به گزارش آفتاب نیوز، 
ملك گفت: مرا نمي شناسي؟
سقراط گفت: نه! وليكن در طبع چهار پايان مي بينمت، چه لگد زدن كار ايشان است!
ملك گفت: اينچنين گستاخانه سخن گويي، در حالي كه تو بنده و رعيت مني؟
سقراط گفت: نه چنين است؛ بلكه تو بنده مني!
گفت: چطور؟
گفت: براي اينكه شهوتها و آرزوها تو را بنده و فرمانبردار خود ساخته اند و من آنها را بنده و محكوم خود گردانيده ام! پس من آقاي آقاي تو هستم و تو بنده ي بنده ي مني.
ملك از اين سخن حكيمانه خجل گشته، از آن مقام در گذشت.