هاشميان در گفتوگو با كيکر: من زياد مهربان نيستم
از شانسم در بايرن استفاده نكردم
هنوز كسي قدرت اصلي هانوفر را نديده است
به گزارش آفتاب نیوز، 
كيكر: آقاي هاشميان، شما پس از پيوستن از پاس تهران به هامبورگ، به عنوان بازيکني با استعداد شناخته شده بوديد؛ وقتي به بوخوم رفتيد، بازيکني بوديد که سرنوشت ديدار را رقم مي زديد؛ در مونيخ، يکي از هزاران بازيکن اين تيم بوديد. اما هماكنون که از مونيخ به هانوفر پيوستيد، به عنوان ستارهيي به صحنه آمديد که البته تا کنون موفق به گلزني نشده، آيا فشار روحي بيشتري نسبت به گذشته احساس مي کنيد؟
هاشميان: نه، فشار روحي در هر جايي وجود دارد. من به دليل اين که از بايرن به اين تيم پيوستهام فشاري احساس نميکنم، اما شايد خودم براي خودم فشار ايجاد ميکنم.
از چه لحاظ؟
من در هفتههاي اول در هانوفر انگيزهي بسيار زيادي داشتم، انتظاراتم از خودم زياد بود و چون يک سال بازي نکرده بودم، مي خواستم از همان ابتدا به سرعت به دوران اوج گذشتهام بازگردم.
9 بار با پيراهن بايرن در بوندسليگا به ميدان رفتيد و در هيچ کدام از ديدارهايي که در آن حضور داشتيد 90 دقيقه کامل بازي نکرديد، رقابت در تيم بايرن شديد بود و يا ترک تيم بوخوم و پيوستن به بايرن اشتباه؟
نه، من مرتکب اشتباه نشدم، در مدت سه سالي که بازيکن بوخوم بودم، بزرگترين هدف من اين بود که بتوانم براي تيمي بزرگ در ليگ قهرمانان به ميدان بروم. اما بگذاريد من از شما بپرسم، آيا کسي هم وجود دارد که پس از دريافت پيشنهاد بايرن به آن جواب منفي بدهد؟
آرزوهايتان بر آورده شد؟
من در اين يک سال مسايل مختلفي را تجربه کردم و چيزهاي زيادي ياد گرفتم. اما خب روي هم رفته، از اين بابت ناراحت هستم که در بايرن موفق نشدم.
دليلش رقابت در باشگاه بود يا خود شما؟
در بايرن رقابت گستردهاي وجود داشت، ماکاي همواره بازي مي کرد و البته هميشه هم گل ميزد. گوئررو و پيتزارو هم دوران خوبي را پشت سر مي گذاشتند. من تلاش بسياري کردم و اميد داشتم که ماگات باز هم به من شانس بازي کردن بدهد، اما نشد.
تورستن فرينگس از بايرن به برمن رفت، چون احساس کرد در جو و محيط بايرن پيشرفت نخواهد کرد، آيا فکر نميکنيد شما در تيم بايرن [ با سکوت در مقابل بازي نکردنتان] بيش از اندازه مهربان بوديد؟
من زيادي مهربان نيستم! من همواره خودم هستم، مودب و پر کار. اگر بخواهي در بايرن موفق باشي، بايد از شانسي که به تو داده مي شود، استفاده کني. من شانس خودم را در ديدار مقابل دورتموند و روستوک گرفتم و نتوانستم از آن استفاده کنم. در بايرني که از بازيکناني با کيفيتي بالا سود مي برد، اگر نتواني از شانست استفاده کني نوبت بازيکن بعدي فرا ميرسد. آيلتون مثلا در شالکه فصل قبل مدت بسيار زيادي را بدون گل زدن سپري کرد، اما اين مقدار زمان در بايرن به هيچ مهاجمي داده نميشود.
شما گفتيد که در هنگام پيوستن به هانوفر انتظارات زيادي از خودتان داشتيد. آيا يک سال بازي نکردن در بايرن نيز دليلي براي استارت سخت شما در هانوفر است؟
نه، فکر نکنم.
اما مربي تيم، اوالد لينن اين نظر را دارد...
تمرين کردن در بايرن، به مانند يک بازيست. من در تمرينات مقابل لوسيو، کواچ و ساينول بازي کردم و به غير اين مسايل، همه از اين مورد آگاهند که تمرين کردن زير نظر ماگات به اين سادگيها نيست.
يعني لينن اشتباه فکر ميکند؟
شايد از يک نظر حق داشته باشد، من فکر مي کنم از لحاظ بدني سر حال و آماده هستم و کمبودي ندارم. اما از لحاظ روحي اطمينان ندارم.
به چه صورت اعتماد به نفستان دوباره مانند گذشته مي شود؟
احساس من اينست که بازي به بازي در حال بهتر شدن هستم. در همين ديدار گذشتهي هانوفر در هامبورگ، بسيار خوب ظاهر شدم.
بسياري از بازيکنان نامداري که از بايرن به تيمي کوچکتر پيوستند، دوران سختي را تجربه کردند. از اين که شما نيز عاقبتي اين چنيني داشته باشيد، نميترسيد؟
نه، اصلا اين طور نيست. من نه زماني که قرار بود به بايرن بروم، ميترسيدم و نه حالا. من حتي ميتوانستم براي در آمد بيشتر در بايرن بمانم، اما ميدانستم که به من ديگر شانسي براي بازي کردن نخواهد رسيد. براي من بازي کردن بسيار مهم بود و من مي خواستم هر طور شده بازي کنم.
حالا چرا هانوفر؟
چون مربي و مدير برنامههايم, مرا راضي کردند که به اين تيم بيايم و نيز اين تيم آيندهي خوبي دارد. البته تا اين لحظه هنوز کسي نتوانسته قدرت اصلي هانوفر را ببيند، زيرا بسياري از بازيکنان تيممان مصدوم هستند و با اين شرايط ميتوان گفت که استارت اوليهي تيم ما خوب بوده است.
آيا شما طرز تفکر تيم مونيخ را با خود به هانوفر آورديد، مثلاً به دنبال بهترين شدن؟
هدفهاي بزرگ، فشار رواني بالايي را نيز با خود به همراه مي آورد. هانوفر بايرن نيست، من فکر مي کنم ما بايد تا هنگامي که به هدف اصلي تيم برسيم، قدم به قدم جلو بريم. نخستين هدف ما بايد به دست آوردن 40 امتياز در بوندسليگاي امسال باشد، سپس هدف ديگري را بايد در نظر بگيريم. من در بوخوم اين موضوع را نيز تجربه کردم که تيمي در ردههاي انتهايي توانست به جام يوفا برسد. امکان اتفاق افتادن چنين موردي در هانوفر نيز وجود دارد.