مشاور و رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
ضرورت دیدهبانی از اصول و قیام برای اصلاح
حجت الاسلام علي عسکري
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: پیامبر گرامی اسلام (ص) در برابر کفار قریش فرمود: «اگر ماه را در یک کف دستم قرار بدهید و خورشید را در کف دست دیگرم و در مقابل بخواهید دستبردار از اصول خود باشم و روگردان از اعتقاداتم شوم، هرگز چنین نخواهم کرد». همچنین آن حضرت دلیل مبارزات طاقتفرسا و فلسفه بعثت خود را به کمال رساندن اخلاق و کرامت انسانی معرفی نموده و فرموده است: «به پیامبری مبعوث شدهام تا مکارم اخلاقی را به اتمام برسانم»؛ و بهترین مدال افتخار ایشان، این بود که خداوند در قرآن، خُلق عظیم و اخلاق پاک ایشان را ستود و خطاب به او فرمود: «إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛ همینطور انسان کامل و خلف صالح ایشان، حضرت علی (ع) فرموده است: «خدایا تو میدانی از ما نیست کسی که برای رسیدن به قدرت تلاش کند و از ما نیست کسی که برای رسیدن به ثروت و مظاهر فریبنده مادی کوششگری نماید. بلکه تلاش و کوشش شبانهروزی ما برای زنده کردن ارزشها و اصول است تا جاییکه اصلاح در شهرها، امنیت برای مظلومان و اجرای حدود شرعی حاصل گردد».
نظر به اینکه انقلاب اسلامی ایران در راستا و ادامه بعثت پیامبر (ص) با الگوی اسلامی و مکتب فکری حضرت علی (ع) به وقوع پیوست و پیام شهیدان انقلاب اسلامی و امام شهیدپرورمان احیای ارزشها و اصول و پایداری بر آنها بود، لذا پاسداری از اصول و حرکت در مسیر اصلاح جامعه دینی و انقلابی ایران، وظیفهای است همگانی و میدانیم که التزام عملی همه دلسوزان نظام به اصول و ارزشهای تصریحشده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ضرورتی انکارناپذیر است و منظور از اصولگرایی چیزی غیر از این نیست.
بنا به آنچه گفته شد، اصولگرایی با قدرتطلبی، مقامخواهی، زراندوزی، رفاه شخصی، شهوتگرایی بهدور از اخلاق و مکارم انسانی مسئولان همخوانی ندارد و فردی که خود را اصولگرا میداند، مدیریت و سیاست را نباید وسیلهای برای رسیدن به قدرت و طعمه قرار دادن دنیا تلقی نماید، بلکه مهمترین هدف او باید خدمت به همنوعان، تعالی و رشد در جهت خودسازی و تقرب به خدا و معشوق حقیقی باشد.
نظر به ضرورت بازنگری در جریان اصولگرایی کشور عزیزمان ایران، لازم است بدانیم جریان ارزشمند و اصولگرای موجود که سالهاست قدرت را در اختیار گرفته، از چه نوعی است. آیا از نوع آن امری است که گفته شد و سیره پیامبر (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) بر آن دلالت دارد یا از نوعی است که نباید باشد و در عمل نیازمند اصلاح و تجدید نظر است؟
شکی نیست که اصولگرایی هم بهمانند اصلاحطلبی در مسیر خود با خبط و خطاهایی مواجه شده و در عمل از اصول و ارزشها فاصله گرفته است. سابقه چندین ساله و تجربه عملی به ما میگوید که جریان اصولگرا در سالهای نخست، خوب پیش رفت و برای همه دلسوزان کشور، امیدوارکننده بود و التزام به ارزشها، رفتارهای اصلاحی، مقابله با قدرتطلبی و افزونخواهیهای مادی در آن مشهود و آشکار بود و در تأمین حقوق اساسی مردم و توجه به مطالبات دینی و اقتصادی قدمهای مؤثری برداشته شد. لکن مطلب بسیار جالب توجه اینکه بهتر بود معرکهگردانهای جریان اصولگرایی کشور به مصداق آیه شریفه قرآن که میفرماید: «تقوا پیشه کنید و همراه با صادقان و راستگویان باشید»، هم تقوای سیاسی را رعایت میکردند و هم با خودشان و مردم صادق بودند، ولی با کمال تأسف رفتهرفته قدرت و توجه به مظاهر فریبنده مادی، به کام بعضی از اصولگرایان شیرین آمد و شد آنچه نباید میشد.
آنان ریاست و خودشیفتگی را پیشه ساختند و مرعوب قدرت شدند. رقابت برای کسب قدرت، در میان اصولگرایان حتی با روشهای تخریبی، شکلی عملی به خود گرفت و نقدهای دلسوزانه اصولگرایان منتقد بر اصولگرایان دولتی و صاحب قدرت، گران آمد. طبیعی است که اگر فرد یا افرادی با نام و شعار اصولگرایی قدرت حاکمه را در دست گیرند و تمامیتخواه باشند، چه به سر اصولگرایی میآید.
جزماندیشی، اجتهاد در برابر نص، قانونگریزی، کماهمیت معرفی نمودن خواستهها و مطالبات مراجع عظام تقلید در موضوع حجاب اسلامی و بعضی از موارد مهم دیگر، عدم پاسخگویی به مطالبات اقتصادی و گرانی در حوزه اصولگرایی دولتی، استمرار حرکت اصولگرایی را سخت و شاید هم غیرممکن ساخته است. حالا سؤال این است که: «برای برونرفت از وضع موجود چه باید کرد؟»؛ پاسخ یک کلمه است: «اصلاح! اصلاح!».
اصلاح در مفهوم خاص خود در برابر افساد قرار دارد. صالح به معنی شایسته است و امروز اصلاحطلبی به معنای واقعی کلمه، از لوازم غیرقابل انکار برای اصولگرایی در کشور است. تحلیل گذشته و حال و همچنین نگاه درست و آگاهانه به آینده به ما میگوید که اصلاحطلبی و اصولگرایی از نوع صحیح و بدون خدشه آن، از ضروریات انقلاب و نظام است. اداره کشور بدون روشهای اصلاحی مطلوب و بدون اصولگرایی صحیح میسور نخواهد بود.
خبط و خطای اصلاحطلبان افراطی و اصولگرایان پرمدعا و ناکارآمد را نباید به حساب نام زیبای اصلاحطلبی و اصولگرایی ثبت تاریخ نمود. مردم متعهد و نخبگان دلسوز، افراطگرایان را هیچگاه اصلاحطلب و ارزشمدار ندانسته و نمیدانند. اعتدال، آسانبینی و عقلانیت از لوازم اصلاحطلبی و اصولگرایی بوده و هست و به همین جهت است که نه اصلاحطلبی با ولنگاری سازگار است و نه اصولگرایی با تحجر و رفتارهای خشن و دگم؛ و در این میان، پس از این همه فرازونشیب، راه درست اصولگرایی، اصلاحطلبانه است آن هم از راه توجه جدی و تأکید بر اصول به ویژه چهار اصل مهم: اسلام، انقلاب، امام و رهبری؛
لذا با اقدامات اصلاحی مؤثر و قانونمند طبق اقتضائات و مطالبات بهحق مردم در یک نوآوری سیاسی مطلوب باید ناراحتی و خشم مردم از وضع موجود را فرو نشاند و به بیلیاقتیهای مشهود در بعضی حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاتمه داد. مدیریتهای فاقد صلاحیت و برنامه، عرصه را بر مردم تنگ نموده و عقلانیت و کارآمدی مورد رضایت مردم، مطلوب نظام است نه رفتارهای شعاری و برخوردهای سرِکاری برخلاف تعهد و اخلاق؛
دوستان اصولگرا بهویژه عزیزان منتقد میدانند که دلیل و فلسفه مهم حکومت از نظر مکتب اسلام، رضایت مردم است و بدون حضور و خواست مردم، حتی مولای معصوم ما، حضرت علی (ع)، قبولدار حکومت بر آنان نشد و وقتی هم چند سالی بنا به خواست امت اسلامی و رضایت آنان در مصدر امور و ولایت ظاهری بر مردم قرار گرفت، با افتخاری فرمود: «در لوای حکومت من کسی نیست مگر اینکه از آب آشامیدنی مطلوب، نان و مسکن برخوردار است و دغدغه این نوع از ضروریات زندگی را ندارد»؛ چون در زمان زمامداری ایشان به رفاه مردم اندیشه میشد و امام (ع) آن را وظیفه اصلی حکومت میدانست.
انکار گرانی و بیتفاوتی در رابطه با مشکلات مردم نامش نه اصولگرایی است و نه عدالت و ریشه بیعدالتیها به تبعیضهای سیاسی و اقتصادی برمیگردد. روابط ناسالم اداری سبب فساد شده است و اصولگرایی حکم میکند که قیام برای اصلاح صورت پذیرد و این حرکت مطلوب و غیرقابل انکار را چهرههای معتدل و کارآمد اصولگرا با کمک دیگران میتوانند انجام دهند. آنها بهخوبی میدانند که بهترین راه بازگشت به ریشهها و مبانی، اصولگرایی و اصلاحطلبی است. لازم است تجدیدنظر در رفتارها، اصلاح فرآیندها، مثبتاندیشی در کارها، تسهیلگرایی به جای تصدیگرایی، جذب حداکثری و دفع حداقلی، منظور گردد و بهطور جدی از افراط و تفریط پرهیز شود.
خوشبختانه، علیرغم اتفاقات ناگواری که در جریان اصولگرایی پیشآمده، حرکتهای زیبا و نویدبخشی در بعضی لایههای آن از قبیل آنچه که در توسعه و خدماتدهی به مردم در شهرداری تهران رخ داده، وجود دارد. مدیریت فعلی مجلس نیز با توجه به تشکیل فراکسیون رهروان ولایت و انتخاب دوباره دکتر لاریجانی که از کارآمدی نسبی و خوبی برخوردار است، امیدوار کننده است و باید گفت: «در ناامیدی، بسی امید است».
هر چند که اصولگرایان دولتی، مجلس و بعضی دیگر از نهادهای حکومتی را تضعیف نمودند ولی منتقدین و مستقلها نشان دادند که از ظرفیت خوبی برخوردارند و اینها میتوانند به جریان سومی در میانه اصولگرایی و اصلاحطلبی تبدیل شوند که هم حقوق اساسی مردم و آزادیهای مشروع را پاس دارند و هم با اتخاذ روشهای کارآمد و معقول، مشکلات را از سر راه مردم بردارند. رضایتمندی ملت را بیش از گذشته سبب شوند. مدیریت سیاسی فیلسوفانه و حکیمانه از نوع حاکمان حکیم، گرهگشای کار است و خلاصه کلام اینکه نوگرایی جدید در جریان اصولگرا دور از دسترس نیست. اصولگرایی میماند هر چند که اصولگراهای افراطی و زیادهخواه خواهند رفت. همچنان که اصلاحطلبی در کشور ماندگار شد و اصلاحطلبان افراطی و دگراندیش رفتند. زمان ، گره گشای مسائل است، مشروط بر اینکه دیدهبانی از اصولگرایی، عقلانیت و اعتدال بهطور جدی در سرلوحه امور قرار گیرد. جلوی بههمریختگیها و باریبههرجهت بودنها گرفته شود و قیام برای اصلاح راهبرد مهم و تعیینکننده همه دلسوزان نظام باشد.