به گزارش آفتاب نیوز،آفتاب: آزیتا حاجیان در گفتوگو با مجله زندگی ایرانی مسائلی را درباره سینمای ایران، دو فرزند و همسر كنونیاش مطرح كرده است.
بخشهایی از سخنان آزیتا حاجیان را كه سایت پارسینه آن را تلخیص كرده است بخوانید:
*متاسفانه الان در سینما دچار جمالگرایی مطلق شدهایم. این كار سینما را كم كم به ورطه نابودی میكشاند.
* شروع جمالگرایی در فیلم عروس بود كه با توفیقی چشمگیر روبرو شد. فكرش را بكنید آن زمان یک نفر بود كه فقط و فقط به خاطر زیبایی خانم كریمی 15 بار این فیلم را در سینما به تماشا نشسته بود. من منكر زیبایی ستارههای سینما نیستم اما این دلیل نمیشود آن بازیگری كه زیبا نیست به سینما راه پیدا نكند.
*عاطفه نوری بازیگر بسیار خوبی است و بازیاش در سریال آقای تبریزی خیره كننده بود، یا خانم بادران كه بازی قوی او را در فیلم آژانس شیشهای در ذهن داریم. خوب اینها مگر بازیگران بدی بودند؟ نه! اما به خاطر موج جمالگرایی سینما مجبور شدند دست به عملهای زیبایی بزنند تا در سینما بمانند. البته وقتی فیلمهایی مثل جدایی نادر از سیمین ساخته میشود مشخص است كه سینما كم كم به سمت جمالگرایی عمقی پیش میرود و این بسیار خوب است.
* واقعا دیگر انرژی كار كردن ندارم. در ممالک دیگر برای كار فرهنگی مثل تئاتر ارزش زیادی قائلاند و با كسانی كه در این حوزه فعالیت میكنند بسیار با احترام برخورد میشود اما متاسفانه در كشور ما اینطور نیست و برای به صحنه بردن هر نمایش باید از صد نفر اجازه بگیری و ناز صد نفر را بخری تا بتوانی كار كنی!
*دخترم مهراوه در دوران كودكی خیلی بچه آرامی بود و كارهایش را خودش انجام میداد و به اصطلاح از كودكی به نوعی روی پای خودش بود. آنقدر خوب درس میخواند كه من از كلاس سوم نمیفهمیدم چه زمانی امتحان دارد، همیشه نمرههایش در اكثر درسها بیست بود و هر وقت هم به مدرسه مراجعه میكردم اولیای مدرسه مرتب از او تمجید میكردند.
*اما دختر دیگرم ملیكا بر عكس مهراوه، دوران كودكی پرجنبوجوشی داشت و به اصطلاح شیطون بود. در چهارچوب كلاس قرار نمیگرفت و در نتیجه بعضی اوقات با معلمها بحث میكرد. یک بار رفتم مدرسه برای رسیدگی به امور تحصیلی ملیكا كه یكی از معلمها داشت از دست او گریه میكرد و میگفت ملیكا سر كلاس از من ایراد میگیرد كه: خانم شما دارید شعر را اشتباه میخوانید، چهارچوبهای موجود در مدرسه ملیكا را اذیت میكرد و مدام دوست داشت از این چهارچوبها خارج شود، الان هم كه با هم صحبت میكنیم به من میگوید اگر بچهدار شوم خودم بهش درس میدهم.
*همسرم آقای هراتی در سال 1356 همدانشگاهی من در دانشکده هنرهای دراماتیک بودند، ایشان طراح صحنه تئاتر هستند و در یكی از نمایشها كه من نقش ژاندارک را بر عهده داشتم به عنوان طراح صحنه در كنار گروه حضور داشتند. ایشان با یكی از دوستان خوب من كه همدانشگاهی ما بود ازدواج كردند و به خارج از كشور مهاجرت كردند، اما متاسفانه همسر ایشان بر اثر بیماری از دنیا رفتند و ایشان دوباره چند سال پیش به ایران بازگشتند. آقای هراتی علاوه بر اینكه رشته طراحی داخلی را در كانادا خواندهاند، فارغالتحصیل رشته معماری نیز هستند و به طور حرفهای نقاشی میكنند.
* روحیات مهراوه و ملیكا با هم خیلی متفاوت است. بخشی از این تفاوت روحیات به تقسیم ژن برمیگردد، ملیكا یکسری از ژنها را گرفته و مهراوه هم ژنهای دیگری را، نمیتوان گفت كه ملیكا یا مهراوه صددرصد به من یا كاملاً به پدرشان شبیه هستند. فكر میكنم این دو هم از من و هم از پدرشان خصوصیاتی در خود دارند و در اصل مخلوطی از ما دو هستند. البته روحیات انسان اكتسابی هم هست، مهراوه در دوره دیگری بزرگ شد، از یکسالگی تا هفتسالگیاش را در شرایط سختتری سپری كرد، اما ملیكا دوره یکسالگی تا هفتسالگیاش را در شرایط آسودهتری گذراند بنابر این شاید ملیكا نسبت به دنیای پیرامونش خیلی احساس امنیت میكند و مهراوه سختیهای دنیا را از همان بچگی تجربه كرده است.
سلام من هم خانم مهراوه شریفی نیا را دوست دارم و هم خانم آزیتا حاجیان را دوست دارم
خیلی خانم های خوبی هستند
بازی هایشون هم عالیه
هردو مادر و دختر بی نظیر و دوست داشتنی هستند
آزیتا حاجیان به شدت در دو دهه اخیر، مخصوصا از سال ۱۳۹۰ به بعد بسیار خوش درخشید و خیلی زیباتر نقش آفرینی میکند، خیلی طبیعی درون نقش خویش غرق میشود، گویی اصلا آزیتا حاجیان نیست، چه در عرصه سینما و چه در عرصه تلویزیون، مخصوصا سریال کیمیا، دخترانش هم واقعا هنرمند هستند و خانم حاجیان بسیار تعصب دارد بر سر دخترانش، حتی در پشت صحنه فیلم ها، یادم هست که در نوروز سال ۹۶ در برنامه ای که هر شب بازیگران را میاوردند و با آنها مصاحبه میشد، خانم حاجیان به همراه مهراوه برای فیلم کیمیا دعوت شده بودند، و مهراوه خاطره ای از پشت صحنه تعریف کرد و گفت یکی از مسئولین بالا رتبه مملکت در پشت صحنه حضور میابد و مهراوه به دلیل عدم حضور یکی از اعضای تیم تدارکات، خودش سینی چایی را به دست میگیرد و در مقابل آن مسئول میرود و چایی را تعارف میکند و آن مسئول اصلا متوجه نمیشود ایشون هنرپیشه اصلی سریال کیمیا بوده؛ مجری برنامه بی منظور گفت یعنی اون آقا فکر کردند شما آبدارچی هستید؟ برنامه هم زنده بر روی آنتن پخش میشد از شبکه یک، در آن لحظه چنان جبهه گیری خانم حاجیان کرد که مهراوه با منحرف کردن مسیر این خاطره کلا موضوع را عوض کرد، چون حاجیان چندبار مستمر پشت سرهم میگفت آبدارجی نه، آبدارچی نه!!!! و واقعا به نظرم رفتارش غیر عادی بود، زیرا مگر تیم تدارکات انسان نیستند!!! اونا هم به اندازه هنرپیشه ها، اما پشت صحنه زحمت میکشند، همین آقای احمد یاوری شاد، که استاد جبلی، یک مستند به نام Tea man در موردش سالها قبل ساخت، هم اکنون میبینیم در خیلی از فیلم های سینما و تلویزیون بازی میکند، خیلی هم بازی میکند، حتی در فیلم "فروشنده" اصغر فرهادی، نقش صاحب خانه ای را ایفا کرده بود که در ابتدای فیلم منزلی را به اون زوج (شهاب حسینی_ترانه علیدوستی) اجاره داده بود و...، و در اغلب سریالها این شخص را میبینیم، اما باران کوثری، مادر بزرگوارش رخشان بنی اعتماد، آتیلا پسیانی و...، حمایتش کردند و امروزه شده هنرپیشه ای پُر کار، اما در نقش های کوتاه، کلا خانم حاجیان مقدار زیادی تندرو هستند، و البته در کار هم بسیار جدی، کارنامه کاری درخشانی با بازی در کنار بهترین هنرمندان و حضور در کار بهترین کارگردانان دارند، بعد از جدایی از شریفی نیا، در چند کار البته نه در مقابل همدیگر، اما در یک پروژه کاری در تلویزیون بازی کردند، نمونه آخرش همین سریال کیمیا، که هم حاجیان حضور داشت و هم شریفی نیا، در یک سریال تاریخی هم بودند و... که نامشان یادم نیست. ازدواج مجدد ایشون هم کار غیرعادی اصلا و اصلا و اصلا نیست، امیدوارم این پیشکسوتان هنر همیشه بر عرصه هنر جه در تلویزیون و چه در سینما باقی بمانند و همچنان بدرخشند، زیرا این هنرمندان اعتبار فیلم ها و سیمای ایران هستند و ما باید بهشون مفتخر باشیم. امیدوارم هزینه بلیط سینما کاهش یابد؛ هزینه خرید DVD در نمایش های خانگی برای خرید در سوپر مارکت ها که واقعا گران شده کاهش یابد، تا همه مثل قدیم بتوانیم بخریم؛ تا سینمای ما زنده بماند، یادمان نرود اینجا ایران است و تنها سرگرمی ما سینما و رفتن به رستوران و منظورم محیط های مختلف رستوران در فرحزاد، اوین درکه و... هست و بس، سرگرمی دیگری نداریم، فعلا که یکی از آنها که رستوران بود واسع قشر عظیمی از ملت حذف شده است، فقط سینما مانده و موزه، که امیدوارم با این قیمت ها این دو حذف نشوند، وگرنه سرگرمی میشود چیزهای بد، که منکر نمیشوم الانم هست، چیزهایی که به بدن انسان صدمه وارد میکند. خداوندا ملت ایران را پناه خودت قرار بده و دست هیچ بنده ای جز خودت به سمت هیچ مخلوقی دراز نشود.(اللهی آمین)