پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۱۲۵۸۹
۲۳:۵۷
۱۳۸۴/۰۶/۱۹
گفتاری با منتقدان مذاکرات هسته ای

ملاک تایید عملکرد، سخنان رهبری است

۲۳:۵۷
۱۳۸۴/۰۶/۱۹
به گزارش آفتاب نیوز،  محول ساختن پرونده هسته ای به شورای عالی امنیت ملی با توجه به ترکیب آن و نیز حضور نمایندگان مقام معظم رهبری در آن، نه تنها در داخل مرزها و در میان کارشناسان این باور عمومی را به وجود آورده که این پرونده گروگان جناح بندی های و منافع گروهی نشده و  پیگیری آن با در نظر داشتن همزمان مصالح و منافع ملی همراه است، بلکه در میان طرفین بیگانه مذاکره کننده نیز به عنوان اثباتی از عزم نظام ـ و نه حزب و یا گروه حاکم ـ برای رفع ابهامات و تصحیح تصویر نادرست القا شده از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران تلقی می شود. 

روند طی شده در پرونده هسته ای در طی دوران پس از آغاز بحران، حتی به زعم کارشناسان سیاسی بیگانه به نحوی بود که جمهوری اسلامی موفق به کسب امتیازاتی شد که شاید به ندرت در تاریخ دیپلماتیک ربع قرن اخیر خود به خاطر می آورد. 

شکل گیری گفتمانی دو طرفه ـ و نه تک گویی ـ با سه کشور اروپایی که اکنون به عنوان اروپای واحد قصد داشتند استقلال خود از امریکا را اثبات کرده و همزمان هویت سیاسی جدیدی را برای خود در عرصه سیاست جهانی رقم بزنند و ایجاد شکاف میان ائتلاف اروپا ـ امریکا تنها بخشی از دستاوردهای مذاکراتی بود که منتقدان آن با فراموش کردن جو ایجاد شده اولیه علیه تهران، آن را بی حاصل می دانند. امتیازات اقتصادی ـ و مهمتر از همه پذیرش ایران و آغاز مذاکرات الحاق به سازمان تجارت جهانی پس از ده ها بار وتوی امریکا، اثبات غیر نظامی بودن برنامه های هسته ای ایران ـ و تقلیل و یقین جامعه جهانی به ماهیت نظامی آنها به تردید در ماهیت کاملا صلح آمیز‌ـ ، اعتماد سازی در عرصه جهانی و اثبات شفافیت جمهوری اسلامی علیرغم ادعاهای غرب، بخش دیگری از دستاوردهای مذاکرات هسته ای بود که تحت نظارت شورای عالی امنیت ملی و به طور خاص مقام معظم رهبری نصیب تهران گردید. 

منتقدان مذاکرات هسته ای که اما در این میانه می کوشند تا با تمسک به تهدید امریکا به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، تمامی دستاوردهای نظام را در این عرصه زیر سوال ببرند، شاید بهتر باشد پیش از هر چیز به چند پرسش ساده پاسخ گویند: 

1- میزان فشار افکار عمومی و دولت های خارجی را در شرایط فعلی، در مقایسه با روزهای نخست آغاز مذاکرات چگونه ارزیابی می کنند؟ آیا می توان انکار کرد که جمهوری اسلامی اکنون بسیار کمتر از آغاز مذاکرات تحت فشار بین المللی است؟ 

2- آیا تهدید امریکا در مورد ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خلق الساعه به وجود آمده است یا از همان ابتدای مذاکرات و حتی پیش از آن نیز واشنگتن به شدت در صدد تحقق بخشیدن به رویای خود بود؟ آیا می توان انکار کرد که روند مذاکرات در بدترین سناریوی ممکن حداقل چندین سال مطرح خصمانه امریکا را به تعویق انداخته است؟ 

3- آیا توانایی هسته ای جمهوری اسلامی ایران نسبت به زمان آغاز مذاکرات کاهش یافته و یا محدود شده است؟ آیا می توان افزایش توان و ظرفیت فن آوری هسته ای کشور را در دوران مذاکرات نادیده گرفت؟ 

4- با در نظر گرفتن شرایط آغازین مذاکرات و نیز تحولات پیرامونی، آیا بدلیل بهتری برای آن وجود داشته و یا دارد؟ 

5- تبدیل غرب از طرف منتقد به طرف یک گفتمان متعادل، به جز از راه مذاکره، از چه روش دیگری امکان پذیر بود؟ 

6- منتقدان مذاکرات هسته ای اکنون به صراحت خواستار نگاه به شرق و تکیه بر توان روسیه، چین و . . . در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت هستند. آیا در آغاز مذاکرات نیز این پیوند های اقتصادی و سیاسی عظیم که اکنون می تواند مامن اتکا باشد وجود داشت یا روند اتحاد سازی ایران و اطمینان کشورهایی چون چین و هندوستان به ثبات سیاسی و عزم نظام برای دوری از تنش باعث شکل گیری آن شد؟ 

7- آیا می توان انکار کرد که کشور ظرف دوران مذاکرات وزن سیاسی متحدین خود و نیز توان بازدارندگی نظامی خود را افزایش داده است؟ 

ـ و نهایت اینکه روند مذاکرات هسته ای از آغاز تاکنون تحت نظارت شورای عالی امنیت ملی بوده و در این میان دکتر حسن روحانی و اکنون دکتر علی لاریجانی به عنوان دبیران شورا، مسئولیت پیگیری و رسیدگی به این پرونده را بر عهده داشته اند. در شرایطی که نظارت رهبر همراه با تاییدات ایشان نسبت به روند کاری تیم هسته ای و نیز تعابیر و تاییدات صریح ایشان در مورد دکتر روحانی و فعالیت های وی به وضوح عیان است، چگونه می توان مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی را در شرایط حساس منطقه ای با تعابیری دور از ادبیات سیاسی رایج مورد انتقاد قرار داد؟ 

نکته جالب که منتقدین همواره ترجیح می دهند از کنار آن« آگاهانه» عبور کنند این است که چه شخص دکتر روحانی و چه دکتر لاریجانی، هر دو منصوبین و نمایندگان رهبری در شورای عالی امنیت ملی هستند و بدیهی است که بدین ترتیب روند مذاکرات با نظارت عالیه رهبری انقلاب صورت گرفته و پیگری شود. پرسشی که شاید پیش از هر پرسش دیگری منتقدین باید به آن پاسخ دهند این است که « در شرایطی که رهبر انقلاب، روند فعالیت های صورت گرفته در مذاکرات هسته ای را تاکنون مورد تایید قرار داده اند، سیاه نمایی و شکست خورده نمایاندن کشور در حساسترین چالش سیاسی خود از یک سوء انتساب تهمت جاسوسی و تلاش برای اثبات نفوذ بیگانگان تا عالیترین سطوح تصمیم گیری کشور و تاثیر گذاری آنان بر حساسترین پرونده تاریخ انقلاب علیرغم تکذیب این ادعاها از سوی مقامات مسئول از سوی دیگر، منافع چه گروه یا جناحی را تامین می کند؟»* 

شاید بهتر باشد منتقدین برای یک بار هم که شده منافع و مصالح ملی را بر منافع و مصالح زودگذر جناحی خود مقدم بدانند و تاییدات مقام معظم رهبری را به عنوان « فصل الخطاب» در برابر دیدگان خویش داشته باشند. 


* رجوع شود به :
خودداري سيروس ناصري از بازگشت به ايران
پيامدهاي انتقال اطلاعات سري كشور به بيگانگان، توسط تيم مذاكره هسته‌اي
پيگيري عملي پرونده امنيتي ـ اقتصادي تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha