به گزارش آفتاب نیوز، 
نمی دانم ، چه در درونش می گذرد، او که نشسته است را می گویم و نمی دانم چه در درون شیر مردانی می گذرد که در مقابلش زانو زده اند و کمر خم کرده اند. نمی دانم. اما می دانم و ایمان دارم که اگر روزگاری درهای شهادت گشوده شود، نشستگان بر جای ماندگانند و آنان که به زانو زدن وادار شده اند قافله سالار. نشستگان را حب میز و صندلی و چرب و شیرین دنیا مجال حرکت نمی دهد، اما پاک باختگان را عشق و شور الهی بر جای مجال قرار نمی دهد.
پایان جنگ در این سرزمین، گویی پایان انسانیت بود و ارج گذاشتن به انسان ها و آغاز سرمستی به قدرت رسیدگانی که فراموش کرده اند – و یا به فراموشی سپرده اند – که نان و نام و جان و ناموس و هر آنچه که دارند، رهین همت کیست.
پایان جنگ، پایان ارج گذاشتن به ارزش ها بود. ارزش هایی که هنوز هم پاسدارانش همین پاک باختگان جانباز هستند و مدعیانش همان نشستگان بر صندلی های مدیریت!
نمی دانم اگر روزی خاک این سرزمین طعمه بیگانه های دیوانه شود، کدامین مدیر از پشت کدامین میز برخواهد خاست تا سلاحی بر دوش گیرد و جانش را بر کف دست بگذارد، اما می دانم، می دانم که آن روزها هم باید چشمان ملت منتظر غیرت و همت همین پاک باختگان باشد که امروز...
آن روز، آنکه زانو می زند و به دریوزه حیات، غیرت پاکباخته ای را می طلبد، دیگری است...
مشاهده کنید :
گزارش تصویری مهر از تجلیل از جانبازان