پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۱۲۹۳۰
۱۷:۵۴
۱۳۸۴/۰۶/۲۱

داوری، کربن و فلسفه تطبیقی

۱۷:۵۴
۱۳۸۴/۰۶/۲۱
به گزارش آفتاب نیوز، برای من و امثال من که به فلسفه اشتغال داریم تجلیل از کربن ، حتی اگر به ایران و اسلام علاقه نداشت یک ضرورت بود . ما به سه جهت باید به کربن احترام بگذاریم:1- کربن یک فیلسوف بود و فیلسوف قابل احترام است ، 2ـ کربن با نگاهی که به فلسفه اسلامی داشت نه تنها این فلسفه را به اروپا و دیگر نقاط جهان معرفی کرد بلکه یک تجدید عهدی با فلسفه اسلامی در تفکر او پدیدار شد، و 3- اگر قرار است از کربن تجلیل شود ، این موسسه ( حکمت و فلسفه ایران) بهترین محل برای این کار است ، چرا که کربن متعلق به اینجاست و اینجا بوی کربن را می دهد . کربن همواره از انجمن حکمت و فلسفه ایران با نام انجمن « ما» یاد می کرد . هر چند که می شد این مراسم در جایی بزرگتر برگزار شود ، اما به دلیل این که وی در این محل حضور داشت و مدتی در اینجا زندگی می کرد بهترین جا برای برگزاری همایش تشخیص داده شد. یکی از دلایل ترجمه نشدن مهمترین اثر کربن، یعنی « اسلام ایرانی » دشوار بودن مطالب آن است . کربن بنیانگذار فلسفه تطبیقی است، اما در هیچ یک از آثارش نمی گوید که فلسفه تطبیقی چیست زیرا وی در آغازراه بود و در آغاز راه نمی توان تعریف تام و تمامی ازموضوع مورد پژوهش داد . برای من که به عالم ایران و اسلام تعلق دارم فلسفه اسلامی دارای اهمیت است ، اما در دورانی به سر می بریم که فلسفه اسلامی را متعلق به دوره قرون وسطی می دانند ، یعنی معتقدند که به دوران گذشته تعلق دارد . اگر فلسفه اسلامی مربوط به دوران گذشته است چگونه ازفعلیت آن در جهان کنونی سخن بگوییم ؟
کربن از جمله کسانی بود که چنین رایی را برنمی تافت . وی شاگرد ادموند هوسرل فیلسوف بزرگ آلمانی بود ، و هوسرل بیش از هر کسی فرهنگ جدید را برآمده از فلسفه می دانست . اگر با کربن همزبان شویم باور خواهیم داشت که در این تفکر انحرافی پدید آمده است . پرسشی که مطرح است این است که آیا کربن با طرح فلسفه سهروردی درصدد گسترش توسعه عالم مدرن در ایران بود ؟ هر چند که کربن با عالم مدرن مخالف نبود و در آن به دیده تامل و تحقیق می نگریست ، اما مسلمات دوران مدرن برای وی جزومسلمات به شمار نمی رفت . وی نمی خواست با طرح فلسفه اسلامی و فلسفه سهروردی ایران را وارد عالم مدرن کند . 

وقتی با داریوش شایگان درباره کربن گفت وگو می کردم وی می گفت کربن به هادیگر اعتراض دارد که چرا به « عالم خیال » معتقد نیست . من به او گفتم که عالم خیال نمی تواند در تفکر هایدگر جای داشته باشد و نظر کربن درباره هایدگر تکلیف مالا یطاق است . مگر عالم خیال چه اهمیتی دارد که همه فیلسوفان باید به آن معتقد باشند ؟ من با فلسفه اسلامی بیگانه نیستم و از اهمیت عالم خیال در فلسفه اسلامی مطلع هستم ، اما برای من روشن نبود که در عالم کنونی چه جایی می توان برای عالم خیال در نظر گرفت . 

چون بخت این را داشتم که به تدریس فلسفه تطبیقی بپردازم در این باره به دو مطلب رسیدم . یکی این که کربن موسس فلسفه تطبیقی بود ، و دیگر این که فلسفه تطبیقی در نظر کربن مقایسه آراء و نظرات دو یا چند فیلسوف با یکدیگر نیست ، بلکه فلسفه تطبیقی با « عالم خیال» ارتباط دارد . کربن حکایت می کرد که" در مجلسی قرار بود درباره تاثیر ابن رشد سخن گفته شود ، من نیز در آن مجلس حضور داشتم و گفتم که ابن رشد در عالم اسلام هیچ تاثیری نداشته است " . آیا ابن رشد تاثیری در عالم اسلامی نداشته است ؟ تا دوره جدید ما اسمی ازابن رشد نشنیده بودیم . ارنست رنان معتقد بود که عالم اسلام نتوانست از تعلیمات ابن رشد استفاده کند . کربن ازاظهار نظر « رنان » ناخشنود بود ، چرا که به نظر وی اگر در عالم اسلام ، پس از ابن رشد فلسفه وجود نداشت حق با رنان بود ولی معلوم است که چنین امری صحت ندارد . 

از نظر کربن فیلسوفان اسلامی به سه عالم حس، خیال، و عقل اعتقاد داشتند و عالم خیال را واسط دو عالم حس و عقل می دانستند و اگر عالم خیال در نظر گرفته نشود ارتباط میان حس و عقل گسیخته می شود . به نظر من اگر از این وضعیت به « اسکیزوفرنی» یاد کنیم چندان بیراه نرفته ایم . از نظر کربن راه دوآلیسم دکارت را ابن رشد باز کرده است ، و به بیان دیگر این ابن رشد بود که در تاریخ جدید اروپا تاثیر عمیقی گذاشته است .
منظور کربن از اهمیت فلسفه اسلامی و امروزی بودن آن این است که به ما تذکر دهد جهان کنونی در چه وضعیتی است و ما در چه موقعیتی به سر می بریم ، به کجا می رویم و چه چیزی به ما کمک می کند که در این راه خوف انگیز مفری بجوییم . به نظر کربن مقلدین غرب نمی توانند غرب را نجات دهند . به تعبیر هولدرلین " خطر از همان جایی دفع میشود که به وجود آمده است . امام صادق (ع) می فرمایند : " وقتی که شدت به نهایت می رسد گشایش هم همان زمان رخ خواهد داد . تقدیر جهان غربی ازابن رشد شروع میشود و آن چه پیش آمده با این حادثه مناسبت دارد . ترک عالم خیال به دنیا ما مربوط نیست زیرا، عالم کنونی با ترک عالم خیال به وجود آمده است . داعیه کربن این بود که می خواست ما را به عالمی برگرداند که گسیختگی میان عوالم حس، خیال، و عقل وجود نداشته باشد ، اما کربن چگونه می خواست چنین کاری را انجام دهد ؟ 

گمان می کنم کربن با طرح فلسفه تطبیقی قصد داشت به نوعی راه ورود به عالم پیشین را هموار کند ، اما پرسش همچنان باقی است که فلسفه تطبیقی چگونه از پس چنین امری بر می آید ؟
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha