چون به منزل خويش بازگشت، سفره خواست تا غذا تناول كند. پسري صاحب فراست داشت گفت: اي پدر! مگر در مجلس سلطان طعام نخوردي؟ گفت: در نظر ايشان چيزي نخوردم كه به كار آيد! پسر گفت: پس نماز را هم قضا كن كه چيزي نخواندي كه به كار آيد!