به گزارش آفتاب نیوز، 
اينها در واقع پرسشهايي است که در ذهن بيشتر افراد که 4سال از زندگي خود را با همين کتابهاي درسي مي گذرانند، به وجود مي آيد.
*هر ساله شوراهايي براي تصحيح و بازبيني کتب درسي تشکيل مي شود که يکي از وظايف آنها حذف کردن بخشهايي از کتابهاي قديمي است.
متاسفانه در بيشتر موارد اين حذف و اضافه کردن ها بدون هيچ اصولي انجام مي گيرد و حتي در برخي موارد بخشهاي حذف شده در يک سال تحصيلي در سال بعد باز اضافه مي شوند و از اين قبيل کارهاي غيراصولي ؛ به طور مثال در دوره اي که من درس خواندم در درس فيزيک مباحث مربوط به جريان متناوب که در تمام رشته هاي مهندسي مورد نياز و ضروري است ، حذف شده بود و در عوض مبحثهايي که پيرامون فيزيک حالت جامد و مواد نيمه رسانا صحبت مي کرد و حتي در مقطع ليسانس رشته برق هم از واحدهاي اختياري است ، اضافه شده بود.
در نظر داشته باشيد که در يکي دو سال گذشته کاملا عکس اين مطلب صادق بود.
*تصحيح کنيد که اگر بخواهيم تغيير عميقي را ايجاد کنيم بايد از مسائل کوچک و از ابتداي آن شروع کنيم و مرحله به مرحله پيش برويم تا با يک تغيير ناگهاني همه چيز را خراب نکنيم.
پرسش من از شما اين است که چرا دفتر برنامه ريزي و تاليف کتب درسي براي تغيير دادن کتاب زبان انگليسي اين کار را از پايه پيش دانشگاهي يعني آخرين قسمت اين سريال آغاز کرد؟ چرا فردي که 3سال با يک سيستم متفاوت درس خوانده است ، ناگهان در پايه پيش دانشگاهي که حساس ترين دوره هم هست با کتابي مواجه مي شود که زمين تا آسمان با آنچه در قبل ديده فرق دارد و هدفي کاملا جدا را دنبال مي کند.
آيا بهتر نبود مثل همه جاي دنيا روال عادي اين کار پيش گرفته و از سال اول تعويض کتابها شروع مي شد؟ به خاطر داشته باشيد که اين کار به شيوه درست آن هر ساله در مورد چندين درس اتفاق مي افتد، اما چرا اين بار چنين اصولي رعايت نشد، ما هم نمي دانيم.
*هر سال هنگام برگزاري آزمون سراسري ، رئيس سازمان سنجش اعلام مي کند که سوالات آزمون تنها از مطالب کتابهاي درسي است و خارج از آن نيست ؛ اما ما هم هر ساله شاهد بوده ايم که قسمت اعظمي از پرسشها کاملا خارج از کتب درسي و بسيار فراتر از سطحي است که کتاب درسي ارائه کرده است.
اگر قرار بر اين است ، چرا سازمان سنجش از اعلام اين واقعيت ترس دارد؟!
* بخشهايي از کتابها هستند که سالهاي سال است حذف شده اند، اما همچنان کنار ديگر مطالب و بدون هيچ فايده اي چاپ مي شوند.
در اين مورد مي توان 30صفحه پاياني کتاب جبر و احتمال و 2بخش پاياني کتاب حسابان را نام برد.
اگر آموزش و پرورش کاغذ اضافي دارد، راههاي بهتري هم براي استفاده از آنها وجود دارد بدون اين که حجم کتابهاي درسي در نظر دانش آموز زياد جلوه کند.
* درس عربي که دانش آموز دوره متوسطه با مشقت فراوان مي خواند و آخر کار هم ميانگين درصد اين درس در کنکور سراسري پايين است واقعا چه سودي براي خوانندگان آن دارد؟
مطالب کتب عربي ما نه به درد فهم بهتر قرآن مي خورد، نه مي شود با آن عربي صحبت کرد. صرفا يکسري قواعد پيچيده و عجيب و غريب است که خود اعراب هم بعضا اطلاعي از آن ندارند.
درس زبان انگليسي هم کم و بيش همين وضع را دارد و بر همه واضح است که اگر کسي چيزي از زبان مي فهمد، حتما در يک آموزشگاه خارج از مدرسه تحصيل کرده نه در مدرسه.