از ورود تيمهاي ورزشي ايراني در مسابقات بين المللي جلوگيري مي شود
تحريم بي فايده است، ايران را منزوي كنيد!
به گزارش آفتاب نیوز، 
آفتاب: پاتريك كلاوسون قائم مقام مؤسسه واشنگتن و ويراستار ارشد فصلنامه خاورميانه كه داراي نفوذ تحليلي بالايي در ميان مقامات كاخ سفيد است، در مقاله اي تحت عنوان «انتخاب اشتباه» به گزينه هاي موجود براي جلوگيري از دستيابي ايران به فناوري هسته اي پرداخته است. كلاسون در ابتداي مقاله مي نويسد كه هيچ كس خواهان دستيابي ايران به سلاح هسته اي نيست و بهترين انتخابي كه احتمالاً مي تواند عملي باشد، اعمال تحريمهاي اقتصادي است. وي در پاسخ به اين تهديد ديپلماتهاي سه كشور اروپايي بريتانيا، فرانسه و آلمان مبني بر ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت، معتقد است كه به نظر نمي رسد اين راهها بتواند به حل مسئله كمكي كند زيرا به اعتقاد او در 10 سال پيش كه كلينتون سياست تحريم را عليه ايران پيش گرفت، با سختي فراواني توانست تحريمها را پياده سازي كند. امّا امروز ايران از موقعيت بسيار خوبي براي مقابله با تحريمها برخوردار است. ايران ذخيره ي ارزي بالاي 25 ميليارد دلار دارد كه با بالا رفتن قيمت نفت نيز افزايش مي يابد.
كلاوسون تحريم اقتصادي را گزينه اي مي داند كه سياستگذاران در شرايط بحراني بعد از شكست ديپلماسي و زماني كه اقدام نظامي هم عملي نباشد انتخاب مي كنند. به اعتقاد او اگرچه تحريم اقتصادي مي تواند نقدينگي كشورهاي پر دردسر را كاهش دهد، امّا اين مسئله در مورد ايران صادق نيست. ايران هم اكنون آماده است تا ميليونها دلار هزينه ي برنامه هسته اي و موشكي اش را بپردازد و تحريمها اگرچه هزينه هاي قابل توجهي را به ايران تحميل خواهد ساخت، امّا ايران خواهد توانست اين مسئله را با بالا بردن قيمت نفت كه مشخصاً براي اقتصاد جهاني مضرّ است، حل كند.
كلاوسون مي گويد: در نتيجه بايد جانشيني براي تحريمها وجود داشته باشد و در پاسخ مي گويد: تحت تأثير قرار دادن سياست امنيتي ايران، از طريق اقدامات امنيتي ميسر است و نه اقتصادي و براي اين كار، دو اقدام مي تواند قابل توجه باشد. يكي سياست انزوا و ديگري بازدارندگي (و سد نفوذ)؛ يعني همان سياستهايي كه در دوران جنگ سرد در قبال شوروي سابق اعمال مي شد.
كلاسون مي نويسد مطمئناً رهبر ايران ]آيت الله[ خامنه اي نمي خواهد كشورش از لحاظ بين المللي منزوي شود و اين به خاطر تجربياتي است كه او دارد. زيرا ايران در دهه 1980 كشوري كاملاً منزوي بود و در حالي كه با يك حمله نظامي (از سوي عراق) مواجه شد اما هيچ واكنشي از سوي جامعه جهاني در حمايت از ايران به عمل نيامد.
كلاوسون معتقد است به نظر نمي رسد احمدي نژاد به منزوي شدن ايران، تمايل داشته باشد. او مي افزايد: انزواي سياسي ايران هنوز هم قابل پياده شدن است و حتي به ميزان قابل توجهي جلو رفته است كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1- خواست روسيه مبني بر اينكه تا وقتي ايران با اروپا به توافق نرسد، نيروگاه هسته اي بوشهر را تكميل نخواهد كرد؛
2- ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت؛
3- ممانعت از مسافرت شخصيتهاي سياسي و خانواده هايشان و جلوگيري از مشاركت ايران در رقابتهاي ورزشي بين المللي.
كلاوسون مي نويسد: اگر جوانان ايراني مي دانستند كه حضورشان در جام جهاني سال آينده وابسته به حلّ مسئله هسته اي است، منفعت مذاكره بيشتر روشن مي شد.
كلاسون در خصوص سياستهاي مطرح شده معتقد است كه سياست بازدارندگي (و سد نفوذ) بايد با انزوا همراه شود، تا جواب دهد. از اينرو ما مي توانيم با كشورهاي عرب در خليج فارس همكاري كنيم و به آنها سلاحهاي پيشرفته بيشتري بفروشيم و يا مي توانيم از نيروي نظامي خود در دفاع از هر كشوري كه از سوي ايران مورد حمله هسته اي قرار مي گيرد، استفاده كنيم.
كلاسون مي گويد بدون شك برنامه هسته اي ايران، امنيت ملي اين كشور را به علت به خطر انداختن روابطش با همسايگان ثروتمند عرب و تركيه تهديد مي كند. او در ادامه مي نويسد: ما نمي خواهيم در مورد محيط داخلي و همسايگان ايران بحث كنيم، امّا امنيت ايران از سوي دولتهاي آسيب پذير و ضعيف در اطرافش از جمله عراق و افغانستان تا آذربايجان و تركيه و همچنين از سوي گروههاي قومي و ميليونها اقليت در خود ايران، تهديد مي شود و سلاح هسته اي باعث حلّ اين مشكلات نمي گردد. وي مي افزايد: در اين راستا، سياست بازدارندگي باعث مي شود كه همسايگان ايران تجديد سازمان پيدا كنند، البته در وضعيت فعلي آنها نه با فشارهاي ايران مواجه هستند و نه به دنبال كسب سلاحهاي كشتار جمعي مي باشند. (البته در مورد اخير، بايد گفت كه احتمالهاي نگران كننده اي مطرح شده است، مثلاً نشانه هايي از اين كه عربستان سعودي و تركيه در فكر موقعيت هسته اي هستند، پيدا شده است). وي در ادامه مقاله آورده است كه در نهايت بايد از امتيازات نظامي در مواجه با ايران در صورت ضرورت استفاده كنيم و آن موقعي است كه از سوي ايران مورد حمله تهاجمي قرار بگيريم، يا ايران NPT را ترك كند و يا اينكه آشكارا به دنبال دستيابي به سلاحهاي هسته اي باشد.
كلاسون مي نويسد: مسلماً تحريم ايران، حمايت بين المللي چنداني را به دنبال نخواهد داشت اما اقدامات انزواي سياسي مثل ممانعت از حضور ايران در جام جهاني براي كشوري مثل چين كه تشنه ي انرژي است، بسيار راحت تر از ممنوعيت مبادلات خارجي نفت و گاز ايران خواهد بود. علاوه بر اينها، اقدامات بازدارند و سد نفوذ نيازي به شوراي امنيت ندارد و به وسيله متحداني چون بريتانيا و فرانسه هم قابل اجرا مي باشد. كشورهاي پادشاهي خليج ]فارس[ هم با اين اقدام، فرصتي پيدا مي كنند كه از نگراني سنتي اشان در مورد امنيت، به ويژه از سوي ايران مطمئن شوندس و در ضمن تجارت ايران را بيش از گذشته در چنگال خود نگه دارند. وي در پايان مي نويسد گزينه هاي ما براي تحت تأثير قرار دادن ايران زياد است. بنابراين نيازي به استفاده از نيروي نظامي يا تحريمهاي اقتصادي نخواهد بود. البته پيش از آن، اتحاديه اروپا، آمريكا و متحدينش در خليج فارس بايد روشن سازند خواستار انزوا و كنترل ايران -درست مثل وقتي كه غرب اينكار را بر عليه اتحاد جماهير شوروي (سابق) انجام مي داد- هستند.