پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۱۳۲۲۶
۱۰:۳۷
۱۳۸۴/۰۶/۲۶
فروش سیستم ضد هوایی اس اس 300 روسیه به بیلو روس

قراردادی با اهداف سیاسی

۱۰:۳۷
۱۳۸۴/۰۶/۲۶
به گزارش آفتاب نیوز، این اهمیت نیز به نوبه خود دو جنبه را در بر می گیرد:

الف ـ تاکید بر روند اتحاد روسیه و بیلوروس. این هدف که با امضای توافقنامه ای میان « بوریس یلتین» و رئیس جمهوری سابق روسیه « الکساندر لوکاشنکو» رئیس جمهوری بیلو روس در نیمه دوم دهه 90 میلادی در دستور کار مسکو ـ مینسک قرار گرفت، تاکنون تحقق نیافته است. دلایل این تاخیر در عین حال که سیاست های لوکاشنکو و بدگمانی مسکو نسبت به آنها ( از جمله شایعه تلاش وی برای رهبری کشور متحد روسیه و بیلو روس) عنوان شده، ناشی از کارشکنی برخی محافل سیاسی با نفوذ هوادار غرب در کرملین در این مسیر بوده است.
بنابراین، می توان این قرارداد را گامی نمادین در راستای علاقه مسکو به پرونده اتحاد به حساب آورد. 

ب ـ مقابله با اجرای طرح کمربند امنیتی به دور روسیه و موج انقلاب های مخملین در جمهوری های سابق اتحاد شوروی. پس از فروپاشی اتحاد شوروی و تجزیه آن به 15 کشور، روسیه گرچه قدرتمندترین آن مجموعه به شمار می رفت، ولی از توان تاثیر گذاری کافی و نفوذ در سایر 14 کشور به ویژه 11 کشوری که به همراه روسیه،کشورهای مستقل مشترک المنافع را تشکیل دادند، برخوردار نبود. این ضعف، به نوبه خود، همزمان با آغاز دیپلماسی فعال امریکا برای ایجاد منطقه نفوذ بود. بر همین اساس، واشنگتن کوشید تا به منظور محدود سازی روسیه و جلوگیری از تبدیل شدن آن کشور به عنوان یک قدرت منطقه ای و سپس، فرا منطقه ای، کشورهایی تازه استقلال را به سوی خود جلب کند. این در شرایطی بودکه بسیاری از ان کشورها نیز خواهان به میان آمدن طرف دیگری بودند تا آنها بتوانند توازن را در مناسباتشان با مسکو حفظ کنند. 

ارائه طرح مشارکت برای صلح ناتو در همین چارچوب قابل ارزیابی است. اگر چه روسیه، عضو این طرح شد و حتی به عضویت شورای ناتو درآمد، اما همچنان به منزله یک غریبه باقی ماند. در همین ارتباط، ایجاد پیمان های منطقه ای درکمربند فرضی مورد نظر واشنگتن، یکی از راهکارهای مکمل به حساب آمد. برای مثال، می توان به پیمان گوام اشاره کرد که توسط اوکراین، جمهوری آذربایجان، گرجستان. مولداوی به وجود آمد و سپس با عضویت ازبکستان گسترش یافت( نام آن به گووام تغییر کرد). 

اما وجود رهبران و حکوت های و ارث اتحاد شوروی سابق در آسیای مرکزی و قفقاز که به ویژه فاقد ارزش های مورد نظر امریکا در برقراری یک « نظام دموکراتیک» مورد نظر غرب بودند، مانعی جدی در راه تحقق نفوذ واشنگتن به شمار می رفتند. این در حالی بود که در همین مورد نیز تضاد هایی میان امریکا و دوستان منطقه ای اش پیش می آمد که روس ها می کوشیدند از آن بهره برداری کنند. 

از همین رو، دگرگونی حکوت های غیر دوست که امریکا « به ناگاه» دریافته بود که غیر دموکراتیک هستند، در دستور کار واشنگتن قرار گرفت. انقلاب مخملین در گرجستان، انقلاب نارنجی در اوکراین و انقلاب قرقیزستان سرآغاز سیاست جدید امریکا در کمربند امنیتی به دور روسیه بود. 

به ویژه که رهبران جدید گرجستان آشکارا از تغییرات قریب الوقوع در روسیه سخن می گفتند. در عین حال، شاهد تحولاتی در بیلوروس، ازبکستان و جمهوری آذربایجان بودیم که شباهت بسیاری به روزهای پیش از تحولات بنیادین در تفلیس، کیف و بیشکک داشتند. با این حال، تاکنون رهبران سه کشور مورد هدف امریکا برای راه افتادن انقلاب های رنگین توانسته اند بحران های موجود در کشورهای خود را توسل به سرکوب آشکار و یا پنهان، کنترل کنند. 

اما گزارش های خبری موجود حکایت از آن دارد که بیلوروس به عنوان هدف نخست همچنان مطرح است. در همین زمینه می توان به تظاهرات مخالفان، توافق لهستان، لیتوانی و اوکراین برای سرنگونی حکومت لوکاشنکو و نیز اختصاص بودجه ای قابل توجه از سوی شورای اروپا جهت تاسیس یک رادیو برای بیلوروس اشاره کرد. 

در این میان، روسیه طی ماههای گذشته در جهت تقویت مناسبات خود با بیلوروس بر آمده است. توافق بر سر فروش سیستم ضد هوایی «اس ـ اس ـ 300» یکی از اقدامات مسکو است. 

در این حال، گرچه شاید بیلوروس از لحاظ وسعت جغرافیایی و برخی عوامل، دارای اهمیت بسیار زیادی نیست، اما حفظ این کشور در خارج از کمربند مورد نظر امریکا، یک سمبل از قدرت منطقه ای روسیه به حساب می آید؛ کشوری که پس از پایان دوره فقرت و سستی دوره یلتین، اکنون می کوشد تا نه تنها به عنوان یک قدرت فرا منطقه ای، بلکه یک قدرت جهانی( در کنار اتحادیه اروپا، چین و هند) ایفای نقش کند.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha