احادیث غلط برای مردم میخوانند!
به گزارش آفتاب نیوز،
در شرايط كنوني جامعه ما، اعتقاد به حضرت مهدي موعود ـ عج ـ با چه آسيبهايي روبروست؟
آنچه از معارف مهدوي در ميان خواص جامعه و پژوهشگران عرصههاي مختلف علوم اسلامي وجود دارد بسيار عميق و مغتنم است اما آنچه از معارف اسلامي در دست مردم موجود ميباشد ضمن کم بودن آن، با خرافات و سطحي نگريهاي بسيار همراه است. معالاسف به دليل فقدان مديريت كار آمد در عرصه معارف مهدوي و ناهمسويي نهادهاي مختلفي كه به تبيين معارف مهدوي ميپردازند، اين معارف به صورت بسيار سطحي در دست مردم قرار ميگيرد. به گونهاي كه بسياري از مردم ظهور امام زمان ـ عج ـ را تنها آغاز رفاه اقتصادي و مادي ميدانند و از ابعاد مختلف ظهور غافلاند؛ مثلاً درباره اينكه ظهور حضرت مهدي موعود، عصر تكامل عقلهاست كمتر سخن گفته شده است؛ حال آنكه اين مباحث باعث تعميق باورهاي ديني مردم و رشد معارف مهدوي خواهد شد. گاه براي مردم احاديثي خوانده ميشود كه مفاد آنها اين است كه در آخر الزمان گليم خانه خود باشيد يا در آخر الزمان فرزند دار نشويد كه فرزندان فاسق و كافر خواهند شد! بايد توجه داشت كه بسياري از اين احاديث سند ضعيفي دارد و با احاديث مهم و قطعيالصدور امر به معروف و نهي از منكر تعارض دارد. عقلاً پيروي از اين احاديث باعث پيروزي كفار بر مسلمانان خواهد شد. اهل بيت ـ ع ـ همواره ما را به مبارزه با طاغوت دعوت كردهاند و خواستهاند تا زمينه ظهور را فراهم آوريم.
جشنها و مراسم نيمه شعبان چه تأثيري در تقويت باورداشت مهدويت دارد؟ جشنهاي ويژه نيمه شعبان تأثير بسياري در تقويت باور مهدوي دارد؛ اما به شرط آنكه اين مجالس، پايگاه عرضه واقعي معارف مهدوي باشد و از پرداختن به مباحث حاشيهاي يا مسائل شاذ و نادر پرهيز شود. پرداختن بيش از حد به شمايل ظاهري حضرت مهدي ـ عج ـ عدم اهتمام به علت غيبت ايشان و چگونگي ايجاد زمنيههاي ظهور باعث ميشود حقيقت مهدويت كمتر به دل مردم راه يابد. بسياري از معارف مربوط به امام زمان ـ عج ـ تنها در كتب باقي مانده و كمتر به هيأتها و جشنهاي نيمه شعبان راه يافته است. از جمله اين مسائل معارفي است كه درباره شب نيمه شعبان بيان شده است. طبق برخي از روايات، پس از شب قدر، گرانقدرترين شب، شب نيمه شعبان است. شگفت اينكه شب قدر در ماه خدا قرار دارد و شب نيمه شعبان در ماه پيامبر اسلام ـ ص ـ. شب قدر شب نزول قرآن است و شب نيمه شعبان شب نزول امام معصوم و انسان كامل، وجود مقدس حجت ابن الحسن المهدي ـ ع ـ ميباشد. اين خود شاهدي بر جداناپذيري قرآن و عترت از همديگر است. اين شب، شبي است كه اميرمؤمنان علي ـ ع ـ دعاي كميل را به كميل بن زياد آموزاندهاند. بسياري از مردم از ثواب قرائت اين دعا در شب نيمه شعبان غافلاند و در نتيجه، از مواهب معنوي اين شب بيبهره ميمانند. بيان معارف حقيقي در اين شب ضمن آماده ساختن همگان براي درك ماه رمضان و ليالي قدر، باعث درك درست آنان از عترت پيامبر گرامي اسلام ـ ص ـ خواهد شد. حال بايد ديد چه ميزان از اين مباحث در ايام نيمه شعبان در هيأتهاي مذهبي مطرح ميشود.
برخي از منبريها و خطبا گرايشي شديد به نقل روياها يا تشرفات افراد به محضر امام مهدي ـ عج ـ دارند. گرايش افراطي به نقل اينگونه تشرفات و ملاقاتها چه آثار و پيامدهايي خواهد داشت؟
بيگمان بازگويي تشرفات بزرگان، علما و دل سوختگان به محضر حجت بن الحسن ـ عج ـ در پيوند مردم با اهل بيت ـ ع ـ مؤثر است. اما بايد توجه داشت كه نقل افراطي اين داستانها باعث ايجاد تشنگيهاي افراطي در افراد سطحي و عوام براي ديدن ياران حضرت حجت ـ عج ـ خواهد شد. اين، بازار بسياري از كساني را كه به دروغ مدعي اين امر هستند، گرم خواهد كرد و چه بسا باعث انحراف بسياري از جوانان شود. از اينرو بايد توجه داشت كه در نقل اين داستانها بايد با دقت فراوان عمل كرد و با نهايت درايت سند آنها را بررسي كرد. از سويي اين داستانها نبايد با اصول معارف مهدوي و عقايد اسلامي منافات داشته باشد. حتي المقدور داستان تشرف علما و مراجع گذشته در اين باره نقل شود و ضمن بيان حكايت تشرف آنان، زندگي آن علما بررسي شود تا سره از ناسره باز شناخته شود و همگان بدانند كه تشرف به خدمت آن حضرت با عمري خدمت به آستان اهل بيت ـ ع ـ ، كسب فضايل و تلاش فراوان در تهذيب علمي و عملي ميسر خواهد بود.
يكي از عرصههاي موثر در فرهنگسازي، عرصه هنر، ادبيات و شعر ميباشد. هنر مهدوي در حال حاضر از چه جايگاهي برخوردار است؟ سرودن اشعار در معارف مهدوي در حال حاضر داراي چه ظرفيتهايي است؟ هنر مهدوي قابليتها و ظرفيتهاي فراواني دارد. اما متأسفانه مقوله هنر مهدوي در تمام عرصهها با كليشهكاري و سطحي نگري فراوان همراه است. مثلاً در صدا و سيما هر گاه سرودي درباره حضرت بقيةالله الاعظم ـ عج ـ خوانده ميشود، صحنهاي از اسب سفيدي كه از دور دست در حال آمدن است و گرد و غباري كه از اطراف به هوا برخاسته نشان داده ميشود و مردي با صورت نوراني كه سوار بر اسب به نزديك ميآيد. اين تصاوير بيش از بيست سال است كه در چنين روزهايي پخش ميشود. آيا هنرمندان ما توان اينكه مسئله ظهور را در قالبهاي ديگر و با مضمونهاي ديگري نمايش بدهند ندارند؟ در شعر مهدوي نيز همين گونه است. كليشه كاري و استفاده از مضمونهاي تكراري ـ مانند يوسف گمشده ـ در اين دوره بسيار است. دليل آن هم اين است كه مركزي تاكنون تأسيس نشده كه بتواند شاعراني در اين زمينه تربيت كند. بدين صورت كه در قالب كلاسهايي معارف مهدوي را براي شاعران بيان، زواياي پنهان اين مقوله را آشكار و راهكارهاي تازهاي براي اعتلاي شعر مهدوي عرضه نمايد. اگر چنين كاري انجام شود شعر مهدوي رشد ميكند و از سطحي نگري و كليشهكاري جلوگيري ميشود.