دكترين هسته اي احمدي نژاد؛ شكاف غرب – شرق
به گزارش آفتاب نیوز، 
آفتاب- شهرود اميرانتخابي: روسيه، چين، هند و آفريقاي جنوبي 4 كشوري خواهند بود كه به احتمال زياد در طرح ابتكاري آقاي احمدي نژاد ايفاگر نقش تازه خواهند بود. اما آيا اين گزينه، خواهد توانست تعادل لازم را به نفع ايران، رقم بزند؟ ناظران معتقدند كه اين 4 كشور (كه بارها به عنوان وزنه در معادلات بين المللي ايران از آنها ياد شده است) به اشكال گوناگون، گرايش خود را به غرب نشان داده اند و بنابراين بعيد است كه اين گزينه بتواند شكافي را بين شرق و غرب در جهت تأمين منافع ملي و حفظ دستارودهاي هسته اي ايجاد نمايد؛ زيرا:
1- روسيه: به عنوان شريك هسته اي ايران اساساً در قبال مسائل هسته اي ايران يك رويكرد چند جانبه و گاه پيچيده را در پيش گرفته است. البته اين مسئله، بازتاب اوضاع داخلي و نيروهاي مؤثر بر سياست خارجي اين كشور از يكسو و موقعيت در حال تغيير بين المللي آن از سوي ديگر است. در واقع نوسان در اين رويكرد، معلول تغييرات ايجاد شده در محيط داخلي و نيز خارجي سياست خارجي روسيه است. از اوايل سال 1990 تاكنون روسيه در روابط خود با غرب (و مخصوصاً آمريكا) دوره هاي مختلفي را پشت سر گذاشته و بر همين اساس رويكرد آن نسبت به همكاريهاي هسته اي با ايران نيز دچار نوسان بوده است. روسيه مخصوصاً در دوران رياست جمهوري پوتين بسيار به غرب به خصوص آمريكا نزديك شده و روشن ساخته كه اساساً خود را در زمره كشورهاي شرقي نمي بيند و همچنين تمايل چنداني به استقلال ايران در زمينه فن آوري هسته اي ندارد. شاهد بوديم كه رئيس جمهور روسيه در تاريخ 10/6/83 (و پس از ديدار با سران كشورهاي فرانسه و آلمان) در يك مصاحبه مطبوعاتي مشترك به خبرنگاران گفته بود: روسيه با قاطعيت تمام با گسترش باشگاه كشورهاي هسته اي از جمله افزوده شدن ايران به آن مخالف است؛ و در ادامه گفته بود: ما نيز مانند همكاران اروپايي خود و آمريكا نگران برنامه هسته اي ايران هستيم.
2- چين: برخلاف روسيه، چين اساساً فاقد منافع راهبردي با ايران بوده و ضمناً قدرت چانه زني آن در برابر آمريكا كمتر از روسيه است. ضمناً چين در شرايطي است كه از موقعيت آمريكا در نظام بين الملل در رابطه با همكاريهاي هسته اي با ايران، حساب مي برد. به عبارت ديگر چين صرفاً در شرايطي در مورد مسائل هسته اي با ايران همكاري خواهد كرد كه فشار بين المللي بر چين در راستاي روابط با ايران كاهش يابد.
3- هند: اين كشور به دليل شرايط منطقه اي در جنوب آسيا بعد از 11 سپتامبر از اهميت ويژه اي در رابطه با آمريكا برخوردار شده است. هند موفق شد تا آمريكا را قانع كند كه سازمانهايي چون حركت المجاهدين و لشكر طيبه را در رديف سازمانهاي تروريستي قرار دهد. در عين حال تمايل آمريكا براي كمك به يافتن راه حل سياسي براي پايان دادن به بحران كشمير بين هند و پاكستان افزايش يافته و در عين حال آمريكا و هند در جستجوي سطح جديدي از همكاريهاي استراتژيك بين خود هستند. حتي دو ماه پيش هند و آمريكا توافقي را در مورد همكاريهاي هسته اي امضاء كردند كه در كنگره آمريكا تصويب شد و در صورت حمايت بيش از حدّ هند از ايران در خارج از چارچوب متحد استراتژيك خود يعني آمريكا ممكن است با فشار از طرف آمريكا مواجه شود.
4- آفريقاي جنوبي: به نظر مي رسد كه موضع گيري اين كشور در مورد ايران تابعي از رفتارهاي روسيه و چين در مقابل ايران باشد. قبلاً آفريقاي جنوبي طرحي را به ايران پيشنهاد كرده بود كه براساس آن به ايران اجازه تبديل سنگ اورانيوم به گاز را مي داد، امّا براي غني سازي اين گاز، بايد آن را به كشور ديگري ارسال مي كرديم كه اين طرح حتي يك مرحله از طرح روسيه هم عقب تر بود و به هيچ وجه در راستاي خواسته هاي ايران نبود. با مروري به 4 كشور نامبرده ملاحظه مي نماييم كه سه كشور چين، روسيه و هند خود به نوعي وابسته به غرب هستند و بعيد به نظر مي رسد كه روي آنها به عنوان طرح ابتكاري حساب ويژه باز كرد. آفريقاي جنوبي نيز كه به عنوان بازيگر دسته چندم موضعش موقتي و آزمايشي است و اروپا نيز در اين قالب هرگز حاضر به ادامه مذاكره با ايران نخواهد بود زيرا اولاً ادامه مذاكرات را منوط به تعليق فعاليتهاي فرآوري اورانيوم در اصفهان كرده است و ثانياً با وارد شدن در اين طرح به يك بازيگر دسته دوم در سطح نظام بين المللي تبديل خواهد شد كه قادر به حل بحران هسته اي ايران نشد.