پایگاه خبری آفتاب
۱۹ /خرداد /۱۴۰۵
Tuesday 09 June 2026
کد خبر:۱۵۰۶۸
۱۵:۱۱
۱۳۸۴/۰۷/۰۳
نامه مجيد جلالي به دكتر احمدي نژاد:

آقاي رييس جمهور لطفا با تفكر وابسته در فوتبال مبارزه كنيد

۱۵:۱۱
۱۳۸۴/۰۷/۰۳
به گزارش آفتاب نیوز، در اين نامه ، مجيد جلالي خطاب به دكتر احمدي نژاد آورده است: « چند روزي است كه با خود خلوت كرده‌ام، آنقدر حرف براي گفتن دارم كه به مانند كوهي روي دلم سنگيني مي‌كند. حرف‌هايي كه مانند استخوان در گلوست. با چه كسي درد دل خود را در ميان بگذارم؟ تا كي مي‌توانم اين دردها را در خود نگهدارم؟ بعد از ساعت‌ها فكر، از رييس جمهور مردمي ايران كسي را بهتر نديدم، او كه دل سوخته است و عاشق وطن، و او كسي است كه بهتر از هر كسي مي‌تواند به حرف‌هاي يك دل پر درد گوش دهد.
نمي‌دانم تا چه زماني مربيان ايراني بايد اين همه اهانت، توهين، نامهرباني و شرايط سنگين را تحمل كنند. مگر ما كه يك ملت بزرگ و استقلال خواه هستيم حق نداريم كه به نيروهاي خود اعتماد كنيم و چرا فضاي ورزشي كشور را به سمتي برده‌اند كه همه بگويند: ما چيزي نستيم ما مربي نداريم،ما امكانات نداريم، ما بازيكن و داور نداريم. آيا اين يك سبك مديريتي جديد است؟ چه كساني از اين القائات سود مي‌برند؟
كشور و مردمي كه با افتخار به شهيدان و ايثارگران و جانبازان خود مي‌نگرد، چرا بايد افتخارات ورزشي خود را در گرو كساني ببيند كه فقط ما را به چشم مردمي نگاه مي‌كنند كه وابسته‌اند و پول دارند و چيزي هم بلد نيستند و استعداد زيادي هم ندارند، اين در حالي است كه ما هستيم كه براي آنها موفقيت دست و پا مي‌كنيم و آنها را به افتخار مي‌رسانيم و آنها هستند كه از تمامي ابزار، امكانات و استعدادهاي ما بهره مي‌برند و بوسيله‌ي فضايي كه خود براي آنها ايجاد مي‌كنيم موفق مي‌شوند و در نهايت ضمن تحقير شدن، ما و جهانيان بايد شاهد بالا رفتن پرچم كشورمان به دست آنها باشند.
و البته اين موفقيت را مديون رفتار و نگرش سياستگذاراني هستند كه بر خلاف اظهارات خود، افكار وابسته و ايده‌هاي غيرحرفه‌يي دارند و تنها ديدگاه حرفه‌يي را در خارج كردن بي‌ حساب پول‌هاي اين مردم مي‌دانند. چگونه است كه سالانه ثروت هنگفتي از سرمايه اين ملت به بهانه آوردن مربيان خارجي از اين كشور خارج مي‌شود در حالي كه حتي يك ريال هم هزينه صرف تربيت مربي در اين كشور نمي‌شود.
مي‌گويند كه مربي نداريم. هر چند كه با اين حرف صد در صد مخالفم ولي اي كاش در طي اين سال‌ها با آوردن مدرسان خوب خارجي، همچنين اعزام مربيان متعهد به صورت سالانه به دوره‌هاي پيشرفته خارجي و يا حتي آوردن مربيان مجرب خارجي به پيشرفت علوم مربيگري در كشور كمك كرده و از اين طريق در تكميل تامين نيروي انساني مشخص براي مربيان كشور هم اقداماتي انجام مي‌داديم تا مجبور نباشيم بعد از گذشت اين همه سال و صرف هزينه‌هاي بسيار سنگين باز هم به شخصيت‌هاي درجه چندم خارجي وابسته باشيم. حال، اين ضعف چه كسي است؟ مگر نه اين كه مربي در فوتبال هر كشور يك ركن اساسي است پس چرا بخش سياستگذاري فوتبال در كشور در اين سي سال رقم‌هاي نجومي را هزينه استخدام مربيان خارجي كرده‌اند ولي براي تربيت مربي در كشور هزينه و زحمتي متحمل نشده‌اند و تازه اگر بنا بر استعدادهاي ذاتي اين ملت بزرگ كساني هم پيدا مي‌شوند كه در عمل مي‌گويند كه ما مي‌توانيم، آنها را به شكل‌هاي مختلف بي‌كفايت جلوه داده و ر همان زمان‌ها به سراغ خارجي‌هايي مي‌روند كه هيچ كس به خوب بودن و مفيد بودن آنها مطمئن نيست و فضاي پيشرفت فوتبال كشور را براي كساني مهيا مي‌كنند كه نه به استعدادهاي اين ملت معترفند و نه به آرمان‌هاي آنها وفادار.ولي معلوم نيست كه در اين راه منافع چه كساني تامين مي‌شود.»
در بخش ديگري از اين نامه که براي ايپنا فاکس شده ،آمده است: « معلوم نيست خارجي‌ها چه كاري را مي‌توانند انجام دهند كه نيروهاي داخلي نتوانسته‌اند، آيا ابزار، امكانات و بودجه‌اي را كه براي موفقيت خارجي‌ها مهيا مي‌كنند تا به حال براي نيروهاي خودي مهيا كرده‌اند؟ آيا حيطه اختياراتي كه براي خارجي‌ها قائل هستند براي مربيان ايراني هم قائل‌اند؟
وقتي مربي خارجي را مي‌آورند حتي بايد در برنامه‌ريزي هفتگي براي ساعات تفريح او نيز زمين تنيس اجاره كنند و آب سرد و گرم خانه آنها تمام فكر مسوولين اجرايي ما را مي‌گيرد. در حالي كه مربي ايراني را بعد از يك باخت كنار خيابان به تنهايي رها مي‌كنند و مي‌روند.
آنقدر به مربيان خارجي اختيار مي‌دهند كه همه و از جمله بازيكنان فكر مي‌كنند كه او از كره مريخ آمده، در حالي كه مربي داخلي را حتي از اختيارات متعارف مربيگري خود هم مي‌خواهند محروم كنند.
رقم‌هاي نجومي را به مربيان خارجي مي‌دهند و با كلي اختيارات نامحدود و خدمات رفاهي، خانه و ماشين مجلل، مترجم گماشته، راننده، پزشك خصوصي و … در صورتي كه وقتي به ثمره‌ي كار نگاه مي‌كني، هيچ چيز بالاتري را نمي‌بيني، آنها چه چيزي به بازيكنان ياد مي‌دهند؟ كدام بازيكن را براي ما ساخته‌اند، چه روش و ايده نويني را به فوتبال ما تزريق كرده‌اند و چه چيزي به ما اضافه كرده‌اند؟
در حالي كه تنها هزينه‌هاي خدماتي كه براي آنها فراهم مي‌كنند برابر است با دستمزد پنج سال يك مربي داخلي كه البته اين غير از دستمزد اصلي آنهاست. ولي آيا به اندازه هزينه‌اي كه دارند براي فوتبال ما سود آور بوده‌اند؟
ولي با اين حال باز هم دست به سينه در خدمت آنها بوده وعاشق سينه چاك آنها هستيم.
فضا را طوري پيش برده‌اند كه تمامي مردم، جامعه، بازيكنان و مربيان و رسانه‌ها بايد بنشينند و دست بزنند تا خارجي‌ها پرچم ما را بالا ببرند. در حالي كه خودشان مي‌دانند كه ما در كشور نيروهاي توانمندي داريم كه قادر به انجام هر كاري هستند.
چه رازي در اين ميان نهفته است كه نيروهاي داخلي را با هزاران مارك از صحنه به در مي‌كنند و خود را مسوولين حرفه‌اي مي‌دانند. در حالي كه هيچ تعريف مشخص و روشني هم از حرفه‌اي بودن ندارند. پول‌ها مانند ريگ بيابان هزينه مي‌شود ولي ورزشگاه‌هاي ما چراغ ندارند و تورهاي دروازه‌ در مسابقات پاره است و حتي تعداد زمين‌هاي چمن مناسب در سطح كشور به اندازه‌ي انگشتان يك دست هم نيست. ولي زياد هزينه كردن و پول زياد دادن به عوامل مختلف خارجي اعم از مربي يا بازيكن را حرفه‌اي‌گري مي‌دانند. چرا هميشه در سخنراني‌ها مي‌گوييم كه اين كشور داراي استعدادهاي بزرگ است ولي در عمل به هيچ نيروي داخلي فرصت ابراز وجود نمي‌دهند، در حالي كه تمام امكانات و بودجه خود را بسيج مي‌كنند تا بگويند خارجي‌ها بهتر هستند و با تمام بودجه خود سعي مي‌كنند اين فكر وابسته را اثبات كنند؛ چرا؟
در ادامه‌ي نامه جلالي آمده : « آقاي رييس جمهور دستور بفرماييد، ارقام و حسابرسي‌هاي آنان را بياورند، در اين صورت خواهيد ديد كه بر سر فوتبال اين مملكت و نيروهاي اين كشور چه آمده است. مسلما روشن مي‌شود كه سياستگذاران فوتبال ما كه همه را متقاعد كرده‌اند به اين كه مربيان و بازيكنان خارجي بايد بيايند، چه چيزي را به دست آورده‌اند؟ در آن صورت پي خواهيد برد كه از طريق اين مسوولان غير متخصص، به فوتبال اين مملكت خدمت شده يا خيانت؟
مي‌توان پي برد كه چه دست‌هايي است كه با تمام وجود خواهان اثبات بي‌لياقتي نيروهاي داخلي و مفيد بودن خارجي‌ها هستند.
كشوري كه با افتخار، هشت سال جنگ را با اتكال به خدا و با تكيه به نيروهاي داخلي توانست لياقت خود را به همه جهانيان ثابت كند و الگوي شجاعت، شهامت و شهادت براي همه دنيا باشد حالا چگونه است كه بايد براي بيگانگان دست بزند. زماني مي‌توانيم خود را با لياقت معرفي كنيم كه همه چيز به دست خودمان انجام شود و پرچم كشورمان به دست ايراني بالا برود و فقط در اين صورت است كه دل تمامي انسان‌هاي دل سوخته و عاشقان اين مرز و بوم و روح شهيدان شاد و راحت خواهد شد.
آقاي احمدي‌نژاد مطمئن باشيد در كشور ما مربياني هستند كه بارها و بارها امتحان خود را پس داده و آنها توانايي خود را در ميدان‌هاي جهاني، آسيايي و باشگاهي به اثبات رسانده‌اند، ولي واقعيت اين است كه هر وقت مسووليت به آنها سپرده شده با حداقل امكانات، بودجه و اختيارات بوده، در حالي كه وقتي اين مسووليت به خارجي‌ها واگذار شده همه دست به سينه در خدمت آنان بوده‌اند ولي با اين حال افتخاراتي كه مربيان خودمان به دست آورده‌اند با خارجي‌ها قابل مقايسه نيست.»
در اينجا تقاضا مي‌كنم به جدول عناوين فوتبال ايران با مربيان ايراني و خارجي توجه فرماييد:
( عکس اين جدول در پايان نامه آمده است)
در بخس پاياني اين نامه آمده است: «همانطور كه مرقوم است 27 عنوان در طول تاريخ فوتبال داشته‌ايم كه تنها هشت عنوان آن با مربيان خارجي و بيست عنوان به دست مربيان پرافتخار ايراني به دست آمده است.
آقاي احمدي‌نژاد به اين قول باور داشته باشيد كه صرفا به خاطر بعضي سياستگذاري‌هاي غير تخصصي است كه مربيان ايراني مظلوم واقع شده و در جامعه خود غريب هستند.
حال به عنوان يك ايراني و نماينده كوچكي از جامعه مربيان ايراني به شما اطمينان مي‌دهم كه استعداد و توانمندي فرزندان اين مملكت بسيار فراتر از آن چيزي است كه تئوريسين‌هاي غير ورزشي ما سعي كرده‌اند آن را به جامعه القا كنند.
به شما قول مي‌دهم اگر فوتبال در دست فوتبالي‌ها و ايراني‌ها باشد، هم شاهد شكوفايي لياقت‌هاي نهفته نيروهاي ايراني خواهيد بود و هم پرچم سرافراز ايران به دست فرزندان اين ملت به اهتزاز درخواهد آمد.
در پايان از تمامي نيروهاي مستقل و از تمامي انسان‌هايي كه به استقلال اين كشور عشق مي‌ورزند و به فداكاري‌هاي جوانان اين مرز و بوم اعتقاد و اعتماد دارند و از مربيان زحمتكش و دل سوخته‌اي كه در گوشه، گوشه اين كشور پهناور به بارور شدن استعدادهاي جوان اين كشور كمك مي‌كنند و از تمامي نويسندگان و رسانه‌هاي متعهدي كه توانايي نيروهاي داخلي اين كشور را باور دارند خواستارم كه دراين امر مهم سهيم باشند.
آقاي رييس جمهور در پايان مصرانه از شما خواهش مي‌كنم كه اين مساله را با حساسيت خاصي دنبال كنيد. يادم مي‌آيد كه شما در تمامي سخنراني‌هاي خود از جوانان اين كشور به عنوان نيروهاي كارآمد، با استعداد و مورد توجه نام برده‌ايد، و استحضار داريد موضوع فوتبال يك امر كاملا مورد توجه جوانان است كه مسايل و اخبار آن را با حساسيت ويژه دنبال مي‌كنند و آنها با فوتبال شاد يا غمگين مي‌شوند، ولي ما مي‌دانيم كه موضوع فوتبال به همين جا ختم نمي‌شود بسياري از مسايل سياسي و اقتصادي وجود دارد كه در فوتبال جستجو مي‌شود و از همه مهم‌تر در حال حاضر از تمام دنيا فوتبال بهترين راه براي رخنه فرهنگي است بنابراين ناگزير هستيم نسبت به پيامدهاي فرهنگي و سياسي تفكرات استعماري در فوتبال حساس باشيم.
در انتها اضافه مي‌كنم كه حرف‌هاي بسياري در اين زمينه دارم كه نمي‌توانم در اينجا عنوان كنم و در صورت صلاحديد آنها را حضوري به عرض خواهم رساند.»

با آرزوي سربلندي فرزندان اين كشور
مجيد جلالي
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha