تل آویو، تلاش مذبوحانه برای پایان انزوای منطقه ای
به گزارش آفتاب نیوز، 
در همین ارتباط، می توان گفت شعار «از نیل تا فرات» که شکلی تهاجمی در جهت توسعه ارضی داشت، به نوعی، تلاش برای فرار از آن انزوا نیز بود. از همین رو، هنگامی که «انور سادات» رئیس جمهوری سابق مصر پا بر فلسطین اشغالی نهاد و چندی بعد، قرارداد «کمپ دیوید» را امضا کرد، اسرائیلی ها نتوانستند شامادنی بسیار خود را پنهان کنند. قرارداد مذکور، در حقیقت، آغاز فروپاشی دیوار انزوایی بود که اسرائیل در آن گرفتار آمده بود؛ دیواری که به سبب حل نشدن پرونده فلسطین به وجود آمد.
از آن پس، تا حدود دو دهه بعد که اسرائیلی ها و فلسطینان براساس قرارداد اسلو پای میز مذاکره نشستند، تل آویو کوشید سایر کشورهای عرب و اسلامی را به پیروی از الگوی سادات تشویق کند. این در حالی بود که سادات توسط سازمان جهاد اسلامی به قتل رسید؛ اقدامی که بهای نزدیکی او و خیانت به آرمان فلسطین به حساب آمد.
با این همه، از آن به بعد، گرچه شایعات و گزارش هایی مبنی بر برخی تماس های دیپلماتیک میان اسرائیل و گروهی چند از کشورهای منطقه (با میانجیگری طرفین ثالث) وجود داشت، اما آغاز مذاکرات اسرائیلی ها و فلسطینیان برای چند کشور منطقه این فرصت را به وجود آورد تا با برقراری مناسبات دیپلماتیک و یا اقتصادی با تل آویو، به بهانه آنکه فلسطینیان شاخه زیتون را به سوی اسرائیلی ها دراز کرده اند و ... در جهت سیاست واشنگتن که از پایان انزوای اسرایئل حمایت می کرد (و می کند) گام بردارند.
همزمان با این تحولات و نیز رنگ باختن شعار «از نیل تا فرات»، در تل آویو، این ایده مطرح شد که با ایجاد منافذی در دیوار انزوای منطقه ای می توان از طریق دیگری در خاورمیانه ایفای نقش کرد و توسعه اقتصادی را جایگزین توسعه ارضی نمود. از همین رو، شاهد طرح ایجاد یک ساختار اقتصادی در خاورمیانه بودیم که دهه 90 میلادی اوج آن بود؛ دوره ای که سوریه نیز پای میز مذاکره با اسرائیل نشست.
با این حال،از آن زمان تاکنون، این ایده به سبب توقف مذاکرات سوریه و اسرائیل و نیز وجود موانع بسیار در راه صلح فلسطینیان با اسرائیل تحقق نیافته است. اما به نظر نمی رسد که تل آویو آن را به باد فراموشی سپرده باشد. از سویی، اسرائیل با امضای قرارداد صلح با اردن و سپس قراداد همکاری امنیتی – نظامی با ترکیه، دهه 90، شکافی جدی در دیوار انزوای خود به وجود آورد. به ویژه که سوریه را از دو سو مورد تهدید قرار می داد (و همین موضوع، سوری ها را واداشت تا با اخراج «عبدالله اوجالان» رهبر پ.ک.ک و سایر اقدامات در جهت جلب رضایت آنکارا گام بردارند، اقدامی که به طور قطع برای رهبران سوریه رضایت بخش نبود.
در این میان، پس از تهاجم آمریکا به عراق و تحولات پس از آن و تلاش واشنگتن برای تحقق طرح خاورمیانه بزرگ تغییرات چندی در دیپلماسی برخی از کشورهای خاورمیانه و اسلامی بودیم. این دیپلماسی همزمان با «نسیم دموکراسی» در کشورهایی چون قطر، بحرین و ...، جهت گیری و رویکردی دگرگونه را در قبال اسرائیل در پیش گرفت. در این حال، اما عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه را می توان نقطه عطفی برای تل آویو به حساب آورد. خروج اجباری اسرائیلی ها از نوار غزه که پیامد مبارزه فلسطینیان در عرصه نظامی و دیپلماسی بود، به تل آویو این امکان را داد تا با وارونه کردن حقیقت و طرح این ادعا که به رغم مخالفت و کارشکنی های صهیونیست های تندرو، اقدام به این کار کرده است، درصدد مثبت نشان دادن وجهه خود در منطقه و جهان برآید. این موضوعی بود که به عنوان یک موتور محرکه برای دیپلماسی منطقه ای اسرائیل محسوب می شود.
در همین خصوص، می توان چند هفته گذشته را دوره پرمشغله ای برای دیپلمات های اسرائیلی دانست. دیدار «سیلوان شالوم»و «خورسید احمد قصوری» وزیران امور خارجه اسرائیل و پاکستان در «استانبول» ترکیه کلیدی برای شروع این تحرک دیپلماتیک بود که به دیدارهای این مقام اسرائیلی با مقام های قطر، بحرین و چند کشور دیگر عربی – اسلامی تسری یافت؛ دیدارهایی که از سوی دولت خودگردان فلسطین، اتحادیه عرب و ... مورد انتقاد قرار گرفت.
ضمن آنکه بدون هیچ تعارفی، باید این دیدارها را یک موفقیت برای دیپلماسی اسرائیل به حساب آورد، باید پیامدهای آن را نیز مورد توجه قرار داد. نخستین پیامد این رویدادها، افزایش فشار بر روی دولت خودگردان فلسطین خواهد بود. تاکنون، حداقل در موضع گیری های سیاسی، فلسطینیان از بابت چنین پشتیبانی ای از سوی کشورهای عربی و اسلامی نگرانی نداشتند، اما حال، این پشتیبانی یکپارچه از آنان سلب شده است و همین امر کار را برای فلسطینیان در مذاکرات و چانه زنی هایشان با اسرائیل دشوارتر می کند.
دومین پیام را می توان متوجه سوریه و چند کشور دیگری را که تاکنون تن به صلح تحمیلی با اسرائیل، به رسمیت شناختن آن رژیم و در کل، توافق با آمریکا نداده اند. این در حالی است که کشوری مانند لیبی که تا چندی پیش، گوی سبقت را از سایرین در دادن شعارهای ضدآمریکایی و ضد اسرائیلی ربوده بود، به تجدید نظر کامل در مواضع خود پرداخته است. باید در نظر داشت که دستاورد اخیر تل آویو در زمینه سیاسی و در عین حال، پایان تحریم اقتصادی اسرائیل توسط عربستان سعودی و بحرین مواضع سوری ها را تضعیف خواهد کرد.
در این حال، باید گفت که برای اسرائیلیها، همه چیز نمی تواند در عرصه دیپلماسی خلاصه شود. تجارب مقاومت در جنوب لبنان و انتفاضه نشانگر آن است که در کنار محور دیپلماسی، محور مقاومت را نباید نادیده گرفت؛ محوری که دستاوردهای بزرگی همچون عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان، نوار غزه است و هر اندازه هم تل آویو بکوشد، نخواهد توانست این محور را نادیده بگیرد؛ محوری که پشتیبانان بسیاری در میان توده های کشورهای عربی و اسلامی دارد.