پایگاه خبری آفتاب
۲۵ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 15 June 2026
کد خبر:۱۳۸۰۷
۰۷:۲۸
۱۳۸۴/۰۷/۰۲

علم و كندوكاو معنوي

۰۷:۲۸
۱۳۸۴/۰۷/۰۲
به گزارش آفتاب نیوز، معرفي كتاب
در خلال دوره اي سه ساله، دانشمنداني از حوزه هاي مختلف (از بالاترين مدارج علمي و دانشگاهي) با يكديگر ديدار كردند و به بررسي رابطه بين علم و معنويت در زندگي خود پرداختند. كتاب حاضر حاصل بررسيهاي اين دانشمندان است كه به كندوكاو در زمينه علم و معنويت (كه مردم سراسر جهان براي دستيابي به دركي گسترده تر به آنها روي آورده اند)، پرداخته اند. همان طور كه ملاحظه خواهيم كرد اين دانشمندان با جديتِ بسيار به مسئله پژوهش معنوي انديشيده اند و كوششهايي كه در اين زمينه به عمل آورده اند، نتايج نوآورانه اي به دنبال داشته است.

مقالات اين كتاب ديدگاه هاي علميِ مختلفي را منعكس مي سازند: زيست شناسان به بررسي آغاز و پايان حيات مي پردازند؛ فيزيك دانان به رابطه بين زيباييِ طبيعي، از يك طرف، و آگاهي مبهم از بينشِ معنوي، از طرف ديگر، مي انديشند؛ كيهان شناسان نيز تلاش مي كنند تا ذهن خود را به مرزهاي نامتناهي جهان ما معطوف دارند؛ و دانشمندانِ علومِ كامپيوتر نيز از قدرت ناملموس آن چيزي به شگفت آمده اند كه ما آن را اطلاعات مي ناميم.

اين مقالات به بررسي طيف گسترده اي از پيشينه هاي ديني افراد نيز مي پردازد: يك كواكر، محدوديتهايِ پژوهشِ علمي را آزمايش مي كند؛ يك مسلمان، انديشه ي نهفته در فراخوانِ پيامبرِ اسلام (ص) مبني بر كسب دانش از تولد تا مرگ را مي كاود؛ يك مسيحي كاتوليك، اهميت جهاني رو به تكامل را براي درك حضور خداوند مورد بررسي قرار مي دهد؛ يك فرد يهودي به بديهايي كه از انسان سر مي زند و نيز آن دسته از بديهايي كه ظاهراً از خداوند ناشي مي شوند مي پردازد؛ يك مسيحي «پرسبيتري» به تعمّق در زمينه ي طبيعت و نقش قدرت و صلاحيت در علم و دين روي مي آورد؛ يك مسيحي انجيلي نيز توازن بين شانس و ضرورت در جهان را مورد بررسي قرار مي دهد؛ يك هندو، وحدتي را كه در آن سوي تنوّع تجارب ما قرار دارد ستايش مي كند؛ و يك فرد ندانم گرا (لاادري) نيز در ابعاد متعالي تجربه انساني تعمّق مي كند.

امروزه، تلفيقِ علم و معنويت را كاري خطرناك مي دانند. در برخي محافل، سخن گفتن از معنويت مي تواند جايگاه حرفه اي فرد را، كه با مشقت بسيار به دست آورده است، متزلزل سازد. در برخي محافل ديگر نيز اگر فرد، ايمان و اعتقادِ صادقانه از خود نشان دهد او را- حداقل براساس انديشه هاي متعارف در جامعه- فاقد صداقت و درك روشنفكرانه تلقي مي كنند. بنابراين، دانشمندان برجسته اي كه در كتاب حاضر مطرح شده اند گاهي جسورانه برداشته و به وراي حوزه هاي تجربي خود گام نهاده و مباحث بسيار جنجالي و مشكلي را بررسي نموده اند.

هر يك از اين دانشمندان، مقالات و كتابهاي علمي بسياري را به رشته تحرير در آورده و برخي از آنها نيز پيش تر در خصوصِ مضامين معنوي و ديني، قلم فرسايي كرده اند. برونو گيدردوني، علاوه بر اينكه يك دانشمند اختر فيزيك است، متخصّصِ الهياتِ اسلامي است و تهيه كننده يك برنامه تلويزيوني درباره اسلام است كه از تلويزيون فرانسه پخش مي شود. آرتور پيكاك، كه بيوشيميست و در عين حال يك كشيش انجيلي است، به علت آنكه مضامينِ سنّتيِ مسيحيت را به گونه اي جسورانه در سايه ي علم توضيح مي دهد مورد توجه بسيار قرار گرفته است. مايكل آربيب، كه خود را يك «عالم الهيات خدانشناس» توصيف مي كند، مجموعه سخنرانيهاي پرمغزي در زمينه الهيات عقلاني ايراد كرده است. و مايكل ريوس، كه از پيروان سر سخت و شناخته شده نظريه تكامل است، با سبك منحصر به فرد خود در زمينه «دارويني بودن» و در عين حال «مؤمن بودن» قلم فرسايي كرده است.

ميل و علاقه اين دانشمندان به وارد شدن در عرصه هايي غير از حوزه هاي تخصصي خود و نوشتن درباره مسائلي كه داراي چنين ماهيتي هستند، نشان دهنده تعهدي است كه همه بايد بدان پايبند باشيم: همه ما نه تنها بايد به پيشرفت حوزه و رشته تخصصي خود كمك كنيم بلكه بايد به گفتگوي فرهنگي درباره موضوعاتي كه در وراي مرزهاي رشته هاي تخصصي ما قرار دارند نيز توجه نماييم.

با وجود اينكه دانشمندان كتاب حاضر به خاطر آثار و نوشته هاي علمي خود مشهور هستند كه در اينجا ارائه داده اند حاويِ مطالبي است كه در ذهن افرادي هم كه اشتغالات علمي ندارند مطرح است. البته برخي از مقالات، مشكل تر از مقالات ديگر هستند، ولي بايد آنها را خواند. بعضي از اين مقالات به حوزه هايي مي پردازند كه براي هر كس كه رويدادهاي جاري را دنبال مي كند، آشنا به نظر مي آيند، در حالي كه برخي ديگر از مقالات به موضوعاتِ مهيج و ناآشنا مي پردازند. هر يك از دانشمندان با توجه به حوزه ي علمي و تخصصي خود، سعي دارد حسي از كوشش و بينش را- و همچنين حسي از نااميدي و كاميابي را كه همراه زندگي افرادي است كه در جستجوي يافتن پاسخ براي پرسشهاي مشكل خود هستند- منتقل كند.

قبل از هر مقاله، مصاحبه اي با نويسنده ي مقاله ترتيب داده شده است كه به ما كمك مي كند تا با آراي آن دانشمند آشنا شويم. مصاحبه ها توسط گوردي اسلَك و فيليپ كليتون انجام شده اند و تخصصهاي بالاي اين دو تن، باعث شده است تا انديشه ي فردي و شخصيِ مصاحبه شوندگان به گونه اي ارائه شود كه در نوشته هاي رسمي اين افراد، امكان ارائه آنها وجود نداشت. اين دانشمندان از طريق مصاحبه ها و مقالات خود به دو زبان با مخاطب سخن مي گويند؛ يعني آنان با دو زبانِ علم و ايمان، كه به گفتار و نوشتار آنها غناي بيشتري مي بخشند، حرف مي زنند.

ما معمولاً شماري از دانشمندان را ديده ايم كه به گونه اي رفتار مي كنند كه خود را معناسازان عصر ما معرفي نمايند. متأسفانه چنين افرادي هيچ گونه علاقه و يا ظرافتي براي موضوعها يا سنتهاي ديني قائل نيستند. اما دانشمنداني كه در اين كتاب مطلب نوشته اند، متفاوت هستند. هر يك از اين دانشمندان، مايل و علاقه مند است كه پرسشهايي بس مشكل درباره معنا و هدفِ زندگي انسان و جايگاه وي در جهان مطرح نمايد. اينان از رنج و از مرگ مي نويسند، از موضوعهاي فيزيكي مي نويسند، و از موضوعهايي كه اهميت بيشتري دارند؛ از آينده ي سياره ي ما و از رفاه و آسايش جهان در آينده و البته از خداوند نيز مي نويسند. با وجود اينكه هيچ يك از اين دانشمندان، عنوانِ كشيشِ اعظم را يدك نمي كشد ولي هر يك از آنها با يك يا چندين دينِ مهم جهان آشنايي دارند. برخي از آنها در يك محيطِ ديني رشد كرده اند و برخي ديگر نيز در مراحلِ بعديِ زندگي خود به دين روي آورده اند.

مقالاتي كه در اينجا ارائه شده اند در شناسايي موضوعها و روشهاي گفتگوي بين دين و علم سودمند هستند. دليل اين امر آن است كه هيچ يك از آنها اين ديدگاه اشتباه و منسوخ را كه علم و دين در جدالي پايان ناپذير و بي نتيجه به سر مي برند ندارد. اين كتاب، نمونه بارز منافعي است كه از تعاملِ بين علم و دين حاصل مي شود، مخصوصاً اگر چنين تعاملي مبتني بر منابع غني سنتهايِ دينيِ بزرگ جهان باشد.

ما معمولاً به عنوان اعضاي يك جامعه از اينكه منافع خود را به حلِ مشكلاتي اختصاص دهيم كه تصور مي كنيم تحت فشارِ پيگيريها، احتمالاً نتيجه خواهد داد احساس خرسندي مي كنيم و به عنوان افرادي كه در اين جهان مي زيييم (جهاني كه به شكلي روزافزون تحت تأثير گسترش فن آوريها قرار دارد)، از اينكه بتوانيم راه حلهايي را پيش پاي خود و ديگران قرار دهيم، احساس غرور مي نماييم. اما كار اين دانشمندان از اين هر دو نيز با اهميت تر است. اين دانشمندان بدان خاطر به ورايِ حوزه هايِ تخصصي خود روي آورده اند كه به همراه يكديگر به كندو كاو درباره ي پرسشهايي بپردازند كه با ابزارهايي كه خود در اختيار دارند (و در به كارگيري آنها نيز بسيار مهارت دارند)، نمي توان آنها را پاسخ گفت. بي ترديد اين پرسشها از آن جهت كه مي توان پاسخي قطعي به آنها داد ما را به خود جلب نكرده اند، بلكه آنها بدان جهت ما را مجذوب خود ساخته اند كه مي توانند در باورهاي ما و نيز در نحوه ي زندگيمان، تغيير ايجاد كنند.

مقدمه مترجم
1- «اگوُست كُنت» را عقيده آن بود كه تفكر بشر، تبيينهاي اسطوره اي و مابعدالطبيعي را پشت سر نهاده و به بيان تحقّقيِ قضايايِ طبيعي رسيده است؛ بنابراين، بشر آينده به هيچ روي خارج از حدودِ علومِ محصّل، سخني نخواهد گفت. ديري نپاييد كه انتظار او، به آرزو پيوست و تفكر، طريقتي ديگر را پيش گرفت.

فيلسوفان اگزيستانس، از يك طرف، و فيلسوفان كاتوليك، در سمت و سويي مخالف، دهها مكتوب و صدها رساله نگاشتند كه هر برگ آن بر دل فِسردگيِ هميشگي اگُوست كنت و همفكران پوزيتيويست او كافي است. و فيلسوفان «مكتب كيوتو»، دست بر دامن «اكهارت» و «گوتَمَه بودا» زدند و برخي ستيهندگانِ با سوبژكتيويسم دكارتي را به سهل انگاري، متهم ساخته و در پويه ي «نيستي»، بسي فراتر از آنان تاختند. و «گئورگ كانتور» به اعماق رياضيات جديد گام نهاد و با پرداختن به تئوريِ وراي متناهي، بي پروا، طبيعتِ عددِ لايتناهي را كاويد و در اين رهگذر به جايي رسيد كه كمترين سنخيّتي را با تفكر تحصل گرا برنتابيد. و اينك دانشمنداني كه در پروژه ي «علم و كندو كاو معنوي» فعاليت مي كنند، گامي ديگر را در اين راستا برداشته اند. آنان نمونه هاي روشنِ كوشش براي رهايي از چنبره ي «اصالت تحصّل» و فرارَوي از محبَس مُضيّقِ «عقل سليم» و در نورديدن «زبان» هستند. هر كدام از اين دانشمندان، مي كوشند تا از محفظه ي تنگِ علمِ تحصّليِ موردِ تخصصِ خود، بيرون آمده و از فراز آن به نظاره ي هستي، قيام كنند. حتي آناني كه، در اين پروژه، بر «الحاد» خويش پاي فشرده اند، در اين كوشش، همگامِ همگنانِ خود هستند. ترديدي نيست كه اين چشم انداز، از آن رفعتي برخوردار نيست كه فيلسوف از بام فلسفه، متديّن از فراز دين و عارف از بلندي عرفان، به هستي مي نگرد. با اين حال، همين چشم انداز، گشودگي و انفتاحي متفاوت را با خود دارد، خاصه آنكه برخي از اين دانشمندان، گامي بلندتر برداشته، به بامِ فلسفه و ديانت و عرفان پر كشيده و افقهايي چندگانه- و نه اما بيگانه با هم- را تجربه نموده اند.

2- خواننده كتاب با مطالعه ي پيشگفتار آقاي مك نِلي و سخنِ آغازينِ آقاي ريچارسون، در جريان پروژه ي «علم و كندوكاو معنوي» كه با حضور شصت تن از دانشمندان شهير در بِرْكلي برگزار شد، قرار خواهد گرفت. بنابراين از توضيح بيشتر درباره ي اين پروژه خودداري مي كنم و در اينجا به ذكر اين نكته بسنده مي نمايم كه رويكردِ نوين مراكزِ علميِ غرب به موضوعاتي از اين دست و آن هم در اين گستردگي، از يك طرف، و جهان بينيهاي منبعث از تحول علم در سه دهه اخير، از طرف ديگر، پديده هاي نويني هستند كه جا دارد به طور مستقل مورد مطالعه قرار گيرند.

3- درباره ي سبك برگردانِ كتاب حاضر بايد بگويم تا آنجا كه امكان داشته، سعي شده از درجِ عبارات توضيحي و كلمات زايد در متن پرهيز شود؛ مگر در موارد استثنايي كه بدون درج كلمه اي زايد بر متن، فهم مطلبْ دشوار مي شده است. به طريق اولي از درج شعر و عبارات و اصطلاحات عارفانه و به طور كلي هرگونه بازآرايي، اجتناب شده تا برگردانيْ وفادارانه تر ارائه گردد. ضمناً در مواردي كه ضرورت داشته برخي واژه ها در پانوشت، توضيح داده شده و همچنين براي خوانندگانِ علاقه مند به مباحث فلسفي، حاشيه هايي مختصر براي تشريحِ مطلب از منظر فلسفي، آورده شده است.

4- اگر نبود راهنماييها و تذكرات اساتيد گرانمايه و دوستان فاضل، اين برگردان، تحقق نمي يافت. بر خود لازم مي دانم از استاد بزرگوار جناب آقاي مهندس سيد مرتضي نبوي، و همچنين دوستان گرانقدر آقايان دكتر هدايت علوي تبار، دكتر ابراهيم دادجو، دكتر حسين شكوهمند، مهندس علي معتمدي، مهندس محسن قانع بصيري و سركار خانمها مهندس سوسن رجايي، مهندس لادن بابايي و مهندس جميله صدر، كه هر يك با لطف و حوصله ي تمام، فصل يا فصولي را مطالعه نموده و اصلاحاتِ لازمي را گوشزد نموده اند، سپاسگزاي نمايم. همچنين لازم است از كمكهاي سركار خانم فرشته مينايي تهراني و جناب آقاي افشار اميري تشكر كنم.

5- راقم اين سطور، خداي را سپاس مي گويد كه برگردانِ اثري متفاوت را به جامعه ي علمي و فلسفي كشور تقديم مي دارد. بدون هيچ ترديدي، برگردان حاضر از يك طرف به خطر بضاعتِ مزجاه راقمِ اين سطور و از طرف ديگر به خاطرِ تنگي دايره ي واژگان علميِ و فلسفيِ جديدِ غرب در زبان فارسي، نقايص متعددي دارد. اميدوارم صاحبانِ علم و انديشه، از تصحيح و راهنمايي دريغ نفرموده، مترجم را مستحقِ تعليم، تلقي فرمايند.

فهرست مطالب كتاب
مقدمه مترجم
پيشگفتار/ مك نلي
فصل نخست سخن آغازين/ دبليو. ام. ريچاردسن
1- علم و دين: دو نهانگاه جدا، در يك خانه/ آلن سانداژ
2- آيا علم، مدركي در مورد هدفداري جهان و وجودِ واقعيت متعالي ارائه مي دهد؟ /سيريل دامب
3- تقليل گرايي و ارزش آن/ مارتينز جي. هيولت
4- جهان بيني اسلامي و كيهان شناسي نوين/ عبدالحق برونوگيدردوني
5- تقليلِ علمي: دشمني يا دوستي؟/ رابرت بي. گريفيث
6- داروينيسم و الحاد/ مايكل ريوس
7- علم، معنويت و دين/ جوسلين بِل برنل
8- عدل خداوندي؛ خدا و بيماريهاي ژنتيك در انسان/ كنث اس. كندلر
9- الهيّات و متخصّصان رايانه/ كِوين كِلي
10- علم كامپيوتر، اطلاعات و عرفان يهودي/ ميچل پي. ماركوس
11- واقعيتي تاريخي كه در برگيرنده ي انفجار بزرگ، آزادي اراده و ذرات بنيادين است/ جفري اف. چيو
12- هراسهاي بشري و محاسبه خود/ مايكل اي. آربيت
13- جهان، زندگي و خودآگاه/ آندره ليند
14- خداوند، تقريباً/ برايان كانتول اسميت
15- يكتا پرستي غربي؛ چالشها و احتمالها/ آرتور پيكاك
16- يك پژوهش، يك آگاهي/ جورج سودارشان
فصل پاياني: تأملات فرجامينه/ فيليپ كليتون
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
ناشناس
United States of America
۲۰:۱۳ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۲
سلام. من با خواندن این گونه کتابها به وجد می آیم . امیدوارم نسل جوان ما با مطالعه این گونه کتابها و مقالات راه خود و هویت خود را بهتر بیابد. دانشجوی دوره دکترای روان شناسی
پاسخ
ناشناس
-
۰۹:۱۳ - ۱۳۸۴/۰۷/۱۱
با عرض سلام و ارادت .
در سابت شما از انتشار كتاب » علم و كندو كاو معنوي خبر داده ايد . چون من مقيم امريكا هستم مي خواستم بدانم چگونه مي توان اين كتاب را تهيه كرد . اگر ممكن است ناشري به من معرفي بفرماييد تا ضمن مكاتبه با او بتوانم اين كتاب را خريداري كنم . لطفاٍ نتيجه را با همين آدرس ايميل به من ابلاغ بفرماييد . قبلاً از لطف شما و سايت بسيار آموزنده و آگاهي دهنده ي شما سژاسگزاري مي كنم .
با عرض احترام مجدد
مهدي سياح زاده
پاسخ