پرنده ای که از قفس پرید
یادداشتی بر« به من نگاه کن» ساخته شهرام اسدی
به گزارش آفتاب نیوز، 
ساخت یک فیلم را از سال 79 تا الان کش دهد دلیل بر این نمی شود که اسدی با چیدن داستانی تو در تو نخواهد مخاطب را سردرگم کند و او را خسته و دلزده از سینما بیرون بفرستد.
داستان آی تکین دختری که در کودکی به یک مرد زن و بچه دار فروخته می شود و او از دست اذیت و آزار مرد فرار می کند و به تهران می آید و در پی یک ماجرای اتفاقی مورد کشف خانم یوسفی مربی تربیت بدنی قرار می گیرد و بعد که به موفقیت ورزشی دست پیدا می کند به اتهام قتل همسرش دستگیر می شود.
قصه ای است که در درجه اول می خواهد وارد یک موضوع اجتماعی از نوع قبیله ای شود.
نقد نظام قبیله ای و ظلم و ستمی که به زنان وارد می آید بیش از هر چیز محور فکری اسدی بوده و پا گذاشتن در محیط های مختلف اجتماعی وآوردن نمونه ای از هر واقعه تنها کاری که کرده فیلم را به یک ملعمه از هر چیزی بدل کرده است.
از فداکاری و علاقه مندی خانم یوسفی به آی تکین و تسلط او در خانوده اش ـ همسرش مردی است که چندان تاثیری در زندگی ندارد و به سان آدم خنثی عمل می کند ـ گرفته تا ظلم و ستمی که به آی تکین در قبیله شان روا داشته می شود ما فقط با دو سوی منفی و مثبت روبروییم و به همین سنت آدمها را در حیطه سیاه و سفید می بینیم.
یک خط کشی ساده به ما می گوید که صحت همسر آیتکین مردی است مستبد و برادرش که عامل خبر چین بوده هم در همین سو قرار دارد ضمن اینکه زنان دیگر صحت هم همنوا خواستار قصاص آی تکین هستند و اما در سوی دیگر خانم یوسفی و خود آی تکین و وکیل او شکیبا هم جز آدمهایی هستند که می خواهند دست به تغییرات اجتماعی و اصلاحات بزنند.
اما داستان آنقدر آشفته و طولانی است که باید به مخاطب حق داد که حوصله اش سر رود از این همه اطاله کلام و دوست داشته باشد که کارگردان تکلیف خودش را با موضوع مشخص کند.
فصل طولانی دادگاه با رفتاری های خاص شکیبا وکیل آی تکین همان قدر حوصله سر بر است که فلاش بک های مربوط به گذشته دختر و رنج و زجری که در زندگی کشیده است اما سوای ساختار در هم فیلم اینکه اسدی خواسته بیانیه ای هم در مورد حقوق زنان صادر کند جای بحث دارد.
ورود به سنت های قبیله ای ـ حالا این بار در میان اقوام ترکمن ـ و بیان تعصبات آنها شاید بیشتر ما را به یاد فیلم « عروس آتش» می اندازد که فرقش با این فیلم این است که بازی خوب حمید فرخ نژاد ونقش سر بسته او سبب شد که جذابیت شخصیت فرهان مظلومیت زن داستان را بیشتر کند اما در اینجا اصلا شخصیت پردازی صورت نگرفته که بخواهیم آن را برجسته کنیم. شاید سوژه هایی از این دست به درد تهمینه میلانی بخورد خصوصا که سکوت آی تکین شبیه سکوت فرشته در « دو زن» است یا گماندن صحنه دادگاه و آوردن فلاش بک هایی درباره کشف و اجرای قتل ما را به یاد « می خواهم زنده بمانم» ایرج قادری بیندازد و حتی سکوت او به یاد« این زن حرف نمی زند».
با این حال شاید در نوع خود هیچ اشکالی نداشته باشد که کارگردانی از سوژه های مختلف استفاده کند تا به نتیجه نهایی رسد اما افسار گسیختگی و پراکندگی در اتحاد این سوژه ها کاری است که مسلما می توان از اسدی انتظارش را داشت.
اما نکته قابل قبول در « به من نگاه کن» شاید بازی خوب لادن مستوفی باشد که روانی بازی و قالب حسی ای که برگزیده است کاملا مناسب چهره و شخصیت او است.
شهرام اسدی مسلما خود نیز از اکران فیلمش انتظاری برای فروش بالا نخواهد داشت. چرا که فقط قرار نیست نام او و اسامی بازیگرانی مانند حسن فتحی، فاطمه معتمد آریا، تماشاچی را به سینما بکشاند.
داستان « به من نگاه کن» آدم را غافلگیر می کند اما یک جور دیگر. جوری که دیگر دلتان نمی خواهد دیدنش را به کسی پیشنهاد بدهید.