پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۱۱۸۶۳
۱۹:۲۱
۱۳۸۴/۰۶/۱۴

سیاست گرایش به شرق با کدام هدف؟!

۱۹:۲۱
۱۳۸۴/۰۶/۱۴
به گزارش آفتاب نیوز، این که با کدام تحلیل و انگیزه قرار است به شرق متمایل شده و خود را به دامن دهلی نو، پکن و مسکو بیندازیم، مساله ای است که باید دست اندر کاران دستگاه عریض و طویل دیپلماسی خارجی پاسخگو باشند ولی این که هدف از ما اتخاذ چنین سیاستی چیست و اصولا آیا پس از فروپاشی شوروی و خاتمه یافتن جنگ سرد، در عرصه ژئوپولیتیک، شرق و غربی وجود دارد یا نه؟ سوالی است که یافتن پاسخ آن چندان مشکل و سخت نیست. 

سیاست خارجی ایران طبق قانون اساسی و آنچه در این سال ها مسئولین عنوان کرده اند سیاست نه شرقی ـ نه غریبی بوده و تخطی از آن به منزله نادیده گرفتن این بخش از قانون اساسی است که به تایید مردم رسیده است. 

ممکن است در سال های گذشته گاهی اوقات بنا به دلایلی، بخشی از سیاست نه شرقی و یا نه غربی کم رنگ شده باشد اما هیچ گاه خط بطلانی بر روی آن کشیده نشده است. لذا پیش گرفتن سیاست گرایش به شرق به منزله پاک کردن صورت مساله و یک جانبه گرایی در دیپلماسی خارجی است.
گویا وزیر امورخارجه که سالها در این وزارتخانه فعالیت داشته شعار نه شرقی ـ نه غربی را که با کاشی های لاجوردی بر سر وزارت امور خارجه نقش بسته ندیده و یا فراموش کرده که این روش را می خواهد پیش بگیرد و گرایش به شرق را تجویز می کند. 

هم چنین لازم به ذکر این واقعیت است که در این سال ها از آنجا که قدرت تاثیر گذاری بر روند تحولات و تصمیم گیری ها را در منطقه و جهان نداشته و همواره ناگزیر به پیروی از سیاست های ترسیم شده توسط دیگران بوده ایم سیاست نه شرقی ـ نه غربی هم دستخوش تحولاتی بوده و ما را به هر جهتی که سیاستگزاران منطقه ای و یا جهانی مایل بودند سوق داده اند بدون این که از بپرسند که تمایلی به حضور در صحنه داریم یا نه؟! 

امروزه در عصری زندگی می کنیم که دیگر اثری از جنگ سرد دو ابر قدرت نیست و شرق و غرب که در دو جبهه مخالف رویاروی هم قرار گرفته بودند به دو دوست و متحد تبدیل شده اند. 

در چنین دورانی نمی توان برای رهایی از سلطه و فشارهای یکی از دو ابر قدرت به طرف متقابل متوسل شده و یا از شکاف و اختلاف میان آنها به نفع خود بهره گرفت. به این دلیل که فقط یک ابر قدرت وجود دارد و دو جانبه و یا 3 جانبه گرایی جای خود را به تک قدرتی داده است. 

لذا در این وضعیت سخن گفتن از شرق و غرب نشانه عدم اطلاع و آگاهی از تحولات جهان و تحولاتی است که چهره ژئوپلیتیک کره زمین را دگرگون کرده است. 

نگاهی به روابط سیاسی و اقتصادی جهان بیانگر این واقعیت است که رقابت و تک تازی جای خود را به همزیستی و همبستگی داده است به گونه ای که روسیه که وارث شوروی است به جمع کشورهای صنعتی غرب پیوسته و گروه 7 جای خود را به گروه 8 می دهد تا روس ها نیز نقش متحد امریکا را بازی کرده و برای جهانیان تصمیم گیری کنند. لذا روسیه که تابع سیاست های واشنگتن بوده و تصمیمات کلان خود را با هماهنگی امریکا اتخاذ می کند. چگونه می تواند به دوست و متحد تهران تبدیل شده و منافع خود در همبستگی با کاخ سفید را فدای دوستی با ایران کند؟ 

این مساله را در ارتباط با چین و هند نیز شاهدیم. هند برای مقابله با مشکل آفرینی های پاکستان در کشمیر و حفظ موقعیت برتر خود در شبه قاره هند ناگزیر به همراهی با امریکاست. این کشور یک میلیاردی نمی تواند بدون هماهنگی با واشنگتن سیاست مستقل و مجزایی را پیش بگیرد. زیرا در آن صورت به سوی تجزیه و نا امنی پیش خواهد رفت. این وضعیت برای روسیه و چین نیز که کشورهای کثیر المله هستند. قابل پیش بینی است. 

با توجه به این که گروه های تجزیه طلب در یه کشور مزبور به راحتی جذب خارجی ها شده و با اندک کمک مالی و تسلیحاتی می توانند به خاری در چشم حکومت های مسکو، پکن و دهلی نو تبدیل شوند. 

یک سوی ماهیت 3 کشوری که برخی در ایران آنها را قدرت های برتر شرقی به حساب می آورند وابستگی آنها به امریکا ست. ولی سوی دیگر آن که به ایران ارتباط پیدا می کند این است که آنها علاوه بر این که نشان داده اند قابل اعتماد و اتکا نیستند این است که آنها ـ همواره سیاست های خود در رابطه با تهران را قبلا با واشنگتن هماهنگ کرده و سپس آن را اعلام می کنند. بطور مثال دهلی نو تا زمانی که رضایت واشنگتن و اسلام آباد را جلب نکرد موافقت خود را با احداث خط لوله گاز ایران اعلام نکرد. یعنی احداث این خط لوله منوط به موافقت امریکا بوده است. ضمنا همراهی پکن و مسکو با امریکا در پرونده هسته ای ایران گویای این واقعیت است که آنها با وجود این که از نظر اقتصادی و مالی از پروژه های هسته ای تهران بهره مند شده اند اما این مساله سبب نشده مقابل امریکا و متحدان اروپاییش ایستاده و بخواهند خلاف خواسته ها و مواضع آنها عمل کنند. 

حالا با توجه به این واقعیت ها باید از کسانی که سیاست گرایش به شرق را توصیه و تجویز می کنند پرسید اگر می خواهیم هم چون چین، روسیه و هند وابسته به امریکا شده و سیاست های خود را با واشنگتن هماهنگ سازیم نیازی به پیش گرفتن سیاست شرقی نداریم زیرا راه امریکا به مراتب نزدیکتر از راه تهران ـ پکن ـ واشنگتن و یا تهران ـ مسکو و دهلی نو ـ واشنگتن است. 

و یا اگر تصور می کنیم آنها در مقاطع حساس به نفع ما وارد میدان شده و در مقابل زورگویی ها و فشارهای امریکا ایستادگی خواهند کرد شواهد و مدارک نشان از خلاف آن دارد. 

لذا بهترین راه در این شرایط در نظر گرفتن منافع ملی و تلاش برای حفظ یکپارچگی کشور است. 

ایران متاسفانه در منطقه ای سراسر آشوب و تلاطم های سیاسی و بحران های قومی قرار گرفته است. برای کشوری مثل ایران که از قومیت ها و ملیت های مختلف تشکیل شده منافع ملی در چارچوب اراضی آن است. به همین دلیل در عوض دراز کردن دست خود به آن سوی مرزهای و به جانب کشورهایی که تجربه تاریخی نشان از تزلزشان در دوستی دارد بهتر است گرایش به شرق را به نگاه به درون تغییر داده و با اتکا به توانمندی ها و قدرت داخلی، به تحکیم وحدت و همبستگی پرداخته و راه را برای دخالت های بیگانگان سد کنیم زیرا هر کشوری که به خواهد نقش حامی را برای ایران ایفا کند بدنبال کسب منافعی است که همین می تواند به ضرر منافع ملی بوده و ایران را از گردونه استقلال و خود اتکایی خارج سازد.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha