به گزارش آفتاب نیوز، 
عبور از موقع گذشته به وضع جدید به معنی قرار گرفتن تهران در جایگاهی است که باید در قبال خواست های اعلامی در قطعنامه یاد شده تصمیم بگیرد؛ چون بهر حال قطعنامه مصوب اجلاس اخیر شورای حکام (IAEA) نمادی از فهم مشترک جامعه بین الملل است. بنابراین تهران حالا نمی تواند چون گذشته همه تلاش دیپلماتیک خود را صرف اعتماد زایی در سطح بین الملل کند، بلکه باید راهکاری را تعقیب کند که منافعش در واقع گرایانه ترین شکل ممکن تضمین شود. این وضع به ویژه همراه است با تجر به گران سنگی که تهران از همسویی ها یا تعارض منافع با دیگر بازیگران صحنه بین الملل در فرآیند تصمیم سازی اخیر IAEA کسب کرد.
اما آنچه می تواند تهران را در تصمیم سازی برای موقع کنونی یاری دهد، درک جنبه های ساختاری حاکم بر آن است. اروپاییان با تحمیل قطعنامه خود به شورای حکام توانستند ایران را از جایگاه تلاش برای اعتماد زایی به وضعی انتقال دهند که مهمترین دغدغه اش قبول یا رد خواست های اعلامی در قطعنامه باشد. به عبارت دیگر هدف اروپا و به تبع امریکا طی ماههای اخیر وادار کردن ایران به قبول بازی« بقاء و اعتبار» در قبال برنامه هسته ای اش بوده است. وضع کنونی ممکن است چنین تعبیری را در اذهان متبادر کند، اما آیا ایران این چارچوب تحمیلی را به ویژه پس از تصویب قطعنامه پیشهادی اروپاییان خواهد پذیرفت؟
تهران پیشتر بارها اعلام کرده است که ارجاع پرونده هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل به معنی پایان همه راهها نیست.
مقامهای ایرانی بارها گفته اند در صورت ارجاع پرونده هسته ای به شورای امنیت گرینه های دیگری را پیش رو دارند.
رفتن یا نرفتن پرونده هسته ای به شورای امنیت تا اجلاس آتی شورای حکام در نوامبر آینده بلاتکلیف است. در این مدت تهران فرصت دارد تصمیم بگیرد؛ آیا به معادله اروپاییان در بازی « بقاء اعتبار» تن دهد یا راهی میانه و منطبق با واقع گرایی را که در بردارنده منافع ملی است، برگزیند.