پرونده هسته اي ايران و تأثير آن بر تركيه از زبان كيباراوغلي
به گزارش آفتاب نیوز، 
به طور كلي ما 3 مسئله را با توجه به تأثيري كه برنامه هسته اي ايران بر همسايگانش و در كل منطقه دارد، مطرح مي كنيم.
مسئله اول را در قالب اين سؤال مطرح مي كنيم كه «چه چيزي باعث مي شود همسايگان ايران تصور كنند كه ايران توانايي پنهان تسليحات هسته اي را دارد؟»
اجازه دهيد پاسخ اين سؤال را با يك داستان كه به نظر من كاملاً مرتبط است بدهم. اين داستان مي تواند به شما تصوري از اينكه چگونه تعبير از بلند پروازي هسته اي ايران در تركيه در دهه ي گذشته تغيير كرده بدهد.
ده سال پيش من دانشجوي دكترا و عضو مؤسسه مطالعات خلع سلاح ايالت متحده بودم و تحقيقي در مورد شيوه ي تثبيت منطقه آزاد سلاحهاي هسته اي در خاورميانه انجام مي دادم.اين زماني بود كه ايران يك معامله هسته اي با روسيه در سال 1995 امضا كرد. و همان طور كه مي دانيم بر اساس اصل 4 NPT هر كدام از كشورهاي عضو حق انجام اين توافقات براي پيشرفت تواناييهاي هسته اي اشان را دارند. البته بر اساس همين پيمان كشورها نمي توانند استفاده از اين تواناييها را از اهداف صلح جويانه به اهداف نظامي تغيير دهند. و البته نمي خواهم بر عليه توافق بين ايران و روسيه صحبت كنم، چرا كه اهداف آنها كاملاً صلح جويانه بوده است. در هر صورت يكي از عناصر اين توافق كه براي من جالب بود، ثبت نام حدود 30 دانشجوي دكترا و كارشناسي ارشد ايران در دانشگاههايي روسيه در هر سال بود. براي من اين مشخص بود كه خواست ايران ايجاد توانايي توسعه سلاحهاي هسته اي در طولاني مدت مي باشد.
به نظر من كشوري مثل ايران كه از كشورهاي ثروتمند جهان در داشتن ذخائر انرژي است نيازي به دانشمندان، مهندسان و فيزيك دانان صرفاً براي استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي را ندارد. تنها دليل آن، به نظر من، مي تواند دستيابي به توانايي مستقل توسعه سلاحهاي هسته اي باشد. وقتي من به آنكارا بازگشتم بنا به خواسته مركز مطالعات استراتژيك وابسته به وزارت امور خارجه تركيه مقاله اي را تحت عنوان «آيا ايران به سوي هسته اي شدن پيش مي رود؟» نوشتم. يك ديپلمات بلند پايه از مركز زماني كه مقاله را خواند از من خواست آن را ملايم تر كنم. او گفت ممكن است چاپ اين مقاله روابط تركيه با ايران را وخيم كند. من گفتم اين مقاله ملايم ترين چيزي بود كه مي توانستم از اهداف ايران بنويسم. بعد از آن من مقاله ام را از آن مركز پس گرفتم و خيلي زود در مؤسسه مطالعات خارجي در آنكارا به چاپ رسيد.
از آن پس تلاش من اين بوده كه توجهات را به خواسته ايران براي تبديل شدن به قدرت هسته اي جلب كنم. و مقالات، سمينارها و مصاحبه هاي زيادي انجام داده ام. و بعد از اين اقدامات در اكتبر 2003 دعوت نامه اي از سوي همان مركز مطالعات استراتژيك به دستم رسيد براي شركت در ميزگردي با موضوع مسائل هسته اي ايران. .... فكر مي كنم، اظهارات محمد البرادعي، دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي توانست چشم بسياري از مقامات تركيه را باز كند. و خوشحالم كه مي بينم آنها به آنچه كه در همسايگي اشان مي گذرد علاقه مند شده اند. آنها به اين مسئله توجه نشان مي دهند زيرا چنين اتفاقي مي تواند در روابط يكنواخت بين اين دو كشور آشفتگي ايجاد كند. ايران و تركيه از زمان امضاي پيمان قصر شيرين در سال 1638 حتي اختلافات مرزي هم نداشته اند. البته اين بدان معني نيست كه همواره روابط دوستانه اي با هم داشته اند. به هر حال توانايي هسته اي ايران مي تواند اين تعادل را به نفع ايران تغيير دهد. اين توسعه مي تواند تأثير منفي بر روابط تركيه با سوريه، متحد ايران در منطقه، نيز داشته باشد.
و از اينجا سؤال دوم را مطرح مي كنم كه «تحت چه شرايطي ممكن است برخي دولتهاي منطقه اي به اين فكر بيفتند كه بايد گزينه هسته اي ] شدن را[ را مورد بررسي قرار دهند؟»
قبل از هر چيز بايد بگويم كه توسعه سلاحهاي هسته اي هيچ گاه سياست دولت تركيه نخواهد بود چرا كه تركيه عضو NPT است و از جمله كشورهايي است كه داوطلبانه پروتكل الحاقي آژانس بين المللي انرژي اتمي را امضا كرده. پس تركيه تكثير كننده بعدي در منطقه نخواهد بود.
اما وفاداري تركيه، به ويژه از سوي نسل جوان تر، به ارزشهاي رژيم عدم تكثير نمي تواند به طور نامحدود باشد، اگر ايالات متحده و اتحاديه اروپا نتوانند ايران را به دست كشيدن از گزينه هسته اي وادار كنند. در اين صورت بلند پروازيهاي هسته اي ايران ممكن است تركهاي جوان را به جدي تر گرفتن گزينه هسته اي وادار سازد.
تا همين اواخر، تركها فكر مي كردند به خاطر مخالفت شديد ايالات متحده و اسرائيل ايران نمي تواند خواسته ي خود براي توسعه توانايي هسته اي را به هيچ روشي عملي سازد. به علاوه، تعهدات ايران به NPT و تضمين هايش به آژانس دليلي بر اين مسئله بود. و اين اعتقاد هم وجود داشت حتي اگر ايران چنين توانايي را توسعه ببخشد، عضويت تركيه در ناتو و نيروهاي مسلح تركيه به مقابله با اين كشور كمك خواهد كرد. اما زماني كه در 2003 مشخص شد كه برخي فعاليتهاي ايران اين تضمينها را نقض كرده، صداهايي از جامعه تركيه در مورد تفكر هسته اي شدن شنيده شد. دلايلي براي اين مسئله وجود داشت:
اول از همه اينكه، تركيه مي ديد كه مخالفت آمريكا با برنامه سلاحهاي هسته اي كره شمالي مانع از پيشرفت تواناييهاي آن كشور نشده است. بسياري از متخصصان معتقدند كه كره شمالي نه تنها آماده توليد چندين سلاح هسته اي است بلكه مي تواند در مدت زمان كوتاه آن را انجام دهد. از نظر انديشمندان تركيه اين مسئله ناشي از فقدان تعهد امريكا به حمايت از اصل رژيم عدم تكثير هسته اي به خاطر دغدغه ي بيش از حدش در «جنگ بر عليه تروريسم» بوده است.
تقويت رژيم عدم تكثير، مسئله مهم در ديدگاه مقامات تركيه در مورد انتشار سلاحهاي كشتار جمعي مي باشد. در نظر تركها اگر ايران به دنبال كره شمالي تعهداتش به NPT را با اعلاميه اي يك جانبه نقض كند و از آن خارج شود، هيچ پيمان بين المللي نمي تواند مانع تركيه شود. و اين دليل دوم براي آن است كه چرا برخي در تركيه در مورد داشتن توانايي تسليحات هسته اي صحبت مي كنند.
دليل سوم از ضعف ناتو سرچشمه مي گيرد، كه با پايان جنگ سرد ايجاد شده است. از اين رو براي تركها، اعتبار ناتو به عنوان عامل بازدارنده بر عليه سلاحهاي هسته اي ايران به طور جدي زير سؤال رفته است.
دليل چهارم آن است كه تعداد زيادي از تركها از سياستهاي امريكا در مورد گروه كردها در شمال عراق، ناراضي هستند. بسياري معتقدند كه امريكا به كردها در ايجاد دولت مستقل كمك كرده است با توجه به آنچه كه ديپلماتهاي آمريكايي بيان مي كنند. برخي حتي مي گفتند كه رويارويي با آمريكا در شمال عراق سناريويي دور از ذهن نيست. به ويژه پس از آنچه كه رسانه هاي آمريكا در مورد پذيرفته نشدن فرستادن سربازان در پارلمان تركيه در اول مارس 2003 گفتند و نوشتند، بسياري از تركها گفتند كه تركيه بايد قدرتمندانه بر عليه آمريكا اقدام كند.
و همچنين نارضايتي كه در بين افكار عمومي و نخبگان سياسي و نظامي بعد از توقيف نيروهاي تركيه در شمال عراق و در شهر سليمانيه در 4 جولاي 2003 از سوي ارتش آمريكا ايجاد شد، انفجاري را ايجاد كرد كه در تاريخ روابط تركيه – آمريكا سابقه نداشت. و اين جمله را بسياري تكرار كردند كه «ما بايد سلاح هسته اي داشته باشيم، تا آمريكا نتواند سربازان ما را اين چنين تهديد كند.» به نظر مي رسد كه دلايل اساسي براي هسته اي شدن وجود دارد، آنچه كه غرور ملي ناميده مي شود، در تركيه نيز شكل گرفته. اين مسئله بايد جدي گرفته شود.
البته بايد اين را هم بگويم كه من با عقيده هسته اي شدن به طور اساسي به دو دليل مخالفم. اول اينكه سلاحهاي هسته اي همانند ساير سلاحهاي كشتار جمعي تنها به عنوان ابزارهاي قتل عام هستند. سلاحهايي كه با وجود آنها جهان جاي امني نخواهد بود.
دليل دوم من براي اينكه تركيه نبايد توانايي تسليحات هسته اي را توسعه بدهد اين است كه فكر مي كنم تركيه نيازي به داشتن سلاحهاي هسته اي براي دفاع از خود ندارد. چرا كه نه تنها تركيه تحت پوشش چتر هسته اي ناتو، كه به نظر من هنوز هم عامل بازدارنده معتبري مي باشد، است بلكه چنين پيشامدي مي تواند اثرات بسياري بر منطقه داشته باشد و بيش از آن كه مسائل تركيه را حل كند مشكلاتش را بيشتر مي كند.
مي خواهم با طرح مسئله سوم نتيجه گيري كنم.«چه اعمالي از سوي قدرتهاي خارجي، مثل ايالات متحده، ممكن است بر تفكر دولتهاي منطقه اي تأثير بگذارد؟»
من فكر مي كنم هر دو طرف بايد بررسي شوند. در مدت زماني كه مسئله هسته اي مطرح است قدرتهاي هسته اي ممكن است تأثيرات مثبت و يا منفي بر تركيه داشته باشند.تركيه بايد بداند، در صورت تلاش براي هسته اي شدن در آينده، قدرتهاي خارجي به ويژه آمريكا از هر فرصتي براي بيرون بردن تركيه از مسير استفاده مي كنند. بسياري از تحليل گران معتقدند كه ارزش استراتژيك تركيه براي آمريكا بعد از پايان جنگ سرد كاهش يافته است. از اين رو دولت آمريكا ممكن است شيوه غير قابل تحملي در روابطش با تركيه در تمام زمينه هاي، اقتصادي، نظامي و سياسي در پيش بگيرد. مثالهايي از چنين وضعيتي حتي در طول سالهاي جنگ سرد كه تركيه «متحد وفادار» آمريكا بود وجود دارد. مثلاً نامه رئيس جمهور ليندن جانسون Lyndan Jahnson به آنكارا در ژوئن 1964، و تحريم تسليحاتي از 1975 تا 1979 از سوي رئيس جمهور جيمي كارتر كه هر دو به خاطر استفاده ي تركيه از حق قانوني اش براي مداخله در قبرس جهت حمايت از تركها از وحشي گريهاي قبرسيهاي يونان، صورت گرفت.
به هر حال، در زمينه هسته اي، چهار دهه پيش، رؤساي جمهور آمريكا به شكل پي در پي تلاشهاي تركيه براي ايجاد نيروگاههاي هسته اي را ممنوع كردند و اين به خاطر ترسشان از همكاري غير مجاز بين تركيه و پاكستان بود. من مي بينم كه برخي از آن نگرانيها هنوز هم وجود دارد. بنابراين، حتي كوچكترين نشانه از انتخاب گزينه تسليحات هسته اي مي تواند مانع از استفاده هاي صلح آميز تركيه از انرژي هسته اي در آينده شود.
علاوه بر اين، حتي شايعاتي مبني بر قصد تركيه براي توسعه سلاحهاي هسته اي ممكن است تركيه را آماج جنگ از سوي همسايگانش قرار دهد. پيوستن تركيه به پروتكل الحاقي، كه به آژانس اجازه مي دهد از طريق بازرسانش در هر موقعيتي در كشور وارد شود، تنها تفكر اميدوار كننده براي فرونشاندن فعاليتهاي مخفي از سوي بازرسان بين المللي مي باشد. چنانچه تركيه تعهدات جدي خود را براي شفافيت كامل ناديده بگيرد، احتمالاً باعث رفتن به شوراي امنيت سازمان ملل و اعمال تحريمهاي اقتصادي و نظامي شود. تاريخ با شكوه تركها، و تركيه، كه هميشه وفادار به تعهدات بين المللي بوده است. سزاوار تهديدهايي اين چنين از جامعه بين الملل نيست. بنابراين، من به تركهايي كه ممكن است در فكر توسعه سلاحهاي هسته اي باشند توصيه مي كنم كه آن را فراموش كنند. آنها مي توانند با استفاده از منابع ديگر كه مردم كشور واقعاً به آن نياز دارند خدمت بيشتري به تركيه بكنند.
از سوي ديگر، همين قدرتهاي خارجي مثل ايالات متحده و كشورهاي اروپايي ممكن است به لحاظ اقتصادي و سياسي حمايت بيشتري از تركيه بكنند و اروپاييها ممكن است به روند پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا شتاب بيشتري بدهند. تركهايي كه پيوستن به اتحاديه اروپا را يك موفقيت مي دانند، مطمئناً بيشتر در مورد آينده مطمئن خواهند شد و هر چيزي در مورد بلند پروازيهاي هسته اي را كه ممكن است در ذهن داشته باشند دور خواهند ريخت.