بعد از انقلاب اركستر اين قطعه را نزده است. من هم تصميم گرفتم آن را براي اركستر انتخاب كنم. ميخواستم سطح را با آنها كار كنم اما قطعه 9 دوژاك به نام دنياي نو را در تهران انتخاب كردم. از سطح كارهاي قبلي اركستر بالاتر باشد.
نوازندهها چه طور برخورد كردند؟
بچهها خيلي هيجان زدهاند. روزهاي اول به سبك سابق خود ميآمدند و ميرفتند اما بعد كه متوجه شدند ماجرا جدي است همكاري كردند و حالا خيلي خوب كار ميكنند. در مجموع ايرانيها خيلي با استعدادند.
فضاي بيروني چه تفاوتي كرده است؟ ايران پيشرفت زيادي داشته است. تمام زمينهاي خشك تهران و اطراف را درختكاري كردهاند همه جا سرسبز شده است. اتوبانهاي زيادي در شهر هست كه امثالش در شهرهاي بسيار بزرگ اروپايي ديده ميشود. ترافيك به همان بدي است كه در قبل بود. سرعت هم زياد است و قوانين رانندگي رعايت نميشود. هر ماشيني كه سوار ميشوم خواهش ميكنم كه آهسته برود. فقط متاسفم كه ايرانيها براي آن چه دارند تبليغ نميكنند جهان از اتفاقاتي كه در اين جا افتاده بيخبر است و نميداند كه ايران چقدر رشد داشته است.
وضعيت نوازندگي اركستر سمفونيك تهران چه طور است؟ من اين جا نيامدهام كه برايم دست بزنند، آمدهام كار كنم و هر چه مي توانم به اركستر سمفونيك ياد بدهم. نتيجه هر چه باشد برايم ارزشمند و مهم است.
راستش را بخواهيد براي من هم خيلي فرق نميكند كه نوازندههاي اركستر تجربه دارند يا ندارند. من كاري را كه بايد انجام بدهند به آنها ميگويم آنها هم دارند سعي خودشان را ميكنند.
گروه كر شرايط بسيار مطلوبي دارد و وقتي من با آن برخورد كردم متعجب شدم. اين گروه از توانايي بالايي برخوردار است كه نشان ميدهد در اين سالها بيكار نبودهاند. سرودهاي اول انقلاب و سرودهاي جنگ هم حاصل كار آنهاست. آن زمان شرايط ايجاب ميكرد كه گروه كر چنين كارهايي اجرا كند. ايرادي هم ندارد، حالا نوبت كارهاي ديگري است. اركستر سمفونيك تهران بايد حسابي تمرين كند، بايد برنامه ماهانه داشته باشد و بداند كه هر هفته چه ميخواهد بزند و در مرحله دوم هم بايد يك رهبر ثابت داشته باشد و هم رهبرهاي خوب ميهماني داشته باشد كه با دلسوزي با آن كار كند. آنوقت تازه ميتوانيم ببينيم نقايص اركستر چيست. اول بايد سقف خانه را درست كنيم كه پايين نريزد. بعد نوبت چيزهاي ديگر است.